To ditch SMO/SMT
فعل پرکاربرد عامیانه «To ditch» یعنی **«رها کردن، ول کردن و ترک کسی یا چیزی بهطور ناگهانی — از شرّش خلاص شدن»** (SMO = someone کسی، SMT = something چیزی) — معادل فارسی: «ولش کرد / ترکش کرد / بینداختش دور / از قرار پیاده شد» (معادل انگلیسی: to abandon or get rid of someone or something; to leave suddenly).
چهار کاربرد ستاره:
۱. **مدرسه و کلاس**: ditch school/class = مدرسه و کلاس را رتاندن، قلی کردن: Let’s ditch last period.
۲. **قرار و دوستان**: He ditched me at the party. (مرا وسط مهمانی تنها گذاشت و رفت.)
۳. **اشیای کهنه**: I finally ditched my old phone. (بالاخره از شر گوشی قدیمیم خلاص شدم.)
۴. **مکان و موقعیت (دستوری جمعی)**: This party is dead — let’s ditch this place. (این مهمانی مرده — بزنیم به چاک.)
ریشه: ditch بهمعنای «جوی و کانال آب» — رها کردن ماشین دزدیدهشده در جوی را تصور کنید؛ از آنجا به هر «رها کردن ناگهانی» رسید.
لحن: محاوره و غیررسمی؛ در نامهٔ رسمی نکنید.
معنی to ditch — فعل پرکاربرد عامیانه «To ditch» یعنی **«رها کردن، ول کردن و ترک کسی یا چیزی بهطور ناگهانی — از شرّش خلاص شدن»** (SMO = someone کسی، SMT = something چیزی) — معادل فارسی: «ولش کرد / ترکش کرد / بینداختش دور / از قرار پیاده شد» (معادل انگلیسی: to abandon or get rid of someone or something; to leave suddenly).
چهار کاربرد ستاره:
۱. **مدرسه و کلاس**: ditch school/class = مدرسه و کلاس را رتاندن، قلی کردن: Let’s ditch last period.
۲. **قرار و دوستان**: He ditched me at the party. (مرا وسط مهمانی تنها گذاشت و رفت.)
۳. **اشیای کهنه**: I finally ditched my old phone. (بالاخره از شر گوشی قدیمیم خلاص شدم.)
۴. **مکان و موقعیت (دستوری جمعی)**: This party is dead — let’s ditch this place. (این مهمانی مرده — بزنیم به چاک.)
ریشه: ditch بهمعنای «جوی و کانال آب» — رها کردن ماشین دزدیدهشده در جوی را تصور کنید؛ از آنجا به هر «رها کردن ناگهانی» رسید.
لحن: محاوره و غیررسمی؛ در نامهٔ رسمی نکنید. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۲۴۰ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ To ditch SMO/SMT
فعل پرکاربرد عامیانه «To ditch» یعنی **«رها کردن، ول کردن و ترک کسی یا چیزی بهطور ناگهانی — از شرّش خلاص شدن»** (SMO = someone کسی، SMT = something چیزی) — معادل فارسی: «ولش کرد / ترکش کرد / بینداختش دور / از قرار پیاده شد» (معادل انگلیسی: to abandon or get rid of someone or something; to leave suddenly).
چهار کاربرد ستاره:
۱. **مدرسه و کلاس**: ditch school/class = مدرسه و کلاس را رتاندن، قلی کردن: Let’s ditch last period.
۲. **قرار و دوستان**: He ditched me at the party. (مرا وسط مهمانی تنها گذاشت و رفت.)
۳. **اشیای کهنه**: I finally ditched my old phone. (بالاخره از شر گوشی قدیمیم خلاص شدم.)
۴. **مکان و موقعیت (دستوری جمعی)**: This party is dead — let’s ditch this place. (این مهمانی مرده — بزنیم به چاک.)
ریشه: ditch بهمعنای «جوی و کانال آب» — رها کردن ماشین دزدیدهشده در جوی را تصور کنید؛ از آنجا به هر «رها کردن ناگهانی» رسید.
لحن: محاوره و غیررسمی؛ در نامهٔ رسمی نکنید.
🔊 تلفظ واقعی: «تو دیچ» /tuː dɪtʃ/ — i کوتاه و ch آخر مثل rich و which؛ نه «دایچ».
🎯 کاربرد و لحن
برای تصمیم ناگهانی به ترک: My friends ditched me at the mall, so I took the bus home. (دوستام منو توی مرکز خرید ول کردن رفتن، برای همین با اتوبوس برگشتم خونه.)
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A2 | He ditched class today. | امروز کلاس رو رتاند. |
| A2 | Don’t ditch me at the party! | منو توی مهمانی ول نکن! |
| B1 | She ditched her old car and bought a hybrid. | ماشین قدیمیش رو کنار گذاشت و هیبرید خرید. |
| B1 | This concert is boring — let’s ditch it. | این کنسرت حوصلهسربره — بزنیم به چاک. |
| B1 | They ditched the plan after the storm warning. | بعد از هشدار طوفان برنامه رو لغو و رها کردن. |
| B2 | He got ditched by his bandmates right before the tour. | درست قبل از تور، اعضای گروهش ولش کردن. |
| B2 | We ditched the heavy bags at the hotel before sightseeing. | کیفهای سنگین رو توی هتل گذاشتیم و رفتیم گردش. |
| C1 | The suspect ditched the weapon somewhere along the river. | مظنون سلاح رو جایی امتداد رودخانه بینداخت دور. |
| C1 | Fed up with traffic, he ditched his car for a bicycle. | از ترافیک خسته شده بود، ماشین رو گذاشت کنار و سوار دوچرخه شد. |
| C1 | The startup ditched its original name within a year. | استارتاپ ظرف یک سال اسم اولیهاش رو عوض کرد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: استفاده در متن خیلی رسمی
✅ درست: ditch زبان کوچه و دوستانه است؛ در ایمیل کاری بنویسید cancel/abandon یا leave، نه ditch. برای استعفا از سیاست در گزارش خبری: abandoned the policy.
💡 نکته: ثبت و لحن متناسب شد.
❌ اشتباه رایج: اشتباه با throw away زباله
✅ درست: برای دور ریختن زباله throw away طبیعیتر است؛ ditch وقتی میدرخشد که آدم/برنامه/مکان «رها» شود — بارداری تصمیم دارد.
💡 نکته: دامنهٔ کاربرد هر فعل تعیین شد.
❌ اشتباه رایج: حذف مفعول
✅ درست: ditch ساده بدون مفعول کممعناست — مشخص کنید چه کسی یا چه چیزی: ditch him / ditch the plan / ditch school.
💡 نکته: مفعول وارد شد.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Where’s Kevin? He was supposed to meet us an hour ago.
کوین کجاست؟ قرار بود یک ساعت پیش برسه.
B: Forget it — he’s ditching us again. Third time this month.
بیخیالش — باز داره ولمون میکنه. سومین باره این ماه.
A: Unbelievable. You know what? Let’s ditch this cafe too — I know a better one.
باورم نمیشه. میدونی چیه؟ این کافه رو هم بگذاریم کنار — یه جای بهتر میشناسم.
B: Deal. And next time Kevin calls, we’re ditching HIM.
قبوله. و دفعهٔ بعد کوین زنگ زد، ما ولش میکنیم.
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
تفاوت ditch با leave چیست؟
leave خنثی و همهکاره است؛ ditch بار «تصمیم ناگهانی و رهاکردن» دارد — دوستانه و عامیانه، گاهی کمی خشن برای آدمها.
ditch school یعنی چه؟
مدرسه را رتاندن، از کلاس فرار کردن — بچهها بین خودشان میگویند؛ معلمها ترجیح میدهند skip یا cut class بگویند.
آیا برای آدمها رک نیست؟
کمی رک و دلشکنی است: She ditched him یعنی ولش کرد و رفت — در محاوره رایج است ولی در حضور شخص موضوع، ظریفتر بگویید.
🎯 جمعبندی درس ۲۴۰
To ditch SMO/SMT
فعل پرکاربرد عامیانه «To ditch» یعنی **«رها کردن، ول کردن و ترک کسی یا چیزی بهطور ناگهانی — از شرّش خلاص شدن»** (SMO = someone کسی، SMT = something چیزی) — معادل فارسی: «ولش کرد / ترکش کرد / بینداختش دور / از قرار پیاده شد» (معادل انگلیسی: to abandon or get rid of someone or something; to leave suddenly).
چهار کاربرد ستاره:
۱. **مدرسه و کلاس**: ditch school/class = مدرسه و کلاس را رتاندن، قلی کردن: Let’s ditch last period.
۲. **قرار و دوستان**: He ditched me at the party. (مرا وسط مهمانی تنها گذاشت و رفت.)
۳. **اشیای کهنه**: I finally ditched my old phone. (بالاخره از شر گوشی قدیمیم خلاص شدم.)
۴. **مکان و موقعیت (دستوری جمعی)**: This party is dead — let’s ditch this place. (این مهمانی مرده — بزنیم به چاک.)
ریشه: ditch بهمعنای «جوی و کانال آب» — رها کردن ماشین دزدیدهشده در جوی را تصور کنید؛ از آنجا به هر «رها کردن ناگهانی» رسید.
لحن: محاوره و غیررسمی؛ در نامهٔ رسمی نکنید. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.