پرش به محتوا
Home » معنی bread and butter؛ لقمۀِ اصلیِ درآمد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی bread and butter؛ لقمۀِ اصلیِ درآمد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۲۴
همان کاری که نان‌مان در آن است — با کره.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی My Bread and Butter را یاد می‌گیری: «نان با کره — درآمدی که سفره باز می‌ماند» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۲۴ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «My Bread and Butter»

«my bread and butter» یعنی همان درآمدِ اصلیِ من — کاری که نانش را رویِ سفره می‌گذارد: «freelance writing is my bread and butter». فارسیش: «لقمۀِ حلال»، «نان‌آور». تصویر، نانِ ساده با کره‌ست — حداقلِ خوراک؛ و چون نان، درآمد شده، کره هم رویِ مزد مالیده می‌شود: آرامشِ بالایِ حداقل. تو گفتارِ اصطلاحی، تقریباً همیشه با ملکی میاد: «X is someone's bread and butter».

گرامرش دو قالب است و دو کار. یک: عبارتِ اسمی: «translation is my bread and butter» — «bread» بی‌شماره می‌مونه؛ «breads and butter» غلطه و «a» هم لازم نداره. دو: صفتِ خط‌تیره‌ای قبل از اسم: «a bread-and-butter issue» — مسئله‌ای که سفرۀِ رأی‌دهنده را پر می‌کنه؛ قبلِ اسم، خط‌تیره‌ها واجبن و حذف‌شون، جمله را وا می‌ده. از همین خانوادۀِ سفره: «put bread on the table» یعنی درآوردنِ نانِ خانه؛ برایِ رزومه‌یِ فارسی‌زبان معادلِ آزادش «تأمینِ مخارجِ خانواده»ه.

نقطۀِ مقابل را بشناس: «side hustle» — درآمدِ گوشوارگی و سرگرمی‌ — و «hobby»؛ پس جمله‌یِ دو‌دستی می‌سازه: «teaching is my bread and butter; music is my joy». در متونِ کسب‌وکار، «core business» نسخه‌یِ کت‌وشواریِ همون مفومه. و یه آدابِ کهن: «bread-and-butter party» در امریکای قدیم، دورهمیِ پیش‌ازِ اسباب‌کشی بود که مهمونا با هدیه‌یِ خوراکی و وسایلِ خانه میان — اگر دعوت شدی، دست‌خالی نرو.

🗣 تلفظ: «برِد اند بََتَر» /brɛd ənd ˈbʌtər/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ شغلِ اصلی: «design work is my bread and butter». در سیاست: «jobs and rents are bread-and-butter issues» — نبردِ انتخابات سرِ همین سفره‌هاست. برایِ توجیهِ ماندن در کارِ کم‌مصرفِ همیشگی: «boring pay, steady butter» — ایهامِ لبخی‌دار. تو رزومه و نامۀِ رسمی، اصطلاح را به کار نبر؛ «primary source of income» بنویس. تو گفت‌وگویِ فریلنسری هم رایجه: «two big clients make most of our bread and butter».

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Teaching is my bread and butter.—دروس‌دادن، لقمه‌مونه.A1۱
Bread and butter, please.—نان و کره، لطفاً.A1۲
That café is their bread and butter.—همان کافه، نان‌آورِشونه.A2۳
Design is the hobby; coding is the buttered bread.—دیزاین سرگرمیه؛ کد، نونِ کره‌مالیده — یعنی درآمد.A2۴
With a hyphen before a noun: bread-and-butter issue.—قبلِ اسم، خط تیره واجبه: «a bread-and-butter issue».B1۵
Bread stays singular in this idiom.—«bread» تو این اصطلاح جمع نمی‌گیره.B1۶
Side hustle is its modern opposite.—«side hustle» نقطۀِ مقابلِ امروزی‌شه — درآمدِ گوشه‌ای.B2۷
Old America threw bread-and-butter parties before moves.—آمریکای قدیم پیشِ اسباب‌کشی، مهمونیِ نان‌وکره می‌گرفت — هدیه، کالایِ خانه.B2۸
Economy talk borrows the breakfast table.—بحثِ اقتصاد، سفرۀِ صبحانه را قرض می‌گیره.C1۹
Politicians chase the buttered issue first.—سیاست‌مدار اول دنبالِ مسئلۀِ کره‌مالیده‌ست — سفرۀِ رأی.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ جمع بستنِ نان
غلط: These gigs are my breads and butter.
درست: These gigs are my bread and butter.
تو این اصطلاح، «bread» بی‌شماره‌ست؛ «breads» نانی را می‌شکنه.
❌ بی‌خط‌تیره قبل از اسم
غلط: It is a bread and butter product.
درست: It is a bread-and-butter product.
قبلِ اسم، اجزا با خط تیره گره می‌خورن؛ تو قالبِ مسند، گره نمی‌خوان.
❌ بدونِ ملکی گفتن
غلط: Bread and butter is writing for me.
درست: Writing is my bread and butter.
محورِ اصطلاح، ملکی‌ه — «my» را از قلم ننداز.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Freelance life: exciting, hungry.
زندگیِ فریلنسری: هیجان‌انگیز، گرسنه.
So, what is the bread? what is the butter?
خب نون کدومه؟ کره‌ش چی؟
Clients pay the bread; passion does the spread.
کارفرما نون می‌خره؛ اشتیاق، کره‌مالیه.
Keep both — the table holds.
هر دو رو نگه دار؛ سفره سرِ جاشه.
✍️ تمرین شما: شغلِ اصلی و سرگرمیِ خودت را در دو جمله بچین: «X is my bread and butter» و «Y is my joy/hobby». بعد دو «a bread-and-butter issue» بساز — یکی سیاسی (اجاره)، یکی برایِ کسب‌وکارِ خودت (مشتریِ همیشگی). چکِ آخر: ببین هیچ‌جای متن‌هات «breads» نشده؛ و خط‌تیره‌ها فقط قبل از اسم اومدن، نه تو عبارتِ اسمی.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «bread and butter» تو اصطلاح یعنی؟
۲. قبل از اسم کدام شکل درست است؟
۳. کدام ضمیر محور اصطلاح است؟
۴. «bread-and-butter issue» تو سیاست یعنی؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 چرا کره و نه مربا؟
در سفرۀِ شمالی، حداقلِ آبرومند رویِ نان، کره بود؛ اصطلاح از همان «حداقلِ باوقار» در اومده.
🔹 برایِ کسب‌وکار هم میاد؟
آره: «bread-and-butter product» یعنی همون کالایی که چرخِ شرکت را می‌چرخونه.
🔹 معنایِ واقعیِ نان‌وکره هم داره؟
آره — تو کافه و دستورِ پخت، اصطلاح وسط نمیاد؛ «Bread and butter, please» یعنی همون صبحانه.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

My Bread and Butter را یادت بماند: bread and butter یعنی منبعِ اصلیِ درآمد و کارِ حیاتی؛ تصویرِ نون‌وکرۀِ حداقلِ معیشت که شد استعارۀِ لقمه؛ چرا مفرد و با my میاد، bread-and-butter قبل از اسم چرا خط تیره می‌خواد و bread-and-butter issue یعنی چی؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید