flimsy (سست و ضعیف؛ بیدوام (چیز، استدلال یا بهانه))
معنی flimsy؛ «سست، ضعیف و بیدوام» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 690: flimsy flimsy (سست و ضعیف؛ بیدوام (چیز، استدلال یا بهانه)) ⚡ خلاصه سریع ۳۰…
معنی flimsy؛ «سست، ضعیف و بیدوام» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 690: flimsy flimsy (سست و ضعیف؛ بیدوام (چیز، استدلال یا بهانه)) ⚡ خلاصه سریع ۳۰…
معنی hit me up؛ «به من پیام بده / سراغم بیا / از من چیزی بخواه» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 691: hit me up hit…
معنی a bug zapper؛ «پشتیکش؛ حشرهکشِ برقی» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 689: a bug zapper a bug zapper (پشتیکش؛ حشرهکشِ برقی) ⚡ خلاصه سریع ۳۰…
معنی roots؛ «ریشهها» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 688: roots roots (ریشهها؛ ریشهٔ خانوادگی و جای ماندگار (put down roots)) ⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای توی…
معنی raise your glass؛ «لیوان یا جام بلند کردن» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 687: raise your glass raise your glass (لیوان بلند کردن برای کسی…
معنی label me؛ «برچسب زدن؛ کسی را در یک دسته گذاشتن و دربارهاش قضاوتِ کلی کردن» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 686: label me label me…
معنی one step forward, two steps back؛ «یک قدم جلو، دو قدم عقب؛ حسِّ پسرفت» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 684: one step forward, two steps…
معنی when the rooster crows؛ «هنگام بانگِ خروس؛ سحرخیز» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 685: when the rooster crows when the rooster crows (سحرخیز؛ هنگام بانگِ…
معنی iffy؛ «نامطمئن؛ مردد؛ معلوم نبودنِ بله یا نه» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 683: iffy iffy (نامطمئن؛ معلوم نبودنِ بله یا نه) ⚡ خلاصه سریع…
معنی to iron out (plus pronunciation)؛ «حل کردن و رفع کردنِ مشکل یا اختلاف» | کاربرد، مثال و ویدئو خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 682: to iron out (plus pronunciation) to…