پرش به محتوا
Home » 0657: to badger someone

to badger someone (با اصرارِ پیوسته کسی را کلافه کردن)






معنی to badger someone؛ «با اصرار و نق‌نقِ پیوسته آن‌قدر کسی را کلافه کردن تا بالأخره به خواسته‌ات برسی». badger هم اسمِ «گورکن» است و هم فعل | کاربرد، مثال و ویدئو



خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 657: to badger someone

to badger someone (با اصرارِ پیوسته کسی را کلافه کردن)

معنی to badger someone — یعنی «با اصرار و نق‌نقِ پیوسته آن‌قدر کسی را کلافه کردن تا بالأخره به خواسته‌ات برسی». badger هم اسمِ «گورکن» است و هم فعل؛ چون گورکن با پافشاری زمین را می‌کَود، این فعل معنیِ «دست‌برنداشتن از سرِ کسی» را گرفته است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس 657 از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

⬆ بازگشت به فهرست

📖 معنی و تلفظ to badger someone

یعنی «با اصرار و نق‌نقِ پیوسته آن‌قدر کسی را کلافه کردن تا بالأخره به خواسته‌ات برسی». badger هم اسمِ «گورکن» است و هم فعل؛ چون گورکن با پافشاری زمین را می‌کَود، این فعل معنیِ «دست‌برنداشتن از سرِ کسی» را گرفته است.

🔊 تلفظ واقعی: «بَجِر» /ˈbædʒər/

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد

ساختارش: to badger someone into doing something یا to badger someone with questions. مثال‌ها: Stop badgering me! «دستم را ول کن!»؛ The kids badgered their dad into buying ice cream. گزارشگرها هم با سؤال‌های پیاپی badger می‌کنند: The reporters badgered the star with questions.

معادل‌ها: pester، nag و hound. تفاوت ظریف: nag بیشتر درباره‌ی غرزدنِ تکراری است (مثل مادرها به بچه‌ها) و badger حسِ تهاجمی‌تر و کلافه‌کننده‌تری دارد. لحنش محاوره‌ای است و در شکایت‌های روزمره زیاد به کار می‌رود.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 Stop badgering me! I will answer you later. ولم کن! بعداً جوابت را می‌دهم.
A1 The kids badgered their mother until she said yes. بچه‌ها آن‌قدر نق زدند تا مادرشان گفت باشه.
A2 Reporters badgered the actor with questions at the airport. خبرنگارها در فرودگاه با سؤال‌های پیاپی آن بازیگر را کلافه کردند.
A2 He badgered his boss into giving him a second chance. آن‌قدر از رئیسش خواهش کرد که به او فرصتِ دوباره داد.
B1 My sister keeps badgering me to lend her my car. خواهرم مدام نق می‌زند که ماشینم را به او قرض بدهم.
B1 Don’t badger the waiter; the food is coming. گارسون را کلافه نکن؛ غذا در راه است.
B2 She badgered the officials until they listened. او دست از سرِ مسئول‌ها برنداشت تا این‌که گوش کردند.
B2 I hate it when salespeople badger you at the door. از دست‌فروش‌هایی که دمِ در کلافه‌ات می‌کنند بدم می‌آید.
C1 The puppy badgered us for attention all evening. توله‌سگ تمام شب برای جلبِ توجه اذیت‌مان کرد.
C1 If you badger people, they will avoid you. اگر از سرِ آدم‌ها دست برنداری، از تو فرار می‌کنند.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: He badgered me for going there.

✅ درست: He badgered me into going there.

💡 نکته: برای «آن‌قدر اصرار کرد تا…» ساختار درست badger someone into doing است.

❌ اشتباه رایج: Badger means to help someone.

✅ درست: Badger means to pester someone until they give in.

💡 نکته: یعنی کلافه کردن با اصرار، نه کمک کردن.

❌ اشتباه رایج: She badgered that I come early.

✅ درست: She badgered me into coming early.

💡 نکته: بعد از badger نمی‌توانید با that جمله بیاورید؛ مفعول + into + gerund لازم است.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Why do you look so tired?

چرا این‌قدر خسته به نظر می‌رسی؟

B: My son badgered me for an hour to buy him a phone.

پسرم یک ساعت نق زد تا برایش گوشی بخرم.

A: Did you give in?

کوتاه آمدی؟

B: No. But I almost did, just for some peace!

نه. ولی نزدیک بود فقط برای آرامش بله بگویم!

🏋️ تمرین عملی امروز: یک جملهٔ کامل بنویس که در آن to badger someone به‌کار رفته باشد.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده می‌شود.

1) «To badger someone» یعنی چه؟

2) کدام جمله درست است؟

3) کدام معادل است؟

4) badger به‌عنوان اسم چه حیوانی است؟

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

❓ فرق badger با nag چیست؟

nag یعنی غرزدن و تذکرِ تکراری؛ badger تهاجمی‌تر است: با اصرار و پرسه زدن دورِ کسی تا تسلیم شود.

❓ آیا بدجنسانه است؟

بستگی به بافت دارد؛ بین بچه‌ها و والدین معمولاً بازیگوشانه است، ولی در محلِ کار می‌تواند آزاردهنده باشد.

❓ چطور بگویم «ولم کن»؟

بگویید Stop badgering me یا Don’t pester me. هر دو یعنی «از سرِ من دست بردار».

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس 657

to badger someone

یعنی «با اصرار و نق‌نقِ پیوسته آن‌قدر کسی را کلافه کردن تا بالأخره به خواسته‌ات برسی». badger هم اسمِ «گورکن» است و هم فعل؛ چون گورکن با پافشاری زمین را می‌کَود، این فعل معنیِ «دست‌برنداشتن از سرِ کسی» را گرفته است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

⬆ بازگشت به فهرست

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟ همین حالا بپرسید؛ مشاوره کوتاه است و مسیر را روشن می‌کند.

آموزش رایگان مکالمه
📱 ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹
💬 پیام در واتساپ
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

با سلام‌زبان روان صحبت کن؛ محسن متین بنیان‌گذار سلام‌زبان — اصطلاح‌ها را حفظ نکن، با ویدئو ببین و دو مثال از زندگی خودت بساز. زبان را جراحی نکن.