در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Split the Difference را یاد میگیری: «فرمولِ «split the difference» برایِ بستنِ معاملهیِ گیرکرده» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۸۳۷ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «To Split the Difference»
«split the difference» فرمولِ بستنِ معاملهای است که گیر کرده: تو هشت میگویی، طرفِ مقابلِ ده؛ «اختلاف» همان فاصلهیِ دو عدد است — دو — و نصفش را که از هشت برداری، میرسی به نه. هر دو طرف به همان اندازه کوتاه میآیند و عددِ وسط، مُهرِ پایان میشود. فارسیِ نزدیکش «وسط را گرفتن» و «نصفِ اختلاف را تقسیم کردن» است؛ در بازارِ خودمان هم همین ضرب را میزنند، فقط اسمِ اینقدر ثابت ندارد.
اینجا دو اصطلاحِ شبیه را از هم جدا کن، چون زبانآموزها یکجا قاطی میکنند: «split the difference» سهمیِ فاصلهیِ دو پیشنهاد است، نه سهمیِ چکِ شام؛ برایِ رستوران «split the bill» یا «split the check» را داری. همخانوادههایش هم وزنهایِ دیگری دارند: «meet halfway» همان وسطآمدن است، ولی میتواند یکطرفه باشد؛ «compromise» ترجمۀِ رسمی و مفهومیِ هر دو است. «split the difference» اما حسابی و دوطرفه است: فقط وقتی جواب میدهد که هر دو عدد رویِ میز باشد.
لحنش «بیا تمامش کنیم» است، نه «بیا عاشقانه بفهمیم هم را» — و همین، مرزِ استفادهاش است. در چانهزنیِ بازار و میزِ مذاکره، میانبرِ محترمانه است؛ در دعواهایِ عاطفی که هر دو طرف زخمیاند، عددِ وسط نمیتواند درد را نصف کند و گفتنش از راهِ فرار میآید، نه آشتی. نکتهیِ دستوریِ ریز هم هست: در قالبِ پیشنهاد، «let’s + فعلِ ساده» میآید و «difference» مفرد و با «the» — چون دقیقاً یک فاصله میانِ دو عدد هست، نه چند تا.
کاربرد و لحن
رویِ هر عددی که گیر کرده به کارش ببر: قیمت، مهلت، تعدادِ مهمان، حتی جایِ سفر. برایِ فروشنده بگو و برایِ همتیمیِ خسته هم؛ جملهیِ «let’s split the difference» معمولاً دروازۀِ بستنِ معامله را باز میکند. اما یادت باشد چهوقت نگوئیش: وقتی موضوع عدد نیست — وقتی حرف، دلخوری است. و اگر عددِ وسط هنوز از جیبِ تو زیاد است، «نه» گفتن بیادبی نیست؛ این فرمول، ابزارِ بستن است نه وظیفه.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
To Split the Difference را یادت بماند: split the difference یعنی عددِ وسط را بپذیر: من هشت، تو ده، نه. فرقش با تقسیمِ حسابِ رستوران، جایگاهش در چونهزدن، معادلهایِ meet halfway و compromise، و مرزِ لحنش با دعواهایِ عاطفی؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها