پرش به محتوا
Home » معنی Highbrow؛ روشنفکرِ پیشانی‌به‌ بالا | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Highbrow؛ روشنفکرِ پیشانی‌به‌ بالا | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۷۹۴
در قرنِ نوزدهم باور داشتند پیشانیِ بلند نشانهٔ هوش است؛ این باورِ غلط رفت، واژه‌اش ماند: highbrow — «پیشانی‌به‌بالاها».

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Highbrow را یاد می‌گیری: «highbrow» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۷۹۴ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Highbrow»

brow در انگلیسی کهن هم «ابرو» بود هم «پیشانی»؛ در نظریۀ مدِ زمان (فِرِنولوژی) پیشانیِ بلند جایِ ذهن حساب می‌شد. highbrow همان‌جا متولد شد: روشنفکرِ تمام‌عیار، اهلِ اپرا و شعرِ سخت و سینمایِ بی‌موسیقی. مقابل‌هایش هم به همان ترتیب آمدند: lowbrow برایِ سرگرمیِ بی‌ادعا، بعداً middlebrow برایِ میانه‌رویِ محترمانه.

اما لحن، همیشه بی‌طرف نیست. اگر خودِ اهلِ هنر بگوید “my highbrow taste” یعنی هویت؛ اگر دیگری درباره‌ات بگوید “that’s very highbrow” معمولاً یعنی «نخاعِ پز دادن را کم کن». مثلِ بسیاری از صفت‌هایِ فرهنگی، فاصله‌اش تا تمسخر به یک ابرو (brow) است — بازی با خودِ واژه.

برایِ فارسی‌زبان، بدیهی‌ترین دام «پیشانی» نیست؛ هیچ‌وقت highbrow را ترجمۀ عضوی نکن. گزینه‌هایِ درستِ معنی: «روشن‌فکرِ نخبه‌پسند»، «سلبریتی‌مآبانه فرهنگی»، «سینما-کتاب‌بازِ سقف‌بلند» — و اگر خواستی بی‌بدیل بگویی، همان کلمه را عیناً قرض بگیر؛ در متنِ فارسیِ امروزی، “های‌براو” جا افتاده‌تر از هر ترجمۀ مصنوعی است.

🗣 تلفظ: «های‌بْراو» /ˈhaɪbraʊ/ — brow همان ابرو/پیشانی است، هم‌قافیۀ cow؛ «های‌بْرَ» نخوان.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

بحث‌هایِ سلیقه: فیلم، کتاب، موسیقی، تئاتر. صفت است و گاه اسم: a highbrow magazine / the highbrows. اگر می‌خواهی بی‌طرف به «فرهنگِ نخبه‌ای» اشاره کنی: intellectual یا refined؛ highbrow بارِ ارزشی دارد — یا تعریف، یا نیش.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Is this film too highbrow for me?—این فیلم برایِ من خیلی روشنفکرانه نیست؟A1۱
He calls his playlists highbrow; they are just long.—می‌گوید پلی‌لیست‌هایش نخبه‌پسندند؛ فقط طولانی‌اند.A1۲
A highbrow comedy that puns in Greek.—کمدیِ سقف‌بلندی که در یونانی ایهام می‌بازد.A2۳
She reads two highbrow magazines and one tabloid.—دو مجلۀ روشنفکرانه و یک زرد می‌خواند؛ تعادل همین است.A2۴
The lowbrow joke got the laugh; the highbrow one got the nod.—شوخیِ خودمونی خنده گرفت؛ اونِ روشنفکر، سری تکان دادن.B1۵
Middlebrow is the polite middle — liked by all, remembered by none.—میان‌بَری، میانهٔ مؤدبانه است؛ همه دوستش دارند، هیچ‌کس یادش نمی‌ماند.B1۶
Calling it highbrow is often a polite way of saying “I checked out”.—حighbrow گفتن، گاه راهِ مؤدبانۀ «من از اون قصه بیرون آمدم» است.B2۷
Every art form starts lowbrow and ages highbrow.—هر فرمی خودمونی شروع می‌شود، روشنفکرانه پیر.B2۸
Jazz’s slide from dance hall to concert hall is a portrait of taste promoting itself.—سُر‌جazz از تالارِ رقص به تالارِ کنسرت، عکسِ ذائقه‌ای‌ست که خودش را ارتقا می‌دهد.C1۹
The brow theory of genius is dead — the vocabulary it left is not.—نظریۀ پیشانیِ نابغه‌ها مُرده؛ واژگانی که به جا گذاشته نه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ ترجمۀ عضوپِرَستانهٔ «ابرویِ بلند»
غلط: He has a high brow, so he loves poetry.
درست: He is highbrow, so he loves poetry.
بیش از دویست سال است که دیگر به پیشانی ربطی ندارد؛ اسمِ یک سلوکِ فرهنگی است، نه ویژگیِ فیزیکی.
❌ شمردنش به‌معنیِ «مغزِ بزرگ»
غلط: To pass the exam, get more highbrow.
درست: To pass the exam, study smarter.
highbrow سوادِ عمومی/هنری را توصیف می‌کند، نه بهرهٔ هوشی برایِ امتحانِ ریاضی.
❌ قاطی‌کردن با haughty
غلط: The manager’s highbrow demanded silence.
درست: The manager’s haughty tone demanded silence.
haughty یعنی از سرِ تکبیر به همه نگاه‌کرده؛ highbrow یعنی اهلِ فرهنگِ سنگین. هم‌ریشه‌اند در حس، جدا در کاربرد.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You picked the black-and-white one. Again.
باز هم اون سیاه‌وسفید رو انتخاب کردی.
It’s eighty years ahead of most color films.
هشتاد سال از بیشترِ فیلم‌هایِ رنگی جلوتره.
Sure — that’s the highbrow answer we expected.
خب — جوابِ سقف‌بلندِ همیشگی، دقیقاً انتظارِ ما بود.
And the lowbrow one is on the fridge: pizza at nine.
جوابِ خودمونی‌ش روی یخچاله: نه شب، پیتزا.
✍️ تمرین شما: یک بار سلیقۀ خودت را در دو جمله بچین: «I find opera highbrow but addictive.» و «My friends think I’m being highbrow about coffee.»؛ ببین کِی تعریف می‌کنی و کِی داری از خودت دفاع می‌کنی — این تشخیص، نصفِ مهارتِ این واژه است.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. کدام با ریشۀ واژه جور است؟
۲. «فیلم خیلی highbrow است» یعنی؟
۳. کدام مقابلِ درستِ lowbrow است؟
۴. کجا highbrow تمسخرآمیز است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 آیا توهین است؟
خودش نه؛ «برچسب» است. مثلِ nerd، بستگی دارد چه کسی به چه کسی بزند. در گفت‌وگویِ دوستانه، بازی است؛ در جلسه، بهتر است بی‌طرف‌تر: “demanding” یا “specialized”.
🔹 middlebrow واقعاً وجود دارد؟
بله، قرنِ بیستمی‌ست: کلاسیکِ هضم‌شده برایِ عامه — کتاب‌باشگاه‌ها، فیلمِ festival-friendly. منتقدان بیشترین نیش را برایِ همین میانه نگه داشته‌اند؛ highbrow دستِ‌کم اصالت دارد، middlebrow ادعا.
🔹 معادلِ فارسیِ موجود؟
«روشنفکرِ جِبی» بویِ دهه‌هایِ گذشته می‌دهد؛ نزدیک‌ترینِ امروزی همان «سقف‌بلندِ فرهنگی» یا وام‌واژۀ «های‌براو» است. برایِ بارِ منفی: «دِقیق‌به‌حدِّ زشت».

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Highbrow را یادت بماند: معنی highbrow در انگلیسی؛ سلطهٔ روشنفکرانه یا pretentious؟ ریشۀ پیشان‌سنجی، مقابل‌های lowbrow و middlebrow، ده مثال و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید