پرش به محتوا
Home » معنی To Rattle Someone؛ از ریمنداختنِ آدم‌ها | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی To Rattle Someone؛ از ریمنداختنِ آدم‌ها | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۶۲
rattle همان صدایِ «چِر‌چِر»ی است که چیزهای تو‌خالی در می‌آورند. وقتی کسی را rattle می‌کنید، یعنی زنگِ خونسردی‌اش را به صدا درآورده‌اید — بدونِ اینکه دست بزنید.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Rattle Someone را یاد می‌گیری: «rattle someone» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۶۲ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Rattle Someone»

فعلِ rattlingِ فیزیکی (لرزیدنِ پنجره، چِر‌چِرِ کلید) در موردِ آدم‌ها معنایِ روانی می‌گیرد: کسی را از ریتم و اطمینان‌خاطرش بیرون‌کشیدن. The first question rattled him یعنی «همان سؤالِ اول، دست‌وپایش را لرزاند». شکلِ صفتی‌اش هم پرکاربرد است: She looked visibly rattled — «کاملاً از پاش می‌لنگید».

دو هم‌خانوادهٔ پرتکرار را قاطی نکنید: rattle on (about something) یعنی «سردردآوردن با حرف‌زدنِ بی‌وقفه» — He rattles on about golf for hours؛ و rattle someone’s cage که لحنش خطرناک‌تر است: دست‌وپنجه نرم‌کردن با آدمِ عصبانی، «برای کسی تخم‌مرغ هم‌رنگ‌کردن» نه، «موشکِ اعصابش را راه‌انداختن».

در ورزش و سیاست، این فعلِ ساده ابزارِ تحلیل است: بازی‌های بزرگ را تیمی می‌بَرد که حریف را زودتر rattle کند؛ و مصاحبه‌گرِ حرفه‌ای دنبالِ همان سؤالِ یک‌کلمه‌ای است که طرف را از پاش بیندازد. بارِ معنایی‌اش «آسیبِ روحی» نیست؛ «لرزیدنِ موقتِ اعتمادبه‌نفس» است — درست مثلِ صدایی که می‌آید و می‌رود.

🗣 تلفظ: «رَتل» /ˈræt/ — همان aِ «بَد»؛ نه «ریتِل»، نه «راتل». صفتی: «رَتِلد».

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

لحنش reporters‌طور و روزمره است؛ در گزارشِ ورزشی، تحلیلِ مصاحبه و کل‌کلِ دوستانه («Did I rattle you?» یک‌جور کلاس‌درآوردنِ بامزه‌ست). در متنِ اداریِ رسمی بهتر است از unsettle یا fluster استفاده کنی.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Nothing rattles him.—هیچ‌چیز از پاش نمی‌ندازتش.A1۱
The phone call rattled her a little.—اون تلف زنگ، یه کم ازش برد.A1۲
Don’t let the booing crowd rattle you.—نذار هو‌کردنِ تماشاچیا از پات بندازدت.A2۳
She seemed rattled after the interview.—بعدِ مصاحبه یه‌جوری از ریتم افتاده بود.A2۴
One tough question can rattle a confident speaker.—یه سؤالِ سخت می‌تونه سخنرانِ بااعتمادبه‌نفس رو هم بلند کنه.B1۵
Their early goal was designed to rattle us.—گُلِ زودنگهدشون برای این بود که از پامون بندازتشون.B1۶
Politicians rehearse exactly so nothing can rattle them on air.—سیاستمدارا تمرین می‌کنن که هیچ‌چیز وسطِ پخشِ زنده بهشون لرزه نندازه.B2۷
He rattles on about his car for hours — that’s another rattle.—ساعتی دربارهماش حرف می‌زنه بی‌وقفه — اون یکی «رَتِل» همینه: چِر‌چِرِ کلامی.B2۸
The best interviewers don’t shout; they find the one question that rattles.—بهترین مصاحبه‌گر داد نمی‌زنه؛ همون یه سؤالو پیدا می‌کنه که طرفو از پاش می‌ندازه.C1۹
A leader’s tell isn’t confidence — it’s who stays un-rattled when the room panics.—نشانهٔ رهبر اعتمادبه‌نفس نیست؛ اینه که وقتی جمع وحشت‌زده‌ست، کی آروم می‌مونه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ قاطی‌کردن با provoke (عصبانی‌کردنِ عمدی)
غلط: He tried to rattle me into a fight.
درست: He tried to provoke me into a fight.
rattle یعنی لرزاندنِ خونسردی؛ اگر هدفت خشمِ طرف است، همان provoke / get to someone.
❌ یاد‌بردنِ on در «چِر‌چِر کردن / حرف‌ریختن»
غلط: He rattles English for hours.
درست: He rattles on in English for hours.
برای «سردردآوردن با حرف» on لازم است؛ rattling بدونِ on همان لرزاندن است.
❌ به‌کاربردن برای لرزشِ فیزیکیِ آدم
غلط: The earthquake rattled us all out of bed.
درست: The earthquake shook us out of bed.
لرزشِ فیزیکی = shake؛ rattle برای صدایِ چیزهای تو‌خالی و لرزیدنِ اعصاب است، نه زلزله‌ای که تخت را تکون می‌دهد.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You froze for two seconds. Did the question rattle you?
دو ثانیه قفل کردی. اون سوال ازا‌زت درآورد؟
Honestly? Yes. Everyone was watching.
راستشو بخوام؟ آره. همه نگاهم می‌کردن.
That’s the trick: name it, breathe, answer. Rattled minds think better after a pause.
ترفند همینه: بپذیر، یه نفس، بعد جواب. ذهنِ لرزون بعدِ مکث بهتر فکر می‌کنه.
Okay. One breath. Now — answer.
باشه. یه نفس. حالا — جواب.
✍️ تمرین شما: یک موقعیتِ واقعی که اخیراً «از پات انداختت» را به‌خاطر بیاور و جمله‌اش را بساز: “___ really rattled me, but I ___.” فردا در گپِ انگلیسی بپرس: “Did that rattle you?” — این سؤال، خودِ یک ترفندِ مصاحبه‌گری است.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. ریشهٔ تصویرِ rattle چیست؟
۲. rattle on یعنی؟
۳. کدام برای «زلزلهٔ خانه» طبیعی‌تر است؟
۴. وقتی می‌خواهی در مصاحبه حریفت را چه‌کار کنی؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقش با fluster شده؟
fluster بیشتر «مواجهه با حجمِ سؤال/کار و جا‌خوردن» است؛ rattle «از ریتم‌افتادنِ تدریجی با فشار یا خبر». در خیلی جاها هم‌پوشانی دارند.
🔹 در ورزش زیاد می‌شنوم؛ چرا؟
چون «روحیهٔ تیم» دقیقاً همان چیزی است که با یک گُلیِ زودهنگام یا یک خطایِ بحث‌برانگیز می‌لرزد؛ reporters فعلِ rattle را برای همین عاشق‌اند.
🔹 Rattle someone’s cage یعنی چه؟
کمی‌شدنِ خطرناک: دست‌زدن به آدمِ عصبانی و منتظرِ واکنش‌ماندن. cage را قاطیِ کفگیرِ آشپزخانه نگیر!

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Rattle Someone را یادت بماند: معنی rattle someone در انگلیسی؛ وقتی یک سؤال، یک نگاه یا یک خبر، خونسردیِ طرف را مثلِ صدایِ جغجغه می‌لرزاند. کاربرد، ده مثال و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید