پرش به محتوا
Home » تفاوت foreigner و stranger | خارجی یا غریبه

تفاوت foreigner و stranger | خارجی یا غریبه

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🎯 foreigner اهل کشور دیگر است، stranger آدمِ ناشناس

foreigner یعنی کسی از کشور دیگر — پاسپورتش فرق دارد. stranger یعنی کسی که نمی‌شناسی — شاید همسایهٔ کوچهٔ بغلی باشد! ملیت یا آشنایی — دو معیار کاملاً جدا.

تفاوت foreigner و stranger در فارسی مخلوط می‌شود چون «غریبه» گاهی هر دو معنا را می‌دهد. انگلیسی دقیق است: foreigner دربارهٔ ملیت است (اهل کشور دیگر)، stranger دربارهٔ آشنایی (کسی که نمی‌شناسی) — یک ایرانی در تهران هم می‌تواند برایت stranger باشد!

📑 فهرست مطالب

۶ ایستگاه این یادداشت

هر بخشی که بیشتر گیرت می‌اندازد، از همان شروع کن:

🌍 معنی و جدول مقایسه

دو سؤال جدا: پاسپورتش مال کشور دیگری است؟ foreigner. تا حالا ندیده‌ایش؟ stranger. می‌شود هر دو باشد، یکی باشد، یا هیچ‌کدام.

Don’t talk to strangers! / As a foreigner, I need a visa.

↑ stranger = ناشناس — foreigner = تبعهٔ کشور دیگر

کلمه معیار یعنی مثال
foreigner ملیت اهل کشور دیگر Foreigners need a visa.
stranger آشنایی آدم ناشناس A stranger knocked on the door.

چرا مهم است؟ به توریستی که در خیابان کمک می‌خواهد نگو stranger — او foreigner یا tourist است! برعکس، دربارهٔ آدم ناشناسِ دم در نگو foreigner مگر مطمئن باشی خارجی است. نکتهٔ ظریف‌تر: foreigner گاهی بار منفی خفیف دارد؛ در متن رسمی international visitor یا expat مؤدبانه‌تر است.

📚 16 مثال سطح‌بندی‌شده

A1–A2 (پایه)

  • Don’t open the door to strangers. — در را برای غریبه‌ها باز نکن.
  • Many foreigners visit Isfahan every year. — هر سال خارجی‌های زیادی از اصفهان بازدید می‌کنند.
  • A stranger asked me for directions. — یک ناشناس از من آدرس پرسید.
  • As a foreigner, he doesn’t speak Persian. — او به‌عنوان یک خارجی، فارسی بلد نیست.

B1–B2 (متوسط)

  • She felt like a stranger in her own hometown. — او در زادگاه خودش احساس غریبگی می‌کرد.
  • Foreigners must register within thirty days. — اتباع خارجی باید ظرف سی روز ثبت‌نام کنند.
  • Never accept rides from strangers. — هرگز سوار ماشین غریبه‌ها نشو.
  • The company hires many foreigners. — شرکت خارجی‌های زیادی استخدام می‌کند.
  • We were complete strangers until last year. — تا پارسال کاملاً غریبه بودیم.
  • Being a foreigner has its challenges. — خارجی بودن سختی‌های خودش را دارد.

C1 (پیشرفته)

  • The kindness of strangers restored her faith in people. — مهربانیِ غریبه‌ها ایمانش به آدم‌ها را برگرداند.
  • Foreign nationals require a work permit. — اتباع خارجی به مجوز کار نیاز دارند (رسمی‌تر از foreigners).
  • He’s no stranger to controversy. (اصطلاح) — او با جنجال غریبه نیست.
  • The town treats foreigners with warm hospitality. — شهر با خارجی‌ها با مهمان‌نوازی گرمی رفتار می‌کند.
  • A perfect stranger paid for my coffee. — یک غریبهٔ کاملاً ناشناس پول قهوه‌ام را حساب کرد.
  • Living abroad, she gradually stopped feeling like a foreigner. — با زندگی در خارج، کم‌کم حس خارجی بودنش از بین رفت.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ A foreigner knocked on my door last night. (وقتی فقط ناشناس بود)

✅ A stranger knocked on my door last night.

آدم ناشناس stranger است — مگر بدانی واقعاً تبعهٔ خارج است.

❌ Tourists are strangers in our city. (به معنی خارجی)

✅ Tourists are foreigners/visitors in our city.

توریست‌ها بر اساس ملیت foreigner یا visitor هستند.

❌ I’m strange here. (به معنی غریبه‌ام)

✅ I’m a stranger here.

strange یعنی عجیب! غریبه بودن: a stranger — I’m strange یعنی من عجیب‌الخلقه‌ام!

📝 آزمون foreigner و stranger

8 سؤال — روی گزینه‌ها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.

سؤالات متداول

فرق foreigner و stranger در یک جمله؟

foreigner با پاسپورت تعریف می‌شود (اهل کشور دیگر)، stranger با حافظهٔ تو (کسی که نمی‌شناسی). دوستِ آلمانی‌ات foreigner هست ولی stranger نیست؛ همسایهٔ ندیده‌ات stranger هست ولی foreigner نیست.

foreigner بی‌ادبانه است؟

بار منفی خفیفی می‌تواند داشته باشد، مخصوصاً خطاب مستقیم. در متن رسمی و صنعت گردشگری از international visitor، foreign national یا expat استفاده می‌شود.

strange و stranger چه رابطه‌ای دارند؟

stranger اسم است (غریبه) ولی strange صفت است و یعنی «عجیب»! I’m strange یعنی من عجیبم — برای «غریبه‌ام» باید بگویی I’m a stranger here. ضمناً stranger صفت تفضیلی strange هم هست: عجیب‌تر!

جمع‌بندی

  • foreigner = اهل کشور دیگر (معیار: ملیت)
  • stranger = آدم ناشناس (معیار: آشنایی)
  • I’m a stranger here = اینجا غریبه‌ام — I’m strange = من عجیبم!
  • رسمی و مؤدبانه: international visitor · foreign national · expat
  • اصطلاح: no stranger to = با چیزی بیگانه نبودن

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. پاسپورت یا حافظه؟ این سؤال را بپرس. و هیچ‌وقت نگو I’m strange — مگر واقعاً منظورت همان باشد!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)