⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای
«to get through» یک چاقویِ چهارکاره است: **تمام کردن** (ایمیلها را get through کن!)، **تاب آوردن** (از این هفته get through کن!)، **فهماندن** (حرفم به او get through نمیشود!) و **وصل/قبول شدن** (تماس get through نشد!). معنا را بافت و حرف اضافهٔ to تعیین میکنند!
معنی to get through — «to get through» یک چاقویِ چهارکاره است: **تمام کردن** (ایمیلها را get through کن!)، **تاب آوردن** (از این هفته get through کن!)، **فهماندن** (حرفم به او get through نمیشود!) و **وصل/قبول شدن** (تماس get through نشد!). معنا را بافت و حرف اضافهٔ to تعیین میکنند! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۳۸۱ از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است.
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ to get through
«to get through» یعنی عبور کردن از چیزی — با هر چهار رنگِ آن:
(۱) تمام کردن: get through my emails / the pile of paperwork — از روی کار رد شدن و تمامش کرد.
(۲) تاب آوردن: get through a hard week / the winter — از دلِ دورهٔ سخت زنده بیرون آمدن.
(۳) فهماندن: get through TO him — پیغامت به ذهن و دل کسی رسیدن: I cannot get through to him.
(۴) وصل/قبول شدن: تماس: I could not get through — وصل نشد!؛ آزمون: get through the exam.
ساختار: get through + something؛ برای معنای سوم: get through to somebody.
خانواده: to pull through (از بیماری/سختی جان به در شدن!)، to weather the storm (طوفان را تاب آوردن)، to make it (از آبِ سالم بیرون رفتن!)، to survive (زنده ماندن — جدیتر).
فرق با get over: get over یعنی پشتِ سر گذاشتنِ احساس یا شوک (get over a breakup — از دلشردگی «رد شدن»)؛ get through یعنی خودِ دورهٔ سخت را دویدن و تحمل کردن. یکی از احساس رد میشود، دیگری از میانِ روزگار!
ریشه: through = از میان — از میانِ کار، سختی یا شخص رد شدن!
🔊 تلفظ واقعی: «تو گِت ثرو» /tə ˌɡet ˈθruː/ — th انگلیسیِ نفسانی (زبان بین دندانها!) و oo کشیده: «ثرووو». سهحرفی و پرقدرت — با ریتمِ گامهای محکم بگو، مثل کسی که از تونلِ تاریک به سمتِ نور قدم میزند!
🎯 کاربرد و لحن
کار: I need to get through my emails before lunch. سختی: We will get through this together — با هم از این هم عبور میکنیم. فهماندن: The teacher finally got through to the shy student. تماس: The line was busy; I could not get through. هر جملهای با این عبارت، اعترافِ کوچکی است: بعضی چیزها را «انجام» نمیدهیم — «تحمل» میکنیم!
✍️ ۱۰ مثال سطحبندیشده
جملهها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شدهاند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ یکمعنا پنداشتن
✅ get through چهار چهره دارد: تمام کردن، تاب آوردن، فهماندن، وصل/قبول شدن
بافت و حرف اضافهٔ to معنا را عوض میکنند!
❌ قاطی کردن با get over
✅ get over = پشتِ سر گذاشتنِ احساس/شوک؛ get through = از میانِ خودِ دوره رد شدن
یکی از احساس رد میشود، دیگری از میانِ روزگار!
❌ جا انداختن to در معنای فهماندن
✅ I cannot get through him ✗ → get through TO him ✓
حرف اضافهٔ to همان پلِ رسیدن است.
💬 دیالوگ کوتاه
A: How was your Monday?
دوشنبهات چطور بود؟
B: I got through it. That is the whole review.
ازش بیرون آمدم. همین تمامِ نقد و بررسیاش است.
A: Emails?
ایمیلها؟
B: Two hundred. I got through half.
دویستتا. نصفش را تمام کردم.
🏋️ تمرین عملی امروز: امروز سه بار از get through در سه معنایش استفاده کن: یکبار برای کاری که تمام کردی، یکبار برای سختی که تاب آوردی و یکبار برای پیامی که بالاخره به کسی رساندی — و کنارِ هر جمله بنویس کدام معنا بود!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
رایجترین معنا کدام است؟
در گفتارِ روزمره «تاب آوردن» و «تمام کردن» سرِ مسابقهاند: get through the week و get through my inbox — هر دو همهجا هستند!
get through an exam یعنی قبول شدم؟
میتواند باشد! در بریتانیا غالباً «قبول شدن» است؛ اما در بافتِ روشن: I got through the exam without any problems یعنی بدون مشکل ازش رد شدم. بافت تصمیم میگیرد.
get through to him چه چیزی به او میرسد؟
پیغام و منطق — نه تلفن! یعنی «حرفم به دل و ذهنش رسید». برای تلفن میگویند: I could not get through — وصل نشد.
🎯 جمعبندی درس ۳۸۱
«to get through» یک چاقویِ چهارکاره است: **تمام کردن** (ایمیلها را get through کن!)، **تاب آوردن** (از این هفته get through کن!)، **فهماندن** (حرفم به او get through نمیشود!) و **وصل/قبول شدن** (تماس get through نشد!). معنا را بافت و حرف اضافهٔ to تعیین میکنند! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟