پرش به محتوا
Home » معنی to brush up on؛ غبارروبی از مهارت | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to brush up on؛ غبارروبی از مهارت | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۰۲
مهارتِ قدیمی نمی‌میره — خاک می‌گیره.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Brush Up On Something را یاد می‌گیری: «مرورِ مهارتِ کهنه — برس برای زنگ، نه جارو برای مو» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۰۲ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Brush Up On Something»

«to brush up on something» یعنی غبارِ مهارتِ کهنه رو بگیر: آن زبانِ مدرسه، آن اکسل، آن شطرنج. فرضِ اصطلاح اینه که «داشتی» — حالا با کمی تمرین برمی‌گردونه؛ مثلِ برس رویِ نقره‌یِ خاک‌خورده. فارسیش: «مرور کردن و صیقل زدن»، «یه دستِ تازه کردن». فرقش با «learn» دقیقاً همینه: «learn» چیزِ تازه‌ست، «brush up» بیدار کردنِ خوابیده‌ست. در آستانۀ سفر، قبلِ امتحانِ بازیابی، و مصاحبه‌یِ شغلِ مرتبط، پُرکاربردترین فعلِ دنیاست.

گرامرش دو قالب دارد: «brush up on + مهارت» با «on» — «brush up on my Spanish» — و شکلِ مستقیمِ آمریکایی‌تر «brush up + چیز» — «brush up my German». دومی «on» ندارد؛ «for» به جایِ آن نبر — «brush up for» فقط وقتی درسته که هدف بیاد: «brushing up for the exam» (برایِ امتحان مرور می‌کنم). اسمِ عمل هم هست: «a quick brush-up» — یه مرورِ سریعِ بریتانیایی‌مزه. و چون تصویر، «برس»ه، پس چیزِ قابلِ براق‌کردن لازم داری: مهارت، زبان، قوانینِ محلیِ شهر («the rules — let me brush up on them»). مو رو «brush» می‌کنن، نه «brush up» — برسِ آرایشگاه با صیقلِ مهاره کار نداره.

تصویرِ نقطۀ مقابلش رو هم یاد بگیر که مکالمه دو‌طرفه می‌شه: مهارت که مرور نشه «rusts» — زنگ می‌زنه: «my Italian is getting rusty». این دو با هم بزرگ شدن: «rust» از غفلت، «brush up» از جبرانش؛ در راهنماهایِ زبان‌خوندن پُر تکرارنش می‌شه. خانواده‌یِ «مرور» رو هم چیده باش: «review» عمومی و درسی‌ه، «refresh my memory» مالِ حافظه‌ست نه مهارت، «polish up» هم‌وزن و کمی آبرومندانه‌تر، و «rustle up» که درس‌هایِ دیگه‌ست و هیچ ربطی نداره — شباهتِ صدا فریب نده.

🗣 تلفظ: «براش آپ آن» /brʌʃ ʌp ɒn/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

قبلِ سفر («brushing up on basic Portuguese before Lisbon»)، قبلِ جلسه‌یِ فنی که باید با اصطلاحاتش بری جلو، و هر وقت وسایلی که یادت رفته رو می‌خوای برگردونی. برایِ شروعِ چیزِ تازه به کارش نبر؛ «brushing up on quantum physics» وقتی هیچ‌وقت نخوانده باشی، مسخره می‌شه — «take up» را بردار. در ایمیلِ نیمه‌رسمی آموزش، بی‌ادبایی ندارد: «I'll brush up on the onboarding docs» یعنی خودم مرور می‌کنم و وقتِ تو نمی‌گیرم.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

I want to brush up on my French.—می‌خوام فرانسمو مرور کنم.A1۱
It's time for a little brush-up.—وقتِ یه صیقلِ کوچیکه.A1۲
She's brushing up on piano before the party.—قبلِ مهمونی داره پیونوشو جا می‌ندازه.A2۳
He brushed up on menu words before Tokyo.—قبلِ توکیو واژه‌هایِ منو رو مرور کرد.A2۴
You had it — you are not starting new.—از قبل داشتیش؛ تازه‌آموزی نیست.B1۵
Two frames: «brush up on French» / «brush up my French».—«brush up on French» و «brush up my French».B1۶
Rust is the enemy; the brush is the fix.—زنگ‌زدگی دشمنه؛ برسِ مرور، درمونش.B2۷
A quick brush-up over coffee can do it.—بعضی وقتا یه مرورِ سریع سرِ قهوه بسّه.B2۸
Refresh beats relearn — the skill sleeps.—بیدار کردن بهتر از از‌نو‌ساختنه؛ مهارت خوابیده.C1۹
New road: «take up». Old road: «brush up on».—برایِ جاده‌یِ تازه «take up»؛ برایِ جادۀ قدیمی «brush up on».C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ برایِ چیزِ بی‌سابقه
غلط: I'm brushing up on flying — first lesson ever.
درست: I'm taking up flying — first lesson ever.
نمی‌شه مهارتی رو صیقل داد که هیچ‌وقت نداشتیش؛ برایِ شروع، «take up» را بردار.
❌ «for» به جایِ «on»
غلط: brush up for my English
درست: brush up on my English
موضوعِ مرور با «on» میاد؛ «for» جایِ هدفه: «for the exam». یکی «چی»ست، یکی «چرا».
❌ برسِ مو تصور کردن
غلط: I brushed up my hair and my skills.
درست: I brushed my hair and brushed up my skills.
مو «brush» می‌خواد، مهارت «brush up»؛ یک فعل با «up» معجزه‌یِ متفاوت می‌سازه.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Lisbon flight next month. Panicking?
پروازِ لیسبون ماهِ دیگه؛ هولی؟
A little — my Portuguese left me years ago.
یه‌کم؛ پرتغالیِ چندسالِ پیش ول کردن.
Not dead — rusty. Twenty minutes daily; brush it up.
نمرده؛ زنگ زده. روزی بیست دقیقه؛ برس بکش.
With custard tarts as the reward.
جایزه‌ش هم کاستارد‌تارت لیسبونی.
✍️ تمرین شما: سه مهارتِ خاک‌خورده‌یِ خودت (زبانِ مدرسه، تایپ، شنا) را با «I'm brushing up on …» در سه جمله با برنامه‌یِ زمان‌دار بنویس. بعد قالبِ «for» را تمرین کن: «brushing up for the interview». آخری: با تصویرِ «rust» یک جمله بساز — «my guitar skills have gotten rusty» — و نسخه‌یِ مرمتش را با برسِ مرور.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «brush up on» برایِ چیه؟
۲. الگویِ درست کدام است؟
۳. کدام تصویر درست‌تره؟
۴. برایِ میدانِ کاملاً نو؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 «brush up» تنها هم میاد؟
آره، شکلِ آمریکایی‌ش مستقیمِ مفعول می‌گیره: «brush up my German» — بی‌«on» و بی‌زحمت. «on» رسمی‌تر و روشن‌تره.
🔹 فرقش با «polish up»؟
یکی مرور می‌کنه، دیگری پرداختِ نهایی؛ تو عمل هم‌خانواده‌ان، ولی «polish» حسِ صیقلِ آخر رو بیشتر داره — وقتی به حدِ کافِ رفتی، «polish».
🔹 «refresh» چی؟
«refresh my memory» برایِ یاده؛ «brush up» برایِ مهارت. یکی یادآوری می‌کنه، دیگری تمرین — با هم قاطی‌شون نکن.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Brush Up On Something را یادت بماند: brush up on یعنی مهارتی که داشتی و رویش گرفته مرور کنی؛ فرقش با take up برای چیز تازه؛ الگوهای on + skill و brush up + skill؛ تصویر زنگ‌زدگی و صیقل؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید