پرش به محتوا
Home » معنی take part؛ شرکت کردن — «a» را اضافه نکن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی take part؛ شرکت کردن — «a» را اضافه نکن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۷۵
دو کلمه برایِ بودنِ تو در جمع؛ سه تا می‌شه: می‌ری صحنه.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Take Part را یاد می‌گیری: ««take part in» و تله‌یِ «take a part»ِ نمایشی» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۷۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Take Part»

«take part in something» یعنی شرکت کردن: در مسابقه، بحث، اعتصاب، کلاس. دو کلمه‌ای، بی‌«a»، بی‌جمع — قالبِ ثابت. بارِ معنایی‌اش فقط «حضور» نیست؛ یعنی «نقشِ فعال داشتن»: «she took part in writing the report». در فارسی «شرکت کردن» همون دو لایه رو داره: حضور، و سهیم‌بودن. «part» اینجا سهم/نقشه؛ پس «take part» یعنی سهمِ خودتو بردار.

تله‌یِ اصلی با یک «a» باز می‌شه: «take a part» یعنی نقش گرفتن تو نمایش — «he took a part in the school play» — و دیگه معنایِ شرکتِ عمومی رو نمی‌ده؛ «a» کلِ سوییچ رو عوض می‌کنه. دومی: «part» همیشه مفرد است؛ «take parts» در معنایِ شرکت نشدنیست. سومیِ حرفِ اضافه: «in» است نه «on» یا «at»؛ «take part on the team» اشتباهه؛ برایِ تیم، «be part of» را داری که اونجا «of» دارد و معنایش عضویت است نه شرکتِ یک‌باره‌یِ رویدادی.

همسایه‌ها را بچین: «attend» فقط حضور فیزیکی‌ه («he attended the meeting» — شاید فقط گوش داد)؛ «take part» دست‌ها در کاره؛ «participate» برادرِ لاتین‌زبانشه، رسمی‌تر و در آکادمیک و جلسه‌یِ کاری دوست‌داشتنی؛ «join» به جمعِ در‌جریان پیوستنه — «join the game» یعنی وسطش پریدی. «join in» هم برایِ شروعِ شرکت تو کاری که بقیه هستن میاد. پس اگر می‌خوای مؤدبانه‌یِ رسمی: «participate in»؛ خودمانیِ فعال: «take part in»؛ و صندلیِ تماشا: «attend».

🗣 تلفظ: «تِیک پارت» /teɪk pɑːrt/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

هر جا فعالیتِ دسته‌جمعی هست، «take part in + اسمِ رویداد» می‌چرخه: «take part in the workshop». در دعوت‌نامه‌ها رایجه: «we invite you to take part». در پاسخِ کوتاهِ تک‌کلمه‌ای هم می‌بینیش: «Will you take part?» — «I will». اگر موضوعِ حقوقی یا فرمِ رسمی‌ه، «participate» را بنشان؛ معنی یکیه، کفش‌ها فرق. برایِ رقابتِ خشن‌تر، «enter» هم هست: «enter the contest» — واردِ لیست شدن؛ شرکت در جریان، نه عضویت در باشگاه.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Do you want to take part?—می‌خوای شرکت کنی؟A1۱
Everyone can take part today.—امروز همه می‌تونن شرکت کنن.A1۲
She took part in the protest.—تو راهپیمایی شرکت کرد.A2۳
He took a part in the play.—تو نمایش نقش گرفت.A2۴
No «a», no plural — «take part» stays bare.—«a» نه، جمع نه؛ لخت میاد.B1۵
Attending is sitting; taking part is acting.—حضور یعنی نشستن؛ شرکت یعنی انجام دادن.B1۶
«join in» = hop on a running game.—«join in» یعنی وسطِ بازی پریدن.B2۷
For forms and papers, pick «participate».—تو فرم و کاغذ، «participate» رسمی‌تره.B2۸
Presence without a share is just attendance.—حضور بدونِ سهم، فقط امضایِ غیبت‌شکنه.C1۹
To take part is to sign with your hands.—شرکت یعنی با دست امضا کردن، نه با پا.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ اضافه‌کردنِ «a»
غلط: She took a part in the survey.
درست: She took part in the survey.
با «a» جمله به صحنه‌یِ تئاتر می‌ره؛ نظرسنجی نقش نمی‌خواد. یک حرف، دو دنیایِ متفاوت.
❌ حرفِ اضافه‌یِ اشتباه
غلط: take part on the event
درست: take part in the event
«in» تنها درِ درست برایِ رویداده؛ «on» به «be part of the team» برمی‌گرده که اون یکی عضویت ه‌. قالب را با قلابِ نزدیک اشتباه نگیر.
❌ جمع‌بستنش
غلط: I took parts in many projects.
درست: I took part in many projects.
«part» این‌جا اسمِ مصدریِ ثابت می‌مونه؛ چند پروژه که شدی، «part» عوض نمی‌شه — فعل می‌گه چند بار.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Sign up for the fun run?
دوِ تفریحی ثبت‌نام می‌کنی؟
I only walk, seriously.
جدی میگم، فقط پیاده میرم.
You will take part, walking is running slow.
شرکت می‌کنی؛ پیاده، همون دویدنِ آرومه.
Then a medal for me on delivery.
پس مدالمو دم در بده.
✍️ تمرین شما: سه رویدادی که تویش بودی رو در دو نسخه بنویس: «took part in …» (فعال) و «attended …» (تماشاگر)؛ فرقِ معنایی‌شون رو چک کن. تمرینِ دوم: سه جمله بساز: یکی «take part in»، یکی «take a part in» (تئاتری!)، یکی «be part of» (عضویت)؛ زیرشون یادداشت کن کدوم سهم برداشته، کدوم نقش گرفته، کدوم عضو شده.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «take part» یعنی چی که «take a part» نه؟
۲. کدام فقط «حضور»ه؟
۳. برایِ میانیِ بازی کدوم؟
۴. «be part of» چه فرقی داره؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 «take part» تنهایی جواب می‌ده؟
آره در مکالمه: «Will you take part?» — «Happy to». بی «in + چیزی» هم وقتی موضوع معلومه کاملاً عادیه؛ قالبِ کامل برایِ شروعِ جمله‌ست.
🔹 فرقش با «play a part» چیست؟
«play a/the part» دو معنایِ تئاتری داره و اونِ استعاره: «politics plays a big part in prices» — نقشِ بزرگ داشتن تو یه ماجرا، نه شرکتِ داوطلبانه. «part» اونجا «نقش/سهم»ه، اینجا «سهمِ فعالیت».
🔹 چرا بعضیا می‌گن «participate» و سختش می‌گیرن؟
چون ریشۀ لاتینش در متن‌هایِ رسمیِ‌تر خانه‌شه؛ تو گفتار، «take part» زنده‌تر و کوتاه‌تره. هر دو درست‌ان؛ یکی کفشِ پیاده، دیگری کفشِ رسمیِ جلسه.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Take Part را یادت بماند: take part یعنی شرکت کردن، آن هم بی‌«a»؛ قاعدۀ «in + رویداد»؛ فرقش با join، attend و participate؛ و اینکه take a part یعنی نقش گرفتن تو تئاتر؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید