پرش به محتوا
Home » معنی Painstaking؛ دقتی تا مرزِ درد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Painstaking؛ دقتی تا مرزِ درد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۸۸
مرمتگری که برای یک مویِ روی تابلو، سه روز وقت می‌گذارد، painstaking است؛ دردی در کار نیست — فقط زحمتی که انگار هزینه‌اش را با جان می‌دهند.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Painstaking را یاد می‌گیری: «painstaking» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۸۸ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Painstaking»

painstaking از ساختارِ کهنِ take great pains («به زحمتِ خیلی تن دادن») ساخته شده، نه از pain به معنیِ دردِ خالص؛ بارش همین است: «تا حدِّ درد، زحمت کشیده». نزدیک‌ترین فارسی‌هایش: «به‌غایت وسواسی»، «مو‌به‌مو»، «ذره‌بینی».

دامِ اصلیِ این کلمه، هم‌آواییِ فریبنده با painful است. A painful lesson = درسی که با درد بود (شکست، تحقیر)؛ a painstaking restoration = مرمتی که ساعت‌ها زحمتِ ظریف برد. کاری می‌تواند painful باشد و هیچ دقتی در آن نباشد؛ کاری می‌تواند painstaking باشد و آدم از شدتِ علاقه، ساعت‌ها وقتش را با لذت خرجِ ذره‌بین کند. درد و دقت، دو دنیایِ جدا.

قیدِ پرکاربردها painstakingly است: painstakingly detailed, painstakingly restored — و قاعده‌اش سرِ جایش: به اسمِ فاعلیِ روش کار می‌چسبد، نه به هر ناراحتی. برای خودِ ویژگی هم اسمِ مستقلی در کار نیست؛ painstaking care یا sheer diligence بگو — «painstakingness» در دیکشنری هست ولی فقط در متونِ سنگینِ پژوهشی زنده است.

🗣 تلفظ: «پِینزْتِیکینگ» /ˈpeɪnzˌteɪkɪŋ/ — بخشِ اول pains یعنی «زحمت‌ها»، نه فقط درد؛ بخشِ دوم هم از take pains است، نه از استیکِ گوشت!

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برای ستایشِ کیفیت: research, editing, restoration, translation, data entry — هر جا ذره‌بین وسطِ کار باشد. در گفتارِ روزمره کمی کتابی است؛ نسخۀ خودمانی‌اش: super careful یا “gone over with a fine-tooth comb”.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

This needs painstaking care.—این کار وسواس می‌خواهد، مو‌به‌مو.A1۱
Her editing is painstaking.—ویرایشش ذره‌بینی است.A1۲
The map is a painstaking copy of the original.—نقشه، کپیِ دست‌سازِ بی‌نقصِ اصل است.A2۳
He did painstaking research on old ship logs.—روی دفترچۀ دریانوردیِ قدیم، تحقیقِ پرظرفیت کرد.A2۴
The restoration took four years of painstaking labor.—مرمت، چهار سال کارِ مو‌به‌مو طول کشید.B1۵
Painstaking is a compliment; painful is not always.—painstaking تعریف است؛ painful نه لزوماً.B1۶
She wrote a painstakingly fair account of both sides.—گزارشی نوشت که در انصاف‌سنجی‌اش وسواس داشت.B2۷
Each footnote was a painstaking little monument to patience.—هر پاورقی، یادگارِ کوچک و وسواسیِ صبر بود.B2۸
The novel’s power rests on painstaking historical detail, not on twists.—قدرتِ رمان به جزئیاتِ تاریخیِ پرزحمت است، نه به چرخش‌های داستانی.C1۹
In an age of hot takes, painstaking patience is a quiet flex.—در دورۀ نظرهای داغ، صبرِ وسواسی یک فخرفروشیِ بی‌صداست.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ قاطی‌کردن با painful
غلط: Reading that contract was painstaking.
درست: Reading that contract was painful (and boring).
خواندنِ قرارداد خسته‌کننده است، نه پُرظرفیت؛ painstaking برای روشِ پردقت‌ورزی است، نه بی‌حوصلگیِ تو.
❌ دو‌تکه کردن املا
غلط: The editor did pain taking work.
درست: The editor did painstaking work.
صفت سرِ هم نوشته می‌شود؛ جدا بنویسی، دیگر صفت نیست و معنی از جا می‌زند.
❌ قید را جا انداختن
غلط: He worked painstaking on the case.
درست: He worked painstakingly on the case.
به فعل، قید می‌رسد؛ صفتِ painstaking فقط سرِ اسم می‌نشیند.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Why is your translation so slow?
چرا ترجمه‌ات این‌قدر طول می‌کشد؟
Every sentence gets four drafts. Painstaking or late — pick one.
هر جمله چهار پیش‌نویس رد می‌کند. یا وسواس، یا دیرکرد؛ یکی را انتخاب کن.
The publisher picked painstaking. They also picked you.
ناشر وسواس را انتخاب کرد — تو را هم.
Obviously. Nobody pays twice for the same typo.
طبیعی است. هیچ‌کس برای یک غلطِ املایی دوباره پول نمی‌دهد.
✍️ تمرین شما: دفعۀ بعد که دقتِ کسی را دیدی، یک بار با قید تعریفش کن: “Your notes were painstakingly detailed.”؛ بعد یک بار با صفت: “This was painstaking work.”؛ تفاوتِ چرخشش را در دهانت حس کن.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. painstaking کدام را توصیف می‌کند؟
۲. کدام ترکیب با قید درست است؟
۳. کدام جمله از نظرِ معنی لنگ است؟
۴. بخشِ دومِ کلمه از کجا آمده؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 پس هیچ ربطی به درد ندارد؟
تاریخی، دور؛ زبانی، نزدیک. pains در انگلیسیِ کهن «زحمت» بود، ولی حسّ امروزیِ کلمه دقیقاً «زحمت تا مرزِ درد» است — همان که آن را تعریف می‌کند.
🔹 برای خودِ آدم هم می‌آید؟
بله: a painstaking researcher یعنی محققی که خودش وسواسِ دقت دارد. ولی یادت نرود کلمه ستایش است، نه برچسبِ وسواسِ مرضی.
🔹 نزدیک‌ترین مترادف‌ها؟
meticulous، scrupulous، thorough. میانِ این‌ها painstaking کمی خون‌دل‌به‌جوش دارد — دقتی که برایش هزینه هم داده شده.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Painstaking را یادت بماند: معنی painstaking در انگلیسی؛ وسواسِ پرخون‌دل در کار و فرقِ دقیقش با painful — قیدِ painstakingly، ریشۀ take pains، ده مثال و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید