تفاوت clock و watch و o’clock (بهعلاوهٔ hour و time) کلاف سردرگم «ساعت» فارسی است: یک کلمهٔ فارسی، پنج کلمهٔ انگلیسی! جدا کردنشان ساده است — هر کدام جای مشخصی دارند و جابهجاییشان جمله را عجیب میکند.
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
🕰 معنی و جدول مقایسه
نقشه: شیء روی دیوار = clock. شیء روی مچ = watch. ساعتِ رُندِ وقت = o’clock. مدت ۶۰ دقیقه = hour. «ساعت چند است؟» = What time is it?
My watch says 3 o’clock, but the wall clock is an hour ahead.
↑ watch = مچی — o’clock = سرِ ساعت — clock = دیواری — hour = ۶۰ دقیقه
| واژه | یعنی | مثال |
|---|---|---|
| clock | ساعت دیواری/رومیزی/زنگدار | The clock on the wall is slow. |
| watch | ساعت مچی | He wears an expensive watch. |
| o’clock | فقط ساعتهای رُند وقت | at 7 o’clock (نه 7:30 o’clock!) |
| hour | مدتِ ۶۰ دقیقه | The trip takes two hours. |
| time | وقت و زمان | What time is it? |
چرا مهم است؟ سه تلهٔ کلاسیک فارسیزبانها: ۱) What hour is it? بهجای What time is it? ۲) گفتن 7:30 o’clock — درحالیکه o’clock فقط با عدد رُند میآید. ۳) My hand clock بهجای watch! ضمناً alarm clock ساعتِ زنگدار است و اصطلاح around the clock یعنی شبانهروزی.
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- The clock on the wall is old. — ساعت دیواری قدیمی است.
- I got a new watch for my birthday. — برای تولدم یک ساعت مچی نو گرفتم.
- The class starts at 8 o’clock. — کلاس ساعت ۸ شروع میشود.
- What time is it now? — الان ساعت چند است؟
B1–B2 (متوسط)
- My alarm clock didn’t go off this morning. — ساعت زنگدارم امروز صبح زنگ نزد.
- The movie lasts about two hours. — فیلم حدود دو ساعت طول میکشد.
- She checked her watch nervously. — او با نگرانی به ساعت مچیاش نگاه کرد.
- Let’s meet at exactly 6 o’clock. — بیا دقیقاً ساعت ۶ همدیگر را ببینیم.
- The kitchen clock is ten minutes fast. — ساعت آشپزخانه ده دقیقه جلوست.
- I waited for an hour and a half. — یک ساعت و نیم منتظر ماندم.
C1 (پیشرفته)
- The emergency team works around the clock. (اصطلاح) — تیم اورژانس شبانهروزی کار میکند.
- Smart watches now track sleep and heart rate. — ساعتهای هوشمند حالا خواب و ضربان قلب را هم رصد میکنند.
- The negotiations went on against the clock. (اصطلاح) — مذاکرات در مسابقه با زمان پیش میرفت.
- Rush hour traffic doubles the commute time. — ترافیک ساعت شلوغی زمان رفتوآمد را دو برابر میکند.
- The town square clock has chimed every hour since 1890. — ساعت میدان شهر از ۱۸۹۰ هر ساعت نواخته است.
- His body clock never adjusted to night shifts. — ساعت بدنش هرگز با شیفت شب تنظیم نشد.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ What hour is it?
✅ What time is it?
سؤال وقت با time است — hour یعنی مدت ۶۰ دقیقه.
❌ The meeting is at 9:30 o’clock.
✅ The meeting is at 9:30. / at half past nine.
o’clock فقط با ساعت رُند: 9 o’clock — با دقیقه هرگز.
❌ I looked at my hand clock.
✅ I looked at my watch.
ساعت مچی یک کلمهٔ خودش را دارد: watch.
📝 آزمون clock و watch و o’clock
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
فرق clock و watch در یک جمله؟
clock ساعتِ ثابت است (دیواری، رومیزی، برج ساعت)؛ watch ساعتی است که میپوشی (مچی، جیبی). ریشهاش هم جالب است: watch از «نگهبانی دادن» میآید!
o’clock دقیقاً کجا میآید؟
فقط بعد از عددِ رُندِ ساعت: 3 o’clock، 10 o’clock. با دقیقه هرگز: 3:15 o’clock غلط است — بگو 3:15 یا quarter past three. در نوشتار رسمی هم اغلب حذفش میکنند: at 15:00.
hour کی بهکار میرود؟
وقتی از «مدت» حرف میزنی: two hours یعنی ۱۲۰ دقیقه. برای «وقت» time بگو: What time…? اصطلاحها: rush hour (ساعت شلوغی)، office hours (ساعات کاری)، happy hour!
جمعبندی
- clock = ساعت ثابت (دیواری، رومیزی، alarm clock)
- watch = ساعت پوشیدنی (مچی)
- o’clock = فقط ساعت رُند (5 o’clock — هرگز با دقیقه)
- hour = مدت ۶۰ دقیقه — What time is it? نه What hour!
- اصطلاح: around the clock = شبانهروزی · against the clock = مسابقه با زمان
📚 درسهای مرتبط:
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. دیوار، مچ، عددِ رُند، مدت — چهار جا، چهار واژه. «ساعت» فارسی را جراحی نکن، نقشهاش را یاد بگیر.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)