پرش به محتوا
Home » معنی I Can’t Make Head Nor Tail؛ نه سرش را می‌فهمم نه دُمش را | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی I Can’t Make Head Nor Tail؛ نه سرش را می‌فهمم نه دُمش را | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۰۵
متن هست، کلمات هم‌معنی‌اند، ولی نه سَرِ حرف درمیاد نه دُمِش. انگلیسی برای این گیجیِ تمام‌عیار، یک ترازو دارد: سرِ گم‌شده و دُمِ گم‌شده.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Can’t Make Head Nor Tail of Something را یاد می‌گیری: «can't make head or tail» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۰۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Can’t Make Head Nor Tail of Something»

make head or tail of something یعنی «سری از چیزی درآوردن»؛ در نفی، می‌شود هیچ‌فهمیِ مطلق: I can’t make head nor tail of this bill. فارسی‌اش همان «نه سرش درمیاد نه دُمش» یا خودمانی‌تر: «هیچی ازش درنمیاد». سر و دُم اینجا استعاره از «ساختار و جهتِ» مطلب است؛ چیزی که نه اولش را می‌فهمی نه آخرش را.

دو شکلِ این اصطلاح را بشناس تا در متن‌ها گیج نشوی: یکی همینِ کلاسیک با head or tail یا neither head nor tail، و دیگری heads or tails که بی‌این فعل، فقط شعارِ پیشِ انداختنِ سکه است — بازیِ دیگری است: قبلِ پرتابِ سکه می‌گویند heads or tails (شیر یا خط). شباهتِ آوازی تصادفیِ مفید است؛ فارسی هم «شیر یا خط» سر و دُمِ جانور ندارد، ولی شانس را صدا می‌زند.

برایِ فارسی‌زبان دو قاعده را قفل کن: پس ازِ اصطلاح، of می‌آید — make head or tail of something؛ نه «from»، نه «about». و اصطلاح تقریباً همیشه در نفی و پرسش زنده است؛ جملهٔ مثبت «make head and tail» بساز، دیگر انگلیسی نیست.

🗣 تلفظ: «مِیک هِد نُور تِیل» /meɪk hɛd nɔːr teɪl/ — nor در گفتار بیشتر از or کهنه به نظر می‌رسد، ولی همین کهنه بودنِ عبارت است.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

گفتارِ روزمره، ایمیل‌هایِ دوستانه، و ستون‌هایِ طنز برایِ بیانِ گیجی. در متنِ رسمی بنویس remained unclear یا was incomprehensible؛ این اصطلاح رنگِ خودمانی دارد و با فاکتورِ اداری، ژاکت نمی‌پوشد.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

I can’t make head nor tail of this note.—نه سر این یادداشتو می‌فهمم نه دُمشو.A1۱
There’s no head or tail in his text.—سر و دُم تو متنش نیست.A1۲
This contract has neither head nor tail for me.—این قرارداد برایِ من نه سری داره نه دمی.A2۳
He read the form twice; no head or tail.—دو بار خوندش؛ هیچی سرِش درنیاد.A2۴
Between the accents and the noise, I made no head nor tail of the announcement.—لهجه و همهمه، اعلامیه رو برام بی‌سر‌ودُم کرد.B1۵
Heads or tails? — that one is for coins only.—شیر یا خط؟ — اون یکی مالِ سکه‌ست.B1۶
A mystery novel with no head or tail cheats the reader.—معما‌داستانی که سر و دُم نداشته باشه، سرِ خواننده کلاه می‌ذاره.B2۷
The audit found neither head nor tail of the missing grant.—حسابرسی از بودجۀ گم‌شده، نه سَر یافت نه دُم.B2۸
Idioms with body parts rarely make sense by anatomy.—اصطلاح‌های عضو‌دار، آناتومیک معنی نمی‌دن.C1۹
Language hides heads and tails in the seams of old tailoring.—زبان سر و دُم‌ها رو در درزِ خیاطیِ کهنه قایم می‌کنه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ حرف‌اضافۀ فارسیی
غلط: I can’t make head or tail from this invoice.
درست: I can’t make head or tail of this invoice.
پُلِ ثابتش of است؛ «ازِ» فارسی را کلمه‌به‌کلمه سوارِ انگلیسی نکن.
❌ ساختنِ شکلِ مثبت
غلط: Your explanation makes head and tail.
درست: Your explanation makes sense.
این اصطلاح در نفی زندگی می‌کند؛ مثبتش درنمیاد — sense را صدا کن.
❌ قاطی‌کردن با سکه
غلط: Let’s make heads or tails to choose the captain.
درست: Let’s flip a coin — heads or tails?
برایِ سکه، فعلِ make نیست؛ flip/toss می‌آید. «سر و دُم درآوردن» کارِ مغز است، نه شانس.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Do you get this parking ticket?
این برگهٔ پارکینگ رو می‌فهمی؟
Neither head nor tail. It charges me for Tuesday’s rain.
نه سرش نه دُمش. واسه بارونِ سه‌شنبه جریمه‌م کرده!
Maybe it means you moved while the meter ran.
شایَد منظورش اینه که وسطِ شارژِ پارکمنت جابه‌جا شدی.
Now you found its tail — call the city, hero.
حالا دُمشو پیدا کردی؛ زنگ بزن شهرداری، قهرمان.
✍️ تمرین شما: یک متنِ بدترجمه یا گیج از گوشی‌ات پیدا کن و با صدایِ بلند بگو: “I can’t make head nor tail of this.”؛ بعد جمله را به فارسیِ کوچه‌بازاری («هیچی از این درنمیاد») برگردان و دقت کن which یک «سر و دُم» دارد و دیگری نه — همین تفاوتِ تصویر، هر دو را در حافظه نگه می‌دارد.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. make head or tail of something یعنی؟
۲. کدام جمله در نفی طبیعی‌تر است؟
۳. heads or tails تنهایی کجا می‌آید؟
۴. معادلِ فارسیِ آماده؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 nor یا or؟
هر دو درست؛ nor بویِ کتاب و گفتارِ کهن می‌دهد، or در گفتارِ امروز رایج‌تر. در نفیِ after neither هم که کلا nor می‌آید. قضاوتِ شیک‌بودن با خودت.
🔹 چرا of و نه about؟
چون ساختارِ «درآوردن از چیزی» است؛ make sense of هم همین پل را دارد. یک قانون برایِ دو اصطلاح یاد بگیر: فهم، از چیزی درمی‌آید — of.
🔹 جایگزین‌هایِ هم‌معنی؟
I can’t follow it؛ It’s all Greek to me؛ It’s over my head. هر سه می‌رسند؛ این یکی صمیمی‌ترین است و سکه‌بازیِ لفظی ندارد.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Can’t Make Head Nor Tail of Something را یادت بماند: معنی can’t make head nor tail of something در انگلیسی؛ هیچ‌چیز سرِ درنیاوردن — دو شکلِ سر و دُم، قاعدۀ of، و سؤتفاه با heads or tailsِ سکه، ده مثال و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید