پرش به محتوا
Home » معنی Dead on؛ دقیقِ ملّا، وسطِ وسط | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Dead on؛ دقیقِ ملّا، وسطِ وسط | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۸۱
dead اینجا مرگ نیست، وسطِ هدف است: «ملّا». dead on time یعنی ثانیه‌ای جابه‌جا، dead on target یعنی به وسطِ وسط — و dead-on arrival را هر مسافری زبان حالش است.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Dead On را یاد می‌گیری: «dead on» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۸۱ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Dead On»

در این ساختار، dead قیدِ «با دقتِ کامل» است — از تصویرِ تیراندازی: تیرِ «مرده» همان است که بی‌لرزش وسطِ هدف می‌خورد (مرگ = بی‌حرکتیِ کامل). پس dead on time = سرِ ثانیه؛ dead on target = دقیقاً وسط؛ و dead on arrival (D.O.A) = «رسید، و از اول مُرده بود» — کنایه از این‌که چیزی از همان ابتدا خراب/تمام بوده.

در بریتانیا دو زندگیِ دیگر هم دارد: صفتِ محاوره‌ای dead on یعنی «عالی/دقیقاً درسته» — “Her new single? Dead on.” — و در دارت، dead on یعنی تساویِ نهایی با امتیازِ دقیق. چیزی که فارسی‌زبان‌ها باید بدانند: dead در گفتارِ بریتیش به‌جای very نشسته (dead tired، dead brilliant) — و این با dead-on یکی نیست؛ اولی تقویتِ سست، دومی دقتِ فولادی.

هم‌خانواده‌های آمریکایی: right on the money (تخمینِ دقیقِ عددی)، bullseye (وسطِ هدف)، spot on (بریتیشِ دیگر). در ایمیلِ کاری، دقیق‌ترین و بی‌خطرترین قالب: “Your estimate was dead on.” — یک جمله، دو تحسین: هم دقتِ عدد، هم لحنِ مهندسی.

🗣 تلفظ: «دِد اُن» /ˌdɛd ˈɒn/ — در بریتیش on بی‌«و»؛ «دِدان» سرهم نه.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

زمان‌بندی، آدرس، آمار، تشخیص؛ هم گفتاری هم کتبیِ نیمه‌رسمی. در اعلامیهٔ رسمیِ پزشکی/هوانوردی D.O.A را با احتیاط به کار ببر — اصطلاحِ بارِ سنگین است.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Meet me at seven — dead on.—هفت، دقیقاً، ملاقاتیم.A1۱
His guess was dead on.—حدسش ملّایه بود.A1۲
The flight plan landed dead on time.—پرواز ثانیه‌ای جابه‌جا فرود اومد.A2۳
Dead on target — right into the center of the problem.—ملّایِ هدف؛ دقیقاً وسطِ خودِ مسئله.A2۴
Her forecast died on… I mean, was dead on — rain at four.—پیش‌بینیش — یعنی ملّایِ ملّا بود: بارون ساعت چهار.B1۵
The joke arrived dead on cue: right when we needed it.—شوخی دقیقاً سرِ نوبت رسید: همون‌وقتی که لازم بود.B1۶
Darts players live for the “dead on” draw — one point from perfection.—دارت‌بازها برای تساویِ «dead on» زندگی می‌کنن — یه قدم از کمال.B2۷
A model is only as alive as its dead-on numbers.—مدل به زنده‌ایِ عددهای ملّاش زنده‌ست.B2۸
Precision flattery: “You were dead on about the client’s fear.”—تعریفِ دقیق: «ترسِ مشتریو ملّا زده بودی.»C1۹
Being dead on once is luck; being it kindly is craft.—یک‌بار ملّابودن شانس؛ ملّابودنِ خوش‌برخورد، صنعت.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ ترجمۀ تحت‌اللفظیِ «مرده»
غلط: The meeting was dead on… like killed.
درست: The meeting started dead on nine. (punctual)
این dead قیدِ دقته، نه خبرِ ناخوشایند — لحن جمله روشن است.
❌ قاطی‌کردن با deadِ تقویتیِ بریتیش
غلط: He was dead on tired after work.
درست: He was dead tired after work.
این dead یعنی «به‌شدت» (dead tired)، نه «ملّا»؛ دو dead متفاوت‌اند، بافت مشخص می‌کند کدام.
❌ جاانداختنِ خطِ فاصله
غلط: deadon schedule
درست: dead-on schedule
قبلِ اسم با hyphen: dead-on accuracy; بعد از فعل باز: Your estimate was dead on.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Nine o’clock deadline. Not “about.” Not “ish.” Dead on.
ددلاین نه. نه «تقریبی». نه «یکم‌بیشتر». دقیقاً.
You know what a Brit hears here? Dead on — the compliment, not the threat.
یه بریتیش‌زبان اینجا چی می‌شنوه؟ «دقیقاً درسته» — تعریف، نه تهدید.
Then dead on we are: nine, and praise for whoever hits it.
پس دقیقاً ملّا: ساعتِ نه، و تعریف برای هرکی که وقتش رو بزنه.
Dead on time is dead on respect. Meeting adjourned.
سرِ وقت یعنی احترامِ ملّا. جلسه تموم.
✍️ تمرین شما: سه جملهٔ «دقت» با dead on بساز: زمان (“The kettle was dead on seven minutes”), حدس (“His repair cost was dead on”), و تمجید (“You were dead on about the queue being shorter on Tuesday”). هفتهٔ بعد یکی را واقعی تعریف کن — تعریفِ دقیق، تأثیرگذارترین نوع است.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. dead on time یعنی؟
۲. در بریتیش dead on یعنی؟
۳. کدام «تعریف از دقت» است؟
۴. ریشۀ تأکیدِ dead از کجاست؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 در آمریکای شمالی هم می‌گویند؟
بله اما spot on/right on the money بیشتر شنیده می‌شود؛ dead on به‌عنوانِ صفتِ محاوره‌ای («عالی») تقریباً بریتانیایی است.
🔹 D.O.A. را کجا نمی‌گوییم؟
در گفت‌وگوی واقعیِ پزشکیِ حساس و در خبرِ بد؛ در کمدی/خبرِ فنی (پروژۀ از اول خراب) رایج است — با فیلترِ جمع.
🔹 hyphen کی؟
قبلِ اسم: dead-on target؛ بعدِ be: dead on. همان قاعدۀ همیشگیِ صفتِ مرکب.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Dead On را یادت بماند: معنی dead on در انگلیسی؛ «دقیقاً درست» با تأکیدِ dead (مثلِ bullseye)، از زمان‌بندی تا تشخیص. کاربردها، نسخۀ بریتانیایی و ده مثال. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید