پرش به محتوا
Home » معنی swanky؛ لوکسِ چشم‌پسند، یک‌قدم آن‌طرف‌تر از fancy | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی swanky؛ لوکسِ چشم‌پسند، یک‌قدم آن‌طرف‌تر از fancy | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۸۹
همان fancy که کارت‌کشیدن را جدی گرفته.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Swanky را یاد می‌گیری: «شیکِ خودنما — تعریف با ته‌رنگِ «یه‌کم هم چشم‌باز‌کن»» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۸۹ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Swanky»

«swanky» صفتِ جا‌هایِ لوکس و چشم‌گیر است: هتلِ ستاره‌دار با لوستر، رستورانی که نان را رویِ سنگِ گرم می‌آورند، ماشینی که چراغ‌هایش شب را امضا می‌کنند. فارسیِ نزدیکش: «لوکسِ چشم‌پسند، شیکِ مجلسی». از «fancy» یک پله بالاتر است چون پولِ بیشتر، زورِ بیشتر و کمی هم چشم‌بازی در کار است — و همین، ته‌رنگِ طنزش می‌شود. وقتی می‌گویی «a swanky hotel» لزوماً تحسینِ خالص نیست؛ یعنی «قشنگ و پُرزور، یه‌خرده هم خودنما».

درجه‌بندی‌اش منظم است، چون به «y» می‌رسد و بی‌«y» هم زنده است: «swank» اسم و فعل است، «swanky» صفت. «swankier, swankiest» — قاعده‌یِ «y» به «ier». برایِ اسمِ جا، «swankiness» کم‌کاربرد ولی درست است. حروفِ آخرش را دقیق بردار: «swanky» و شکلِ فانتزی‌ترِ «swankie» هر دو نوشته می‌شوند؛ صفتِ استاندارد همان «swanky» است. و چون صفتِ توصیفی است، هم قبلِ اسم می‌آید «a swanky place» و هم بعدِ «be/look» «looks swanky» — هر دو خانه‌یِ خودش.

همسایه‌هایِ رنگین را با آن اشتباه نگیر: «chic» شیکِ سبک و بی‌سروصداست — لباس و سلیقه؛ «luxurious» بزرگ و رسمیِ آگهی‌هاست؛ «posh» بریتانیاییِ طبقاتی‌ست — گاه با پوزخند؛ «swanky» آمریکایی‌تر است و به «جا» بیشتر می‌چسبد تا «سلیقه». در نقدِ رستوران و گزارشِ سفر، بهترین جایِش همین‌جاست: خواننده هم تصویرِ تجمل را می‌گیرد هم این‌که تو بی‌طرفِ لبخند‌زده‌ای. صفتِ خنثیِ «expensive» فقط قیمت را می‌گوید؛ «swanky» قیمت به‌علاوه‌یِ نمایش را.

🗣 تلفظ: «اُوانکی» /ˈswæŋki/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ تعریفِ جا و وسیله: هتل، رستوران، سالن، کافه‌یِ تازه‌بازشده. برایِ آدم به کارش نبر — «he is swanky» عجیب است؛ برایِ آدم‌ها «flashy» یا «stylish» را داری. در تحسینِ خالص، ته‌رنگِ طنز ممکن است گیرِ مخاطب نیاید؛ اگر جدی‌ای «upscale» و «luxurious» بنویس. در ایمیلِ کاری درباره‌یِ محلِ جلسه هم بی‌ضرر است: «the swanky conference room on eight» — توصیفِ صمیمی بدونِ توهین.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

The hotel looks swanky.—هتلشون لوکس و چشم‌گیره.A1۱
A swanky dinner for two.—شامِ مجلسی برایِ دو نفر.A1۲
They booked the swanky place downtown.—همون جایِ شیکِ وسطِ شهر رو رزرو کردن.A2۳
It's swanky, but the soup is simple.—لوکسه، ولی سوپش خودمونیه.A2۴
Add «ier»: swankier than last year.—«ier» بگیره: لوکس‌تر از سالِ پیش.B1۵
For places, «swanky»; for people, «flashy».—برایِ جا «لوکسِ خودنما»؛ برایِ آدم «پرزرق‌وبرق».B1۶
Luxury with a wink — that is swanky.—تجمل با یه چشمک؛ همین می‌شه «swanky».B2۷
It looks swanky, tastes modest.—قافله، مزه‌ش معمولیه.B2۸
Showy chic: price visible, taste optional.—شیکِ ویترینی: قیمت معلوم، سلیقه اختیاری.C1۹
Reviewers use it for one eyebrow up.—نقد‌نویس باهاش یه ابرو بالا می‌بره.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ چسباندن به آدم
غلط: My new boss is very swanky.
درست: My new boss has a swanky office.
این صفتِ جا و شیء است؛ برایِ آدم یا «stylish» یا «flashy» — هر کدام که منظورت تحسین است یا کنایه.
❌ درجه‌گیریِ نادرست
غلط: more swanky, most swanky
درست: swankier, swankiest
به «y» می‌رسد و «y» می‌اندازد؛ «more swanky» گوش‌نواز نیست.
❌ قصدِ تحسینِ خالص
غلط: Send them flowers and write: how swanky!
درست: Send them flowers and write: how lovely!
ته‌رنگِ چشمک از تحسینِ خشک کم می‌کند؛ اگر جدی هستی، «luxurious» یا «elegant» را بردار.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You booked the swanky place? For our one-year?
همون جایِ لوکسو گرفتی؟ برایِ یک‌سالگیمون؟
The menu has no prices on page one.
صفحه‌یُ اول منو قیمت نداره!
Classic. Bring the small talk, skip the tie.
کلاسیکه. حرفِ کوچیک رو بیار، کراواتو نَبر.
And if the soup is boring?
اگه سوپش بی‌مزه بود؟
✍️ تمرین شما: سه جایِ شهرت را رتبه‌بندی کن: یکی «fancy»، یکی «swanky»، یکی فقط «expensive» — و برایِ هر کدام یک جمله بنویس تا فرقِ پله‌ها تو ذهنت حک شود. بعد در «looks swanky» با «is swanky» عوضش کن و ببین قضاوت چطور نرم‌تر می‌شود. آخری: برایِ یک هتلِ رویاییِ مسخره (لابیِ طلایی، آب‌نمایِ موزیکال) سه صفتِ «swanky, posh, chic» را به‌کار ببر و یادداشت کن کدام‌شان چشمک می‌زند.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «swanky» بیشتر برایِ چی است؟
۲. کدام درجه‌بندی درست است؟
۳. ته‌رنگِ این صفت چیست؟
۴. کدام جایگزینِ بی‌طنزِ رسمی است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقش با «posh»؟
«posh» بریتانیایی و طبقه‌شناس‌تر است — یقه و خون‌ونَسب؛ «swanky» آمریکایی و ویترین‌محور. برایِ هتل در تفران، «posh» هم می‌چرخد ولی بویِ چاپ‌وخش می‌دهد.
🔹 ریشه‌اش چیست؟
از «swank» به معنیِ خودنمایی؛ صفتش همان را پوشیده و مرتب کرده؛ قدیمی‌ترش در زبانِ عامیانه‌یِ قرنِ نوزده مد بود، امروز بیشتر هتل است.
🔹 «swank» خودی چی می‌شه؟
فعلِ خودنمایی و اسمِ سبک؛ «he swanked about his new watch» — یعنی ساعتشو پُرسروصدا کوبید رو میز. صفت رایج‌تر است، فعل شوخ‌تر.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Swanky را یادت بماند: swanky یعنی لوکس و چشم‌گیر، بیشتر از fancy؛ ته‌رنگِ طنزش کجاست؛ صفتش را چطور درجه می‌دهند؛ فرقش با chic و luxurious؛ برای هتل و رستوران و ماشین به کار می‌ره؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید