پرش به محتوا
Home » معنی A Cinch؛ «بچه‌گانه»ی انگلیسی — کاری که قرشه | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی A Cinch؛ «بچه‌گانه»ی انگلیسی — کاری که قرشه | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۸۲
اگر piece of cake شیرینیِ کار را می‌گوید، a cinch تضمینش را: «این بردش قطعی‌ه، مثلِ بلیطِ برنده‌ای که تو جیبت جا گرفته.»

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی A Cinch را یاد می‌گیری: «a cinch» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۸۲ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «A Cinch»

cinch کمربندِ محکمِ زینِ اسب است؛ اگر بسته باشد، افتادن ممکن نیست. از همین امنیت رسید به دو معنای انگلیسی: ۱) «تضمینی» — a cinch to win یعنی بردش تقریباً قطعی است؛ ۲) «آسانِ آسان» — Passing this quiz was a cinch. در فارسی: «قرشه»، «بچه‌گانه»، «چشم‌بسته».

ریشۀ دوم از زمینِ شرط‌بندی می‌آید؛ در Americanِ قدیم (حدود ۱۸۹۰) horse that’s a cinch = اسبی که باختنش محال بود — خودِ واژه از هندی/اردویِ چیس به‌معنی «یادداشت، رسیدِ قطعی» آمده. به همین دلیل، cinch همیشه با «قطعیت» چاشنی‌شده است، نه فقط سادگی؛ a piece of cake می‌تواند ساده باشد و آدم را غافلگیر کند — a cinch وعده‌اش محکم‌تر است.

تلهٔ ظریف: cinch فعل هم دارد — cinch up یعنی «محکم بستن» (کمربند، چمدان، توافق). و ساختارِ مالکیتی را برای قطعیت به کار ببر: a cinch for + اسم/فعلِ با ing: a cinch for promotion / a cinch for getting an interview. اگر خواستی با تردیدِ مؤدبانه‌اش کنی، nativeها همان first half را اضافه می‌کنند: “Should be a cinch.” — یعنی «احتمالاً راه می‌افته؛ ولی ما که پیشگو نیستیم.»

🗣 تلفظ: «سینچ» /sɪntʃ/ — یک‌هجایی، i کوتاهِ «بِد»؛ «سینش» یا «سِینچ» نگویید.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

گپِ روزمره، پیام کاریِ سبک، ورزشی («تیم میزبان a cinch است»); در متونِ حقوقی/مالی، sure thing یا guaranteed بهتر است. همیشه حرف تعریف لازم دارد: a cinch.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

The exam was a cinch.—امتحان قرسه بود.A1۱
Fixing it? A cinch.—درست کردنش؟ بچه‌گانه.A1۲
Landing that client should be a cinch for you.—گرفتنِ اون مشتری برات باید چشم‌بسته باشه.A2۳
It’s a cinch to tell the difference.—فرقشونو گفتن قرشه.A2۴
Winning this group is a cinch on paper — that’s where sports start.—بردِ این گروه رویِ کاغذ تضمینیه؛ ورزش از همین‌جا شروع می‌شه.B1۵
She called the visa appointment “a cinch” and packed too light.—وقتِ ویزا رو «قرس» صدا کرد و سبک‌تر از حد جمع کرد.B1۶
Nothing is a cinch until the pen signs it.—تا خودکار امضا نکنه، هیچ‌چی تضمینی نیس.B2۷
A cinch is a promise; confidence is just its nice outfit.—tضمین یه وعده‌ست؛ اعتمادبه‌نفس فقط لباسِ خوش‌دوختشه.B2۸
Bookmakers hate the word cinch — it’s where bankrolls bleed.—شرط‌بندا از لفظِ cinch بدشون میاد؛ دقیقاً همون‌جایی که موجودی خون میاد.C1۹
Call it a cinch, then double-check the cinch strap.—«قرس»ش صدا کن، بعد کمربندِ قرس رو دوباره ببن — احتیاط، فرهنگِ کوهنوردیِ اصطلاحی‌ست.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ بردنِ «سینش»
غلط: «سینش» پین
درست: «سینچ» — ch مثلِ church
چِ آخرِ واژه با «ش» نرم نمی‌شود؛ همان «چ»ِ چرخ.
❌ فراموشیِ a
غلط: It was cinch.
درست: It was a cinch.
اسمِ قابل‌شمارش است؛ بی‌حرف تعریف، لحنِ رباتی.
❌ قاطی‌کردن با single/cycle
غلط: It’s a cycle to pass.
درست: It’s a cinch to pass.
cinch را با کلماتِ هم‌آوا اشتباه نگیر؛ املای s-c-i-n-c-h تنها معبرِ «قرس» است.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Panel says the upgrade is a cinch. Panel says a lot.
پنل میگه ارتقا قرسه. پنل حرفای زیادی میزنه.
Then let’s cinch the straps: one dry run before go-live.
پس کمربندا رو ببندیم: یه تمرینِ خشک قبلِ آپلودِ واقعی.
Agreed. If it survives the dry run, it’s a cinch — said with respect for chaos.
قبوله. اگه از تمرینِ خشک سالم دربیاد، قرسه — با احترام به هرج‌ومرج.
Murphy’s listening. He always RSVPs to the last minute.
مورفی داره گوش می‌ده. اون همیشه دقیقه نود RSVP می‌کنه.
✍️ تمرین شما: سه کارِ پیش‌روی هفته‌ات را دسته‌بندی کن: «cinch» (قطعی/آسان)، «not yet» (نیازمندِ چک). برای هر cinch یک جمله بساز: “___ is a cinch — after we test ___.” عادتِ «قرسِ با احتیاط»، هم زبان می‌سازد هم مدیریت ریسک.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. دو معنای اصلیِ cinch؟
۲. ریشۀ «تضمین» کجاست؟
۳. ساختارِ درست:
۴. کدام محتاطانه‌تر است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقش با no-brainer؟
no-brainer بر روی «منطقِ بی‌مغز بودنِ تصمیم» تأکید دارد؛ cinch بر نتیجهٔ تضمینی. برای انتخاب: no-brainer؛ برای امتحان/برد: cinch.
🔹 لحنش متکبرانه نیست؟
با “Should be” نرم می‌شود؛ لافِ «صددرصد» را nativeها معمولاً طنز می‌گیرند — چون Murphy هم گوش می‌دهد.
🔹 در مکالمه تلفنی کاری می‌آید؟
بله: “The integration should be a cinch — we’ll still dry-run it.” هم اطمینان می‌دهد، هم حرفه‌ای است.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

A Cinch را یادت بماند: معنی a cinch در انگلیسی؛ هم «کارتِ بردِ تضمینی» است هم «کارِ آب‌باریکه». از شرط‌بندی تا سگرمه‌ی زین، ریشه، مثال‌ها و آزمون. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید