خواندن داستان کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی یکی از مؤثرترین روشها برای تقویت زبان است؛ بهخصوص وقتی داستان جذاب و واقعی باشد. متنی که در ادامه میخوانید، روایتی الهامبخش از اتفاقات کوچکی است که جان افرادی را در حادثه ۱۱ سپتامبر نجات داد.
در واقع، این داستان نشان میدهد که گاهی همان تأخیرها و مشکلات روزمره که ما را عصبانی میکنند، دقیقاً همان لحظههایی هستند که سرنوشت برایمان رقم میزند. با هم بخوانیم و هم لغات جدید یاد بگیریم، هم از پیام عمیق آن لذت ببریم.
اتفاقات کوچک، گاهی بزرگترین تأثیر را دارند
جلسه صبحگاهی – The Morning Meeting
At a morning meeting, the head of security told stories of why these people were alive. All the stories were just about small things.
در جلسه صبحگاهی، مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد. همه این داستانها در یک چیز مشترک بودند: اتفاقات کوچک.
مدیر شرکت – The Head of the Company
As you might know, the head of the company survived that day because his son started kindergarten.
همانطور که شاید بدانید، مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد، چون روز اول کودکستان پسرش بود و باید شخصاً در آنجا حضور مییافت.
داستان بقیه بازماندگان – Other Survivors
Another fellow was alive because it was his turn to bring donuts.
همکار دیگری زنده ماند، چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد.
One woman was late because her alarm clock didn’t go off in time.
یکی از خانمها تأخیر داشت، چون ساعت زنگدارش بهموقع زنگ نزد.
One of them missed his bus.
یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد.
One spilled food on her clothes and had to take time to change.
غذا روی لباس یکی دیگر ریخته بود و مجبور شد برای تعویض لباس وقت بگذارد.
One’s car wouldn’t start.
ماشین یکی دیگر روشن نشده بود.
One went back to answer the telephone.
یکی دیگر درست موقع خروج از منزل، بهخاطر زنگ تلفن مجبور شد برگردد.
One had a child that dawdled and didn’t get ready as soon as he should have.
تأخیر بچه یکی دیگر باعث شده بود که نتواند سروقت حاضر شود.
One couldn’t get a taxi.
یکی دیگر هم تاکسی گیرش نیامده بود.
یک جفت کفش نو – A New Pair of Shoes
The one that struck me was the man who put on a new pair of shoes that morning. He took the various means to get to work, but before he got there, he developed a blister on his foot. He stopped at a drugstore to buy a Band-Aid. That is why he is alive today.
اما داستانی که بیشتر از همه مرا تحت تأثیر قرار داد، ماجرای مردی بود که آن صبح یک جفت کفش نو پوشیده بود. با وسایل مختلف سعی کرد بهموقع سرکار برسد، اما قبل از رسیدن به برجها، پایش تاول زد. به همین خاطر کنار یک داروخانه ایستاد تا یک چسب زخم بخرد. و دقیقاً به همین دلیل امروز زنده است!
لغات کلیدی این داستان
در این داستان لغات و اصطلاحات کاربردی زیادی وجود دارد. جدول زیر مهمترین آنها را جمعآوری کرده تا بتوانید آنها را حفظ کنید و در مکالمه روزمره بهکار ببرید.
پیام نهایی داستان
Now when I am stuck in traffic, miss an elevator, turn back to answer a ringing telephone — all the little things that annoy me — I think to myself: this is exactly where God wants me to be at this very moment.
حالا هر وقت در ترافیک گیر میافتم، آسانسوری را از دست میدهم، یا مجبور میشوم برگردم و تلفنی را جواب دهم — همه چیزهای کوچکی که آزارم میدهد — با خودم فکر میکنم: خدا میخواهد در این لحظه دقیقاً همینجا باشم.
Next time your morning seems to be going wrong, the children are slow getting dressed, you can’t seem to find the car keys, you hit every traffic light — don’t get mad or frustrated. God is at work watching over you.
دفعه بعد که حس کردید صبحتان خوب شروع نشده، بچهها در لباس پوشیدن تأخیر دارند، کلید ماشین را پیدا نمیکنید، یا با هر چراغ قرمزی روبهرو میشوید — عصبانی یا ناامید نشوید. بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست.
زبان انگلیسی را جدیتر دنبال کنید
اگر از خواندن این داستان لذت بردید و دوست دارید مهارتهای زبانی خود را تقویت کنید، پیشنهاد میکنیم با بخشهای دیگر سایت سلام زبان هم آشنا شوید:
- آموزش مکالمه زبان انگلیسی — تمرین مکالمه روزمره
- یادگیری گرامر زبان انگلیسی — قواعد دستوری ساده و کاربردی
- آموزش زبان انگلیسی برای مهاجرت — مسیر ویژه متقاضیان مهاجرت
پرسشهای متداول
این داستان واقعی است؟
بله، این داستان بر اساس روایتهای واقعی از بازماندگان حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نقل شده است. افرادی که به دلایل کوچک و پیشپاافتاده آن روز صبح به برجهای تجارت جهانی نرسیدند و جانشان نجات یافت.
این داستان برای چه سطح زبانی مناسب است؟
متن اصلی انگلیسی از جملات ساده و روزمره استفاده کرده و برای سطح مبتدی تا متوسط (Elementary تا Pre-Intermediate) بسیار مناسب است. با این حال، ترجمه فارسی هم کنار آن آمده تا هر سطحی بتواند استفاده کند.
چگونه از داستانهای دوزبانه برای یادگیری استفاده کنم؟
ابتدا متن انگلیسی را بخوانید و سعی کنید بدون نگاه کردن به ترجمه، مفهوم را حدس بزنید. سپس ترجمه فارسی را بخوانید و لغات ناآشنا را یادداشت کنید. در نهایت، متن انگلیسی را بلند بخوانید تا تلفظ و روانی خواندنتان هم تقویت شود.
معنی کلمه dawdle چیست؟
کلمه dawdle (تلفظ: داودِل) به معنی «وقت تلف کردن»، «دستدست کردن» یا «لفت دادن» است. معمولاً برای بچههایی استفاده میشود که در انجام کارها (مثل لباس پوشیدن) کُند عمل میکنند.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره، تعیین سطح یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟ رایگان مشاوره بگیرید!
درباره نویسنده:
محسن متین؛ بنیانگذار مجموعه سلامزبان و کارشناس ارشد آموزش زبان انگلیسی با بیش از ۲۰ سال سابقه تدریس و طراحی متدهای نوین آموزشی. وی از سال ۱۳۸۲ با راهاندازی اولین سایت آموزش آنلاین زبان در ایران، مسیر یادگیری را برای هزاران زبانآموز هموار کرده است. تمرکز او بر آموزش کاربردی، سریع و بدون اتلاف وقت است.
