To hound somebody
فعل تصویری «To hound somebody» از دل زبان شکار آمده و یعنی **«مثل سگ شکاری تعقیب کموقفه و بیامان — پی در پی پشت سر کسی راه افتادن و با پرسش و درخواست مداوم آزارش دادن»** — معادل فارسی: «چسبیدن به دامنش / بیقرارش کردن با پیگیری / لحظهای رهایش نکردن» (معادل انگلیسی: to persistently pursue, harass, or pressure someone with questions, demands, or attention).
سه پدیدار محبوب:
۱. **رسانه و شهرت**: The actor was hounded by paparazzi. (بازیگر رو پاپاراتزیها بیقرار کرده بودن.)
۲. **کسبوکار و مطالبات**: The bank keeps hounding me about the loan. (بانک مدام برای وام به دامنم چسبیده.)
۳. **خانواده و دوستان (لحن شوخ)**: Mom hounds me about cleaning my room. (مامان مدام برای مرتب کردن اتاقم دنبالمه.)
ریشه: hound = سگ شکاری نژاد قویعطر و پیگیر که هدف را رها نمیکند — این تصویر نفس فعل است.
لحن: منفی یا شوخ، اغلب با passive: **be hounded by**.
معنی to hound somebody — فعل تصویری «To hound somebody» از دل زبان شکار آمده و یعنی **«مثل سگ شکاری تعقیب کموقفه و بیامان — پی در پی پشت سر کسی راه افتادن و با پرسش و درخواست مداوم آزارش دادن»** — معادل فارسی: «چسبیدن به دامنش / بیقرارش کردن با پیگیری / لحظهای رهایش نکردن» (معادل انگلیسی: to persistently pursue, harass, or pressure someone with questions, demands, or attention).
سه پدیدار محبوب:
۱. **رسانه و شهرت**: The actor was hounded by paparazzi. (بازیگر رو پاپاراتزیها بیقرار کرده بودن.)
۲. **کسبوکار و مطالبات**: The bank keeps hounding me about the loan. (بانک مدام برای وام به دامنم چسبیده.)
۳. **خانواده و دوستان (لحن شوخ)**: Mom hounds me about cleaning my room. (مامان مدام برای مرتب کردن اتاقم دنبالمه.)
ریشه: hound = سگ شکاری نژاد قویعطر و پیگیر که هدف را رها نمیکند — این تصویر نفس فعل است.
لحن: منفی یا شوخ، اغلب با passive: **be hounded by**. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۲۴۷ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است — درس ۲۴۷ از ۹۶۶ درس.
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ To hound somebody
فعل تصویری «To hound somebody» از دل زبان شکار آمده و یعنی **«مثل سگ شکاری تعقیب کموقفه و بیامان — پی در پی پشت سر کسی راه افتادن و با پرسش و درخواست مداوم آزارش دادن»** — معادل فارسی: «چسبیدن به دامنش / بیقرارش کردن با پیگیری / لحظهای رهایش نکردن» (معادل انگلیسی: to persistently pursue, harass, or pressure someone with questions, demands, or attention).
سه پدیدار محبوب:
۱. **رسانه و شهرت**: The actor was hounded by paparazzi. (بازیگر رو پاپاراتزیها بیقرار کرده بودن.)
۲. **کسبوکار و مطالبات**: The bank keeps hounding me about the loan. (بانک مدام برای وام به دامنم چسبیده.)
۳. **خانواده و دوستان (لحن شوخ)**: Mom hounds me about cleaning my room. (مامان مدام برای مرتب کردن اتاقم دنبالمه.)
ریشه: hound = سگ شکاری نژاد قویعطر و پیگیر که هدف را رها نمیکند — این تصویر نفس فعل است.
لحن: منفی یا شوخ، اغلب با passive: **be hounded by**.
🔊 تلفظ واقعی: «تو هاوند سَمبادی» /tuː haʊnd ˈsʌmbʌdi/ — هاوند مثل عبارت round با h شروعی.
🎯 کاربرد و لحن
در اخبار دربارهٔ مشاهیر: Ever since the scandal broke, journalists have been hounding the minister. (از وقتی رسوایی برملا شد، خبرنگارها دارن وزیر رو بیقرار میکنن.)
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| B1 | The press hounded the star for weeks. | رسانهها هفتهها ستاره رو تعقیب و آزار دادن. |
| B1 | My little brother hounds me for my phone. | برد کوچیکم مدام برای گوشیم به دامنم میچسبه. |
| B1 | Debt collectors hounded the family day and night. | طلبکارها شب و روز خانواده رو بیقرار کردن. |
| B1 | Fans hounded the singer outside the hotel. | هوادارها بیرون هتل خواننده رو محاصبه کرده بودن. |
| B2 | She was hounded by reporters after the trial. | بعد از دادگاه خبرنگارها تعقیبش کردن. |
| B2 | Stop hounding me about the report — it’s almost done! | بس کن دیگه برای گزارش اصرار کردن رو — تقریباً تمومه! |
| B2 | The landlord kept hounding us for the rent. | صاحبخونه مدام برای اجاره پشت گوشمون بود. |
| C1 | Reality stars often complain of being hounded online. | ستارههای واقعیتنما اغلب از اذیت مجازی شکایت دارن. |
| C1 | He was hounded out of office by relentless criticism. | با انتقادهای بیامان از مقام بیرون رانده شد. |
| C1 | The investigator hounded the witness until the truth emerged. | کارآگاه آنقدر شاهد رو تحت فشار گذاشت تا حقیقت بیرون اومد. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: اشتباه با هدف مثبت تعقیب
✅ درست: hound همیشه اذیت و فشار است — برای دنبال کردن عشقی از pursue یا برای ردیابی منطقی از track down استفاده کنید؛ bar منفی و مزاحم دارد.
💡 نکته: بار منفی حفظ شد.
❌ اشتباه رایج: خلط با hunt ساده
✅ درست: hunt شکار برای کشتن یا یافتن است؛ hound یعنی بعد از یافتن باز هم رها نکردن — تداوم اذیت نکتهٔ کلیدی است.
💡 نکته: پیگیری مداوم در برابر شکار یکباره.
❌ اشتباه رایج: بهاشتباه اسم کردن در این ساختار
✅ درست: hound ممکن است در اسم نژاد سگ باشد؛ در این درس همیشه فعل است و مفعول شخص دارد: hound somebody.
💡 نکته: نقش دستوری فعل تأکید شد.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Why is your phone on silent again?
چرا گوشیت باز خاموشه؟
B: A charity’s been hounding me all week — calls, texts, emails. Nonstop!
یه موسسهٔ خیریه کل هفته دار اذیتم میکنه — زنگ، پیام، ایمیل. پشت سر هم!
A: Ugh, that’s the worst. It’s like being hunted by a pack of very polite hounds.
اوف، بدترینه دیگه. انگار یه دسته سگ شکاری خیلی مؤدب تعقیبت میکنن!
B: Exactly! Polite but relentless. I finally donated just for some peace!
دقیقاً! مؤدب ولی بیامان. آخرش فقط برای یه لحظه آسایش کمک مالی کردم!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
آیا همیشه منفی است؟
در بافت شوخ خانوادگی میتواند مهرانه برخورد شود (Mom hounds me about eating veggies) ولی استخوان اصلیاش مزاحمت است — بار منفی لطیفی در هر کاربرد هست.
تفاوت با bother چیست؟
bother آزار لحظهای و سبک است؛ hound پیگیری متوالی و زنجیرهای — سگ شکاری که بوی شکار را از دست نمیدهد.
فرم منفعل رایج آن چیست؟
be hounded by — مخصوصاً در اخبار: The CEO was hounded by the media. هر زمانی قربانی از فشار بیرونی میگوید.
🎯 جمعبندی درس ۲۴۷
To hound somebody
فعل تصویری «To hound somebody» از دل زبان شکار آمده و یعنی **«مثل سگ شکاری تعقیب کموقفه و بیامان — پی در پی پشت سر کسی راه افتادن و با پرسش و درخواست مداوم آزارش دادن»** — معادل فارسی: «چسبیدن به دامنش / بیقرارش کردن با پیگیری / لحظهای رهایش نکردن» (معادل انگلیسی: to persistently pursue, harass, or pressure someone with questions, demands, or attention).
سه پدیدار محبوب:
۱. **رسانه و شهرت**: The actor was hounded by paparazzi. (بازیگر رو پاپاراتزیها بیقرار کرده بودن.)
۲. **کسبوکار و مطالبات**: The bank keeps hounding me about the loan. (بانک مدام برای وام به دامنم چسبیده.)
۳. **خانواده و دوستان (لحن شوخ)**: Mom hounds me about cleaning my room. (مامان مدام برای مرتب کردن اتاقم دنبالمه.)
ریشه: hound = سگ شکاری نژاد قویعطر و پیگیر که هدف را رها نمیکند — این تصویر نفس فعل است.
لحن: منفی یا شوخ، اغلب با passive: **be hounded by**. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.
دیدگاهها بسته شدهاند.