چندش، مو به تن سیخ شدن به انگلیسی
چندش، مو به تن سیخ شدن به انگلیسی goose bumps سفت شدن و دانه دانه شدن پوست در اثر سرما […]
چندش، مو به تن سیخ شدن به انگلیسی goose bumps سفت شدن و دانه دانه شدن پوست در اثر سرما […]
تنبل شاه عباس به انگلیسی couch potato کدو تنبل Definition: One who sits in front of the
بزدل به انگلیسی چگونه بیان می شود؟ معادل بسیار ساده و آسانی دارد. بزدل به انگلیسی بزدل معادل انگلیسیش چی
fender bender Definition: (American English informal) a car accident in which little damage is done تصادف جزئی Example: 1) Herbert
اگر به دنبال معنی و معادل دست انداختن به انگلیسی هستید، این متن مناسب می باشد. معادل دست انداختن
چشمت بهش باشه به انگلیسی keep an eye on Definition: To watch very carefully; to guard; to place
معرکه، باحال به انگلیسی phat Definition: Excellent, cool, the greatest, fashionable, attractive, or desirable – used by young people
بزدل،ترسو به انگلیسی yellow Definition: A person who is scared easily; a cowardly individual. Example: 1) Chris didn’t surprise