To water something down
To water something down دو کار میکند: نوشیدنی را آبکی میکند، یا حرف و قانون را آنقدر ملایم میکند که زهرش کشیده شود. در اخبار و جلسات، معنی دوم خیلی پرتکرارتر است.
معنی To water something down — To water something down دو کار میکند: نوشیدنی را آبکی میکند، یا حرف و قانون را آنقدر ملایم میکند که زهرش کشیده شود. در اخبار و جلسات، معنی دوم خیلی پرتکرارتر است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس 385 از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
📖 معنی و تلفظ To water something down
To water something down یعنی چیزی را رقیق کردن. در آشپزخانه: آب ریختن توی سس یا آبمیوه تا رقیق شود. در سیاست و اداره: تندی یک گزارش، قانون یا انتقاد را گرفتن تا کسی نرنجد — همان ماستمالی خودمان.
ریشه قدیمیاش کلک میخانهدارهاست: آب زدن به بشکه تا سود بیشتر شود. بعد استعاره شد برای هر متن و تصمیمی که زورش را گرفتهاند.
صفت خیلی پرکاربردش watered-down است: a watered-down version یعنی نسخه بیرمق. مفعول میتواند وسط بیاید: water it down.
نزدیک است به dilute و tone down؛ فرق ظریفش این است که water down اغلب حس تقلب یا عقبنشینی اجباری دارد، نه فقط مودب شدن.
🔊 تلفظ واقعی: «تو واتِر داون» /tuː ˈwɔːtər daʊn/ — در گفتار پیوسته مثل یک فعل مرکب شنیده میشود: water-it-down. استرس روی water.
🎯 کاربرد و لحن
برای مایع: Don’t water down the juice. برای ایده و قانون: They watered down the safety rules. لحن میتواند خنثی (آشپزخانه) یا گلایهآمیز (جلسه هیئتمدیره) باشد. اگر down را حذف کنی، water یعنی آب دادن به گلدان — معنی کلاً عوض میشود.
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | Please do not water down the orange juice. | لطفاً آبپرتقال را آبکی نکن. |
| A1 | Can you water down this thick sauce a little? | میتوانی این سس غلیظ را کمی رقیق کنی؟ |
| A2 | The bar watered down the drinks to save money. | بار نوشیدنیها را رقیق کرد تا هزینه کم شود. |
| A2 | He watered down his feedback so nobody got hurt. | بازخوردش را ملایم کرد تا کسی نرنجد. |
| B1 | The board watered down the new safety rules. | هیئتمدیره قوانین ایمنی تازه را بیرمق کرد. |
| B1 | I loved the book, but the film watered it down. | عاشق کتاب بودم، اما فیلم زهرش را گرفت. |
| B2 | Editors watered down the report until the punch was gone. | سردبیرها گزارش را آنقدر رقیق کردند که ضربهاش رفت. |
| B2 | The bold plan was watered down into tiny cosmetic changes. | طرح جسورانه تبدیل شد به چند تغییر ظاهری. |
| C1 | The summit ended with a watered-down statement and no real pledge. | اجلاس با بیانیهای بیرمق و بدون تعهد واقعی تمام شد. |
| C1 | Rather than real reform, the memo offers a watered-down compromise. | بهجای اصلاح واقعی، آن یادداشت یک مصالحه رقیقشده است. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: ریختن water on بهجای water down برای قانون
✅ درست: Pour cold water on یعنی آیه یأس خواندن. Water down یعنی بیرمق کردن خودِ متن یا تصمیم.
💡 نکته: دو اصطلاح نزدیکاند اما یکی دلسرد کردن است و یکی رقیق کردن.
❌ اشتباه رایج: فکر کردن که فقط برای نوشیدنی است
✅ درست: در اخبار و جلسات، کاربرد استعاری خیلی رایجتر است.
💡 نکته: بگو a watered-down law و طبیعی شنیده میشود.
❌ اشتباه رایج: حذف down
✅ درست: Water the plants یعنی گلها را آب بده. Water the rules down یعنی قوانین را بیخاصیت کن.
💡 نکته: حرف اضافه down را نگه دار.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: Have you seen the new remote-work policy from HR?
سیاست دورکاری جدید منابع انسانی را دیدی؟
B: Yes. The whole team is angry. They watered it down.
آره. کل تیم شاکی است. ماستمالیاش کردند.
A: We had agreed on four days at home, right?
قرارمان چهار روز خانه بود، نه؟
B: Right. After the rewrite we are back to almost full office days.
درست. بعد از بازنویسی تقریباً برگشتیم به حضور کامل.
🏋️ تمرین عملی امروز: یک قانون، پیام یا نقد که اخیراً بیرمق شده را با water down در یک جمله واقعی توصیف کن.
آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده میشود.
1) در جلسه کاری، They watered down the report یعنی چه؟
2) کدام شکل برای ضمیر درست است؟
3) A watered-down law یعنی چه؟
4) اگر down را حذف کنی چه میشود؟
❓ سؤالات متداول
Watered-down چه نقشی دارد؟
صفت مفعولی است: a watered-down version یعنی نسخه رقیق و کماثر.
با dilute یکی است؟
در مایع تقریباً بله. در سیاست، water down حس عقبنشینی و ماستمالی بیشتری دارد.
مفعول کجا میآید؟
Water the speech down یا water down the speech هر دو درستاند. برای ضمیر: water it down.
🎯 جمعبندی درس 385
To water something down
To water something down دو کار میکند: نوشیدنی را آبکی میکند، یا حرف و قانون را آنقدر ملایم میکند که زهرش کشیده شود. در اخبار و جلسات، معنی دوم خیلی پرتکرارتر است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.
دیدگاهها بسته شدهاند.