پرش به محتوا
Home » معنی Starting is half the battle؛ قدم اول نیمی از راه | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Starting is half the battle؛ قدم اول نیمی از راه | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

Starting is half the battle

«Starting is half the battle» یعنی «شروع کردن، نیمی از پیروزی است» — ضرب‌المثلِ مقدسِ ضدِ اهمال‌کاری! سخت‌ترین قدم، قدمِ اول است؛ و همین که برداری‌اش، نصفِ جنگ را برده‌ای. این بار از زاویهٔ یادگیری زبان سراغش می‌رویم: کتابِ گرامری که سه سال است صفحه‌اولش را نگاه می‌کنی، همین امشب باز می‌شود — قول!

معنی Starting is half the battle — «Starting is half the battle» یعنی «شروع کردن، نیمی از پیروزی است» — ضرب‌المثلِ مقدسِ ضدِ اهمال‌کاری! سخت‌ترین قدم، قدمِ اول است؛ و همین که برداری‌اش، نصفِ جنگ را برده‌ای. این بار از زاویهٔ یادگیری زبان سراغش می‌رویم: کتابِ گرامری که سه سال است صفحه‌اولش را نگاه می‌کنی، همین امشب باز می‌شود — قول! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۴۱ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ Starting is half the battle

«Starting is half the battle» یعنی قدمِ اول را برداشتن = نصفِ کار انجام شده.
خانوادهٔ حکمت: Getting started is half the battle (نسخهٔ محاوره‌ای‌تر)، Well begun is half done (نسخهٔ کهن که به ارسطو نسبت می‌دهند)، half the battle (قابل استفادهٔ مستقل: Knowing the recipe is half the battle).
ریشهٔ مفهومی: اثرِ زیگارنیک — ذهنْ کارِ ناتمام را از یاد نمی‌برد؛ همان مکثِ ناخودآگاه روی درِ نیمه‌باز! روان‌شناسی می‌گوید شروع، موتورِ انگیزه را روشن می‌کند، نه برعکس.
ریشهٔ زبانی: Well begun is half done قرن‌ها قدمت دارد؛ نسخهٔ مدرنِ آمریکاییِ آن همین Starting is half the battle است که مستر کوچ هم عاشقش است.
نکتهٔ این درس: این عبارت را قبلاً در درس ۵۸ هم دیدی — این نسخه، مرورِ فاصله‌دار با مثال‌ها و زاویهٔ تازه است؛ و مرور، بهترین دوستِ حافظه است!

🔊 تلفظ واقعی: «استارْتینگ ایز هَف دِ بَتِل» /ˈstɑːrtɪŋ ɪz ˈhæf ðə ˈbætəl/ — دقت: حرف l در half کاملاً ساکت است: «هَف» نه «هالف»! th در the نرم و دارای واک است (دِ). تکیه روی استارْتینگ، هَف و بَتِل.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

برای تشویقِ خودت و دیگران به شروع: Just write the first line — starting is half the battle! در کوچینگ و مدیریت: Forget the perfect plan; starting is half the battle. به‌عنوان عهدِ شخصی، زیرِ دفتر برنامهٔ هفتگی می‌نشیند: Starting is half the battle — five minutes today!

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
Open your book. Starting is half the battle! کتابت را باز کن. شروع کردن نصفِ راه است!

A1
Do not wait for Monday. Starting is half the battle. منتظر دوشنبه نمان. شروع، نیمی از پیروزی است.

A2
I finally began my English diary. Starting was half the battle! بالاخره دفترچهٔ انگلیسی‌ام را شروع کردم. شروعش نصفِ کار بود!

A2
The first gym session was awful, but starting is half the battle. اولین جلسهٔ باشگاه افتضاح بود، اما شروع کردن نیمی از جنگ است.

B1
For language learners, starting is half the battle; five minutes a day beats a perfect plan you never begin. برای زبان‌آموزها شروع نیمی از ماجراست؛ پنج دقیقه در روز از برنامهٔ بی‌نقصی که هرگز آغازش نمی‌کنی بهتر است.

B1
She reminded her team that starting is half the battle, and they shipped the first draft that afternoon. به تیمش یادآوری کرد که شروع نصفِ راه است و همان بعدازظهر پیش‌نویس اول را تحویل دادند.

B2
Novelists often say starting is half the battle; the blank page is the real dragon. رمان‌نویس‌ها اغلب می‌گویند شروع نیمی از نبرد است؛ صفحهٔ سفید، اژدهای واقعی است.

B2
In therapy for procrastination, patients learn that starting is half the battle because action rewires motivation. در درمانِ اهمال‌کاری، بیماران می‌آموزند شروع نیمی از پیروزی است، چون عمل، انگیزه را از نو سیم‌کشی می‌کند.

C1
Aristotle’s heirs shortened his old maxim into the modern proverb: starting is half the battle. وارثانِ ارسطو حکمِ کهنش را کوتاه کردند تا ضرب‌المثلِ امروزی شود: شروع کردن نیمی از پیروزی است.

C1
Whole industries now monetize the oldest truth in psychology: starting is half the battle — so they sell you the first step. صنعت‌های کاملِ امروزی قدیمی‌ترین حقیقتِ روان‌شناسی را پولی کرده‌اند: شروع نصفِ کار است — پس قدمِ اول را به تو می‌فروشند!

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ تلفظ «هالف»

✅ half با l ساکت: /hæf/

در تمام خانوادهٔ این کلمه l ناخواناست: half past three، half the money، your better half!

❌ ترجمهٔ battle به جنگِ نظامیِ واقعی

✅ battle اینجا استعاره از سختیِ کار است

معادلِ درستِ ذهنی: نبردِ با تنبلی و اهمال‌کاری! هیچ میدان جنگی در کار نیست.

❌ شروع کردی و رها کردی — «پس شروع مهم نبود!»

✅ این ضرب‌المثل شروع را می‌ستاید، نه رهاکردن را

نسخهٔ کاملِ حکمت: شروع نصف است؛ نصفِ دیگرش ادامه دادن است — هر دو نصف لازم‌اند.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: I bought a grammar book last year. Still on page one.

پارسال کتاب گرامر خریدم. هنوز صفحهٔ اول است.

B: Classic! Starting is half the battle — and you have not started!

کلاسیک! شروع نصفِ راه است — و تو هنوز شروع نکرده‌ای!

A: Tomorrow I will study two chapters.

فردا دو فصل می‌خوانم.

B: Just do one page tonight. One!

امشب فقط یک صفحه. فقط یکی!

🏋️ تمرین عملی امروز: امشب یک کارِ عقب‌افتاده را پنج دقیقه‌ای شروع کن (دفترچهٔ لغت، نامه‌ای که باید بنویسی، کمد!) و سه جمله بنویس: قبل از شروع (I keep postponing…)، قانونِ جدیدت (Starting is half the battle, so tonight I will…) و فردا بعد از شروع (I started — and it really was half the battle!).

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

فرقش با Well begun is half done چیست؟

همان حکمت‌اند؛ نسخهٔ کهن و ادبی‌تر Well begun is half done است که به ارسطو نسبتش می‌دهند؛ نسخهٔ مدرن و آمریکایی همین Starting is half the battle است.

این عبارت قبلاً هم درس نشده بود؟

بله؛ در درس ۵۸ همین ضرب‌المثل را دیدی. این درس مرورِ فاصله‌دار با مثال‌ها و زاویهٔ تازه است — و مرورِ فاصله‌دار، قوی‌ترین ابزارِ حافظه در زبان‌آموزی است!

half the battle جدا هم به کار می‌رود؟

بله و خیلی هم رایج است: Knowing the deadline is half the battle — دانستنِ ضرب‌الاجل، نیمی از ماجراست.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۴۱

Starting is half the battle

«Starting is half the battle» یعنی «شروع کردن، نیمی از پیروزی است» — ضرب‌المثلِ مقدسِ ضدِ اهمال‌کاری! سخت‌ترین قدم، قدمِ اول است؛ و همین که برداری‌اش، نصفِ جنگ را برده‌ای. این بار از زاویهٔ یادگیری زبان سراغش می‌رویم: کتابِ گرامری که سه سال است صفحه‌اولش را نگاه می‌کنی، همین امشب باز می‌شود — قول! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید