خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 656: to kick start something
معنی to kick start something — یعنی «چیزی را با انرژی به راه انداختن یا دوباره راه انداختن». ریشهاش موتورهای قدیمی است که با یک لگدِ محکم روی استارت روشن میشدند؛ امروز برای شروعِ پرانرژیِ هر کاری به کار میرود. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس 656 از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📖 معنی و تلفظ to kick start something
یعنی «چیزی را با انرژی به راه انداختن یا دوباره راه انداختن». ریشهاش موتورهای قدیمی است که با یک لگدِ محکم روی استارت روشن میشدند؛ امروز برای شروعِ پرانرژیِ هر کاری به کار میرود.
🔊 تلفظ واقعی: «کیکْ اِستارْت» /kɪk stɑːrt/
🎯 کاربرد
فعل است و مفعول میگیرد: to kick start the economy «اقتصاد را به حرکت درآوردن»، to kick start my career، to kick start the day. در نوشتار با خط تیره هم میآید: kick-start. شکل سوم شخص: kick-starts؛ گذشته: kick-started.
لحنش محاورهای و خبری است و در رسانهها زیاد میشنوید: The government hopes the plan will kick start growth. معادلهای دیگر: jump-start، get going و revive. با start ساده فرق دارد: kick start یعنی شروعِ پُرانرژی، مخصوصاً برای چیزی که خوابیده یا کند شده.
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | The government wants to kick start the economy. | دولت میخواهد اقتصاد را به راه بیندازد. |
| A1 | A morning run helps me kick start my day. | دویدنِ صبحگاهی کمکم میکند روزم را پرانرژی شروع کنم. |
| A2 | The new manager kick-started the project with fresh ideas. | مدیرِ جدید با ایدههای تازه پروژه را دوباره راه انداخت. |
| A2 | A small loan kick-started his business. | یک وامِ کوچک کسبوکارش را به راه انداخت. |
| B1 | They kick-started the event with a short film. | آنها مراسم را با یک فیلمِ کوتاه شروع کردند. |
| B1 | Her speech kick-started the whole campaign. | سخنرانیِ او کلِ کمپین را به حرکت درآورد. |
| B2 | We need something big to kick start sales this year. | برای به راه انداختنِ فروشِ امسال به یک اتفاقِ بزرگ نیاز داریم. |
| B2 | He kick-started his career by working for free. | او با کارِ رایگان، کارنامهاش را استارت زد. |
| C1 | Coffee is how many people kick start their morning. | خیلیها با قهوه صبحشان را استارت میزنند. |
| C1 | The coach used a funny game to kick start the training. | مربی با یک بازیِ بامزه تمرین را پرانرژی شروع کرد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: I need to kick starting my project.
✅ درست: I need to kick start my project.
💡 نکته: بعد از to شکلِ سادهی فعل میآید: to kick start.
❌ اشتباه رایج: Kick start means to kick someone angrily.
✅ درست: Kick start means to start something with energy.
💡 نکته: ربطی به لگد زدن به کسی ندارد؛ یعنی پرانرژی شروع کردن.
❌ اشتباه رایج: He kick-started up the engine.
✅ درست: He kick-started the engine.
💡 نکته: up اضافه است؛ خودِ kick-start مفعول میگیرد.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Why did you open a coffee stand inside the garage?
چرا داخلِ تعمیرگاه یک غرفهی قهوه زدی؟
B: To kick start the business again. Customers love waiting here now.
برای این که دوباره کسبوکار را به راه بیندازم. مشتریها حالا عاشقِ انتظار کشیدن اینجا هستند.
A: Smart idea. Has it worked?
ایدهی باهوشانهای است. جواب داده؟
B: Revenue is up thirty percent this month.
درآمدِ این ماه سی درصد بالا رفته است.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک جملهٔ کامل بنویس که در آن to kick start something بهکار رفته باشد.
آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده میشود.
1) «To kick start something» یعنی چه؟
2) کدام جمله درست است؟
3) معادلِ نزدیک کدام است؟
4) ریشهی این اصطلاح چیست؟
❓ سؤالات متداول
❓ فرق kick start با start چیست؟
start کلی است؛ kick start یعنی شروعِ پُرانرژی یا دوباره به راه انداختنِ چیزی که کند یا متوقف شده.
❓ رسمی است؟
در گزارشهای خبری و اداریِ غیررسمی زیاد میآید (مثل kick start the economy)؛ برای متنهای خیلی رسمی از stimulate یا boost استفاده کنید.
❓ با خط تیره یا بدون آن؟
هر دو رایج است: kick start و kick-start. بهعنوان اسم هم میآید: The ad gave sales a kick start.
🎯 جمعبندی درس 656
to kick start something
یعنی «چیزی را با انرژی به راه انداختن یا دوباره راه انداختن». ریشهاش موتورهای قدیمی است که با یک لگدِ محکم روی استارت روشن میشدند؛ امروز برای شروعِ پرانرژیِ هر کاری به کار میرود. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟ همین حالا بپرسید؛ مشاوره کوتاه است و مسیر را روشن میکند.
آموزش رایگان مکالمه
📱 ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹
💬 پیام در واتساپ
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
دیدگاهها بسته شدهاند.