پرش به محتوا
Home » معنی To Dish Out؛ پخش‌کردنِ نقد، تنبیه و… غذا | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی To Dish Out؛ پخش‌کردنِ نقد، تنبیه و… غذا | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۷۹
diş را که بشوی، تصویرِ غذایِ سفره می‌آید؛ dish out دقیقاً همان ملاقه‌بردن است — فقط گاهی به‌جای خورش، نیش می‌دهند: انتقاد پخش‌کردن، جریمه تقسیم‌کردن، توپِ تنبیه را رها کردن.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Dish Out را یاد می‌گیری: «dish out» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۷۹ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Dish Out»

dish ظرف است و ملاقه؛ dish out یعنی «با ملاقه بینِ جمع تقسیم کردن» — غذا، اطلاعات، کارتِ بازی. بارِ استعاره از همان‌جا می‌آید: چیزی را دستۀ‌دسته و بی‌تعارف پخش کردن: The coach dished out punishment laps to the whole squad.

رایج‌ترین شکلِ زنده، انتقاد/تمسخر است: dish out criticism / insults / sarcasm — کسی که مدام «پخش» می‌کند و خودش تحویل نمی‌گیرد، تهمتِ کلاسیک را شنیده: “He dishes it out but can’t take it.” (می‌پاشد ولی خودش خوردنِ پاشیده را بلد نیست) — این جمله را برای خودآگاهیِ طنزآمیز زیاد به کار می‌برند.

هم‌خانواده‌ها: hand out (پخشِ کاغذ و بروشور — بی‌ضرر)، dole out (تقسیمِ ناچیز و دولتی‌مأبه؛ از dole = بیمۀ بیکاری)، spread around (پخش‌کردنِ خبر/شایعه). نکتهٔ لحن: dish out می‌تواند خنثی (پخشِ غذا) باشد یا کنایه‌آمیز (بارانِ تمسخر)؛ جهتِ بار را «مفعول» مشخص می‌کند: plates = سفره، punishment = میدان جنگ.

🗣 تلفظ: «دیش اَوت» /dɪʃ aʊt/ — i کوتاه مثلِ fish؛ «دایِش» نه.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

ورزشی (تنبیه‌هایِ مربی)، اداری (پخشِ جریمه)، خانوادگی (ملاقه‌به‌ملاقه)، و رسانه‌ای (انتقادِ بی‌دریغ). در نوشته‌هایِ خیلی رسمی، distribute شیک‌تر است.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Let’s dish out the plates, please.—لطفاً بشقابا رو تقسیم کنید.A1۱
He dishes out jokes all day.—کل روز شوخی پخش می‌کنه.A1۲
The teacher dished out extra homework for the noise.—معلم بابتِ شلوغی تکلیفِ اضافه پخش کرد.A2۳
She dishes out praise as freely as criticism.—تعریف رو به‌اندازۀ انتقاد دست‌ودلباز می‌ده.A2۴
The ref kept dishing out yellow cards.—داور مدام کارتِ زرد توزیع می‌کرد.B1۵
Careful: some folks dish it out but can’t take it.—مواظب باش؛ یه عده فقط می‌پاشن، خوردنِ پاشیده رو بلد نیسن.B1۶
Gossip dishes itself out at office speed; accountability never does.—شایعه با سرعتِ اداره خودشو پخش می‌کنه؛ پاسخ‌گویی هرگز.B2۷
A leader who only dishes out tough talks, but not tough standards, just cooks noise.—رهبری که فقط حرفِ سخت می‌پاشه ولی سخت‌گیریِ معیار نداره، فقط سر‌وصدا تولید می‌کنه.B2۸
The kitchen, the courtroom, the comment section — same verb, different soup.—آشپزخونه، دادگاه، بخشِ کامنت — فعلِ یکیه، خوراک فرق داره.C1۹
Dish out credit like soup: to everyone, before it cools.—قدردانی رو مثلِ سوپ تقسیم کن: به همه، قبل از سرد شدن.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ قاطی‌کردن با dish the food up
غلط: She dished the meal out of the table.
درست: She dished out the food / cleaned up the dishes.
dish out = تقسیم‌کردن؛ up با dishes یعنی ظرف‌شستن — دو مسیرِ متفاوت از یک کلمه.
❌ فراموشیِ it در «پاشیدن و نخوردن»
غلط: He dishes out but can’t take.
درست: He dishes it out but can’t take it.
هر دو جای it لازم است؛ حذفشان جمله را کتابِ درسی می‌کند.
❌ به‌کاربردن برای «تحمل‌کردن» به‌جای «پخش‌کردن»
غلط: I can’t dish out his bad mood.
درست: I can’t take his bad mood.
dishing = دادنِ پخش‌ی؛ تحمل در برابرش take است، نه dish out.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

The internet today is all dishing, zero taking.
نتِ امروز کلاً می‌پاشه، یه قاشق نمی‌خوره.
You dished out the roast at standup yesterday, though.
دیروز تو استندآپ خودت هم سیخونک زدی ها.
Guilty. Hence the soup rule: dish it, then taste it yourself first.
مقصرم. ازون رو قانونِ سوپ: اول خودت یه قاشق بچش، بعد بریز.
Democracy inside a team, served warm.
دموکراسی تو تیم، سروِ گرم.
✍️ تمرین شما: یک هفته «پاشیدن» و «خوردن» را با هم بسنج: هر بار که انتقاد کردی یادداشت کن، هر بار که شنیدی هم؛ آخر هفته با یک جملهٔ صادقانه جمع کن: “This week I dished ___ and took ___.” معادل‌سازی، تمرینِ اخلاق است با یک فعلِ دوکلمه‌ای.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. معنای هسته؟
۲. «دو‌رویی» را کدام جمله می‌گوید؟
۳. کدام با dole out فرقِ لحنی دارد؟
۴. در متنِ رسمی جایگزینش؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 با dole out چه فرقی دارد؟
dole out همیشه حسِ «کم و اجباریِ بالا به پایین» دارد (بودجه، جیره، معافیت‌های ناچیز)؛ dish out دست‌ودلبازانه و گاه بی‌تعارف است.
🔹 در دستورِ پخت‌وپز دقیقاً چه شکلی است؟
یعنی غذا را از ظرفِ اصلی با ملاقه بینِ بشقاب‌ها تقسیم کردن — همان معنای اصلی که استعاره از آن بزرگ شده.
🔹 چرا «دیش» در فارسیِ ما هم هست؟
قرضِ زبانیِ همین dish واردِ آشپزخانه‌های ما شده (ظرفِ پیرکس/دیش). معنای «پخش‌کردن» را اما در انگلیسی یاد بگیری.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Dish Out را یادت بماند: معنی dish out در انگلیسی؛ همان ملاقه که غذا می‌ریزد، حالا انتقاد و تنبیه هم پخش می‌کند. معنای واقعی، قالبِ «دو‌رویی» و ده مثال. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید