در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Pigeonhole Someone را یاد میگیری: «فعلِ طبقهبندیِ اجباری از لانهیِ کبوتر» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۸۵۹ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «To Pigeonhole Someone»
«pigeonhole» در اصل خانهیِ کوچکِ کبوتر است — دانهدانه، تنگ، دربسته. بهعنوانِ فعل میشود: کسی را تویِ یک دستهیِ تنگ گذاشتن و بیرونآمدنش را فراموش کردن: «they pigeonholed her as the quiet one». بارِ جمله همیشه منفی است؛ طبقهبندیِ بیاجازه، با یک برچسبِ چسبنده. فارسیِ نزدیکش «تویِ چارچوبِ تنگ گذاشتن» یا خودمانیتر «قفسهبندیکردنِ آدم» است.
دو مصرفِ اسمی و فعلی را تمیز جدا کن: اسم = همان کمدکهایِ ریزِ اداری که مدارات تویشان گم میشود («the letter sat in someone’s pigeonhole»)؛ فعل = برچسبزدنِ خُردکننده. و شکلِ رایجِ فعل، مجهول است: «he got pigeonholed as the intern» — چون معمولاً قربانی حرف میزند نه مرتکب. فرقش با «label»: برچسب خنثیست («they labeled him ambitious»)؛ «pigeonhole» یعنی برچسبی که درِ رشد را میبندد. فرقش با «stereotype»: کلیشه یک دستهیِ بزرگ (ملی، جنسیتی) است؛ پیجنهولِ تو، پروندۀ شخصیات.
محلِ رویش: دفتر، مدرسه، تیمهایِ ورزشی. «the short kid got pigeonholed as the defender» — یک قد، یک سرنوشت. اما صنعتِ سرگرمی هم قربانیِ همیشگی است: «an actor tired of being pigeonholed in horror roles» — بازیگری که از ترسناکبازی خسته شده. به همین دلیل جملههایِ «fight the pigeonhole» و «refuse to be pigeonholed» در مصاحبهها زیادند؛ اصطلاح هم سلاحِ طبقهبندی است و هم طاقچۀ اعتراض به آن.
کاربرد و لحن
وقتی حس میکنی یک ویژگی، تمامِ هویتت شده — در جلسه یا گپ: «don’t pigeonhole me after one meeting». در نقدِ ساختار هم قویست: «the school pigeonholes kids by one test». برایِ برچسبِ بیخطر و روبهرُست از «see someone as» استفاده کن: «they see him as the tech guy» بیخنجر است؛ «pigeonhole» خنجر دارد، خرجِ دعوا کن.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
To Pigeonhole Someone را یادت بماند: pigeonhole یعنی آدم رو تویِ یه دستهیِ تنگ قورت دادن — کبوترخونهیِ اداری؛ چرا معمولاً مجهول میاد (got pigeonholed)، فرقش با label و stereotype، و اسمش بهعنوانِ کمدکِ مدارات؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها