پرش به محتوا
Home » معنی to be BOUND TO DO something؛ حتماً/احتمالاً کاری را انجام دادن؛ ناگزیر بودن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to be BOUND TO DO something؛ حتماً/احتمالاً کاری را انجام دادن؛ ناگزیر بودن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to be BOUND TO DO something

این درس به تو کمک می‌کند عبارت را در مکالمه تشخیص بدهی، با مثال تمرین کنی و لحن مناسبش را انتخاب کنی.

🎬 ویدئوی درس 266 از مستر کوچ

شناسهٔ تأییدشدهٔ ویدئو: e28l3cr؛ شناسهٔ عددی API: 4134676

صفحهٔ واقعی ویدئو در آپارات

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

📖 معنی و تلفظ to be BOUND TO DO something

be bound to do something یعنی «به‌احتمال بسیار زیاد کاری را انجام دادن» یا «ناگزیر از انجام کاری بودن». این ساختار دربارهٔ پیش‌بینی قوی است، نه اجبار مستقیم. You are bound to make mistakes بیشتر یعنی «طبیعی است که اشتباه کنی/حتماً اشتباه پیش می‌آید»، نه اینکه کسی تو را مجبور کرده باشد.

🔊 تلفظ واقعی: bound /baʊnd/ با found هم‌قافیه است. الگو: subject + be + bound to + base verb؛ مثل She is bound to notice.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

اگر پایهٔ پیش‌بینی تجربه، شواهد یا منطق باشد، bound to طبیعی است. برای اجبار رسمی از be required to و برای اجبار قانونی از be obliged to استفاده کنید. Bound to معمولاً از likely to قوی‌تر است، ولی همیشه صددرصد قطعی نیست.

عبارت خنثی تا محاوره‌ای است و گاهی برای دلگرمی به کار می‌رود: You’re bound to improve. در جملهٔ منفی مثل It isn’t bound to happen، گوینده پیش‌بینی مثبت یا منفی خود را نرم‌تر می‌کند.

نکته‌های کاربردی

نکتهٔ کاربردی 1

پیش‌بینی قوی: The news is bound to spread.

نکتهٔ کاربردی 2

دلگرمی: Keep practicing; you’re bound to improve.

نکتهٔ کاربردی 3

اجبار واقعی: You are required to wear a helmet. نه لزوماً bound to.

نکتهٔ کاربردی 4

ساختار درست بعد از to، شکل سادهٔ فعل است: bound to succeed، نه bound to succeeding.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از موقعیت‌های روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند.

سطح جملهٔ انگلیسی ترجمهٔ فارسی روان
A1 You’re bound to feel tired after that long flight. بعد از آن پرواز طولانی حتماً احساس خستگی می‌کنی.
A1 She is bound to notice the change. او حتماً متوجه تغییر می‌شود.
A2 If you keep practicing, you’re bound to improve. اگر به تمرین ادامه بدهی، حتماً پیشرفت می‌کنی.
A2 The price is bound to rise before summer. قیمت احتمالاً پیش از تابستان بالا می‌رود.
B1 Someone is bound to ask about the missing file. حتماً کسی دربارهٔ فایل گمشده سؤال می‌کند.
B1 A plan this ambitious is bound to have a few problems. برنامه‌ای به این جاه‌طلبی حتماً چند مشکل دارد.
B2 He’s bound to be disappointed if we cancel at the last minute. اگر در آخرین لحظه لغو کنیم، حتماً ناامید می‌شود.
B2 The two ideas are bound to conflict unless we set clear priorities. اگر اولویت‌های روشنی تعیین نکنیم، این دو ایده ناگزیر با هم تعارض پیدا می‌کنند.
C1 They were bound to reach different conclusions from such different data. با چنین داده‌های متفاوتی، ناگزیر به نتایج متفاوت می‌رسیدند.
C1 No method is bound to work for every learner. هیچ روشی قرار نیست برای هر زبان‌آموزی حتماً جواب بدهد.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: ترجمهٔ bound to به «مجبور به» در همهٔ جمله‌ها.
✅ درست: برای الزام از required to یا obliged to استفاده کنید؛ bound to اغلب پیش‌بینی است.
❌ اشتباه رایج: گذاشتن gerund بعد از to: bound to improving.
✅ درست: در این الگو بعد از to فعل ساده می‌آید: bound to improve.
❌ اشتباه رایج: اشتباه گرفتن تلفظ bound با bond.
✅ درست: bound /baʊnd/ و bond /bɑːnd/ را با جفت‌های صوتی جدا تمرین کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

Nima: I’m nervous about presenting this draft.
نیما: برای ارائهٔ این پیش‌نویس استرس دارم.

Ladan: You’ve prepared carefully. You’re bound to do well.
لادن: با دقت آماده شده‌ای. حتماً خوب پیش می‌روی.

Nima: I hope so. I’ll review the opening once more.
نیما: امیدوارم. یک بار دیگر مقدمه را مرور می‌کنم.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 تمرین

ابتدا پاسخ را خودتان بسازید؛ سپس پاسخ پیشنهادی را با جملهٔ خودتان مقایسه کنید.

تمرین 1: به دوستتان دلگرمی بدهید که با تمرین پیشرفت می‌کند.
پاسخ پیشنهادی: You’re bound to improve with practice.
تمرین 2: پیش‌بینی کنید کسی دربارهٔ تأخیر سؤال خواهد کرد.
پاسخ پیشنهادی: Someone is bound to ask about the delay.
تمرین 3: برای الزام پوشیدن کلاه ایمنی از واژهٔ دقیق‌تر استفاده کنید.
پاسخ پیشنهادی: You are required to wear a helmet.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

1. معنی غالب You’re bound to improve چیست؟

2. بعد از bound to چه می‌آید؟

3. برای الزام قانونی کدام دقیق‌تر است؟

4. کدام جمله درست است؟

5. تلفظ bound کدام است؟

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

آیا bound to صددرصد قطعی است؟

نه همیشه؛ پیش‌بینی بسیار قوی است و گاهی برای تأکید یا دلگرمی اغراق‌آمیز به کار می‌رود.

فرق bound to do و bound for چیست؟

اولی پیش‌بینیِ انجام کار است؛ bound for یعنی عازم مقصدی بودن: a train bound for Kyoto.

آیا می‌توان گفت bound doing؟

در این معنی نه. الگو be bound to do است.

⬆ بازگشت به فهرست

🎁 منابع مکمل رایگان سلام‌زبان:
💬 آموزش رایگان مکالمه

🎯 جمع‌بندی درس 266

to be BOUND TO DO something

حتماً/احتمالاً کاری را انجام دادن؛ ناگزیر بودن

دربارهٔ نویسنده

این درس توسط تیم آموزشی سلام‌زبان، با تمرکز بر کاربرد طبیعی، تفاوت لحن و مثال‌های قابل استفاده در مکالمه تدوین شده است.

دیدگاهتان را بنویسید