پرش به محتوا
Home » معنی cut it close؛ تقریباً دیرم شد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی cut it close؛ تقریباً دیرم شد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای
to cut it close

Cut it close یعنی تقریباً دیرم شد. رسیدم، ولی اگر یک دقیقه دیرتر می‌آمدم، قطار رفته بود.

معنی cut it close — Cut it close یعنی تقریباً دیرم شد. رسیدم، ولی اگر یک دقیقه دیرتر می‌آمدم، قطار رفته بود. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس 591 از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to cut it close

یعنی تقریباً دیرم شد. رسیدم، ولی اگر یک دقیقه دیرتر می‌آمدم از دست می‌دادم. چشم‌به‌هم‌زدن بود که نرسم.

می‌گویی I cut it close. We cut it close this morning. Don't cut it so close next time.

مترادف‌ها: just in time، almost late، by the skin of your teeth. Just in time ساده‌تر است. این یکی یعنی حاشیه خیلی کم بود.

🔊 تلفظ واقعی: «کات ایت کلوس» /kʌt ɪt kloʊs/ — cut کات. close کلوس؛ اینجا یعنی تنگ، نه بستن.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

قطار، جلسه، مهلت. نامه: we arrived with very little time. گفتار: I cut it close this morning.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 I cut it close this morning. امروز صبح تقریباً دیرم شد.
A1 We cut it close, but we caught the bus. تقریباً دیر شد، ولی به اتوبوس رسیدیم.
A2 Don't cut it so close next time. بار بعد این‌قدر تنگ نگیر.
A2 She cut it close and sat down as the movie started. تقریباً دیر رسید و درست سر شروع فیلم نشست.
B1 The flight boarded. You cut it close. سوار شدن شروع شده بود. تقریباً دیرت شد.
B1 I always cut it close with parking. برای پارک همیشه تنگ می‌گیرم.
B2 Cutting it close once is luck. Every day is a habit that will fail. یک بار شانس است. هر روز که تنگ بگیری، یک روز نمی‌رسی.
B2 If the other person is waiting, cutting it close is not cool. اگر طرف منتظر است، این‌قدر تنگ رسیدن بی‌احترامی است.
C1 In a note write we arrived with very little time. This phrase is for talking. در یادداشت بنویس با فاصلهٔ خیلی کم رسیدیم. این اصطلاح مال حرف است.
C1 Do not cut it close with a child's pickup. Leave a real margin. دنبال بچه را تنگ نگیر. حاشیهٔ واقعی بگذار.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: معنی قیچی کردن در بنر معنی
✅ درست: تقریباً دیر شدن است.
💡 نکته: حاشیه کم بود.
❌ اشتباه رایج: در گزارش خشک زمان
✅ درست: آنجا we arrived with little time remaining.
💡 نکته: لحن را بسنج.
❌ اشتباه رایج: cut close بدون it
✅ درست: معمولاً cut it close.
💡 نکته: it.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: You're sweating.
عرق کرده‌ای.
B: I cut it close. The train was already here.
تقریباً دیرم شد. قطار آمده بود.
A: Sit. We still have a minute.
بشین. هنوز یک دقیقه هست.
B: Never again. I leave earlier tomorrow.
دیگر نه. فردا زودتر می‌روم.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک جملهٔ کامل بنویس که در آن امروز cut it close کرده باشی.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده می‌شود.

1) Cut it close یعنی چه؟

2) کدام جمله طبیعی است؟

3) Don't cut it so close یعنی؟

4) لحن کدام است؟

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

یعنی بریدن؟

نه. یعنی تقریباً دیر شدی، ولی رسیدی.
مودب است؟

خنثی تا خودمانی.
با just in time؟

نزدیک است. Cut it close یعنی حاشیه خیلی کم بود.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس 591

to cut it close

Cut it close یعنی تقریباً دیرم شد. رسیدم، ولی اگر یک دقیقه دیرتر می‌آمدم، قطار رفته بود. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟ همین حالا بپرسید؛ مشاوره کوتاه است و مسیر را روشن می‌کند.

📱 ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید