9 out of 10 times
اصطلاح روزمره و آماری «9 out of 10 times» (نُه بار از ده بار / در ۹۰ درصد مواقع) برای بیان «یک اتفاق تقریباً همیشگی، یک قاعده کلی تجربی، یا رویدادی که در اکثر قریب به اتفاق دفعات رخ میدهد» به کار میرود (معادل: almost always / nearly every time / in the vast majority of cases). مثلاً: «9 out of 10 times, taking the shortcut actually takes longer» (در ۹۰ درصد مواقع، از میانبر رفتن بیشتر طول میکشه!).
معنی 9 out of 10 times — اصطلاح روزمره و آماری «9 out of 10 times» (نُه بار از ده بار / در ۹۰ درصد مواقع) برای بیان «یک اتفاق تقریباً همیشگی، یک قاعده کلی تجربی، یا رویدادی که در اکثر قریب به اتفاق دفعات رخ میدهد» به کار میرود (معادل: almost always / nearly every time / in the vast majority of cases). مثلاً: «9 out of 10 times, taking the shortcut actually takes longer» (در ۹۰ درصد مواقع، از میانبر رفتن بیشتر طول میکشه!). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۸۱ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ 9 out of 10 times
اصطلاح روزمره و آماری «9 out of 10 times» (نُه بار از ده بار / در ۹۰ درصد مواقع) برای بیان «یک اتفاق تقریباً همیشگی، یک قاعده کلی تجربی، یا رویدادی که در اکثر قریب به اتفاق دفعات رخ میدهد» به کار میرود (معادل: almost always / nearly every time / in the vast majority of cases). مثلاً: «9 out of 10 times, taking the shortcut actually takes longer» (در ۹۰ درصد مواقع، از میانبر رفتن بیشتر طول میکشه!).
🔊 تلفظ واقعی: «ناین اَوت آو تِن تایمز» /naɪn aʊt əv ten taɪmz/ — ادغام روان کلمات.
🎯 کاربرد و لحن
هنگام بیان تجربیات زندگی، رفتار مشتریان یا خطاهای پرتکرار: 9 out of 10 times, rebooting the computer fixes the software glitch (در ۹۰ درصد مواقع، ریستارت کردن کامپیوتر مشکل نرمافزاری رو حل میکنه).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | 9 out of 10 times, I choose tea over coffee in the morning. | در ۹۰ درصد مواقع، صبحها چای را به قهوه ترجیح میدهم. |
| A1 | If you leave late, 9 out of 10 times you’ll get stuck in traffic. | اگر دیر راه بیفتی، در ۹ مورد از ۱۰ بار توی ترافیک گیر میافتی. |
| A2 | 9 out of 10 times, simple communication prevents big arguments. | در ۹۰ درصد مواقع، یک گفتوگوی ساده جلوی دعواهای بزرگ را میگیرد. |
| A2 | When my phone rings from an unknown number, 9 out of 10 times it’s a spam call. | وقتی یک شماره ناشناس به گوشیم زنگ میزنه، ۹ بار از ۱۰ بار تماس تبلیغاتیه. |
| B1 | 9 out of 10 times, cheap electronics break within the first year. | در ۹۰ درصد مواقع، وسایل برقی ارزانقیمت در همان سال اول خراب میشوند. |
| B1 | If you follow the recipe precisely, 9 out of 10 times the dish turns out perfect. | اگر دستورپخت را مو به مو رعایت کنید، تقریباً همیشه غذا عالی از آب درمیآید. |
| B2 | In professional sports, 9 out of 10 times mental stamina determines the championship winner. | در ورزش حرفهای، در اکثر قریب به اتفاق موارد استقامت روانی تعیینکننده برنده قهرمانی است. |
| B2 | Startup data shows that 9 out of 10 times, early customer feedback shapes the final successful product. | دادههای استارتاپی نشان میدهد که در ۹۰ درصد مواقع، بازخورد زودهنگام مشتریان محصول نهایی موفق را شکل میدهد. |
| C1 | Empirical studies demonstrate that 9 out of 10 times, index fund investments outperform active portfolio management. | مطالعات تجربی نشان میدهد که در ۹۰ درصد موارد، سرمایهگذاری در صندوقهای شاخصی از مدیریت فعال سهام عملکرد بهتری دارد. |
| C1 | In clinical pharmacology, 9 out of 10 times candidate molecules fail toxicity trials before reaching human testing. | در داروسازی بالینی، در ۹ مورد از ۱۰ بار مولکولهای نامزد پیش از رسیدن به آزمایشهای انسانی در تستهای سمیت رد میشوند. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: ترجمه به محاسبه ریاضی خشک و قطعی
✅ درست: این عبارت در مکالمه بیشتر نوعی اصطلاح محاورهای برای بیان «تقریباً همیشه» است و لزوماً نباید آمار دقیق ریاضی پشت آن باشد.
💡 نکته: معنی محاورهای: تقریباً همیشه و در اکثر موارد.
❌ اشتباه رایج: حذف out of
✅ درست: ساختار ثابت با out of است: 9 OUT OF 10 times (نه 9 of 10 times).
💡 نکته: درست: 9 out of 10 times.
❌ اشتباه رایج: مفرد آوردن time
✅ درست: کلمه time در این ساختار حتماً جمع با s است (times).
💡 نکته: درست: times (نه time).
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: My laptop is completely frozen again! Should I call the IT department?
لپتاپم دوباره کلاً هنگ کرده! به بخش فناوری اطلاعات زنگ بزنم؟
B: 9 out of 10 times, just holding the power button to restart it solves the issue.
در ۹۰ درصد مواقع، فقط نگه داشتن دکمه پاور و ریستارت کردنش مشکل رو حل میکنه.
A: Holding it down… Hey, it’s rebooting and working smoothly now!
نگهش داشتم… هی، ریبوت شد و الان داره روان کار میکنه!
B: See? Works nearly every single time!
دیدی؟ تقریباً همیشه جواب میده!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
آیا میتوان نسبتهای دیگری مانند 8 out of 10 یا 99 out of 100 گفت؟
بله! اما 9 out of 10 times محبوبترین و مشهورترین الگوی گفتاری در زبان انگلیسی است.
مترادفهای اصطلاحی 9 out of 10 times کدامند؟
More often than not, nine times out of ten, almost always, in the vast majority of cases.
آیا nine times out of ten هم درست است؟
بله! دقیقاً معادل 9 out of 10 times است و هر دو شکل بسیار رایج هستند.
🎯 جمعبندی درس ۸۱
9 out of 10 times
اصطلاح روزمره و آماری «9 out of 10 times» (نُه بار از ده بار / در ۹۰ درصد مواقع) برای بیان «یک اتفاق تقریباً همیشگی، یک قاعده کلی تجربی، یا رویدادی که در اکثر قریب به اتفاق دفعات رخ میدهد» به کار میرود (معادل: almost always / nearly every time / in the vast majority of cases). مثلاً: «9 out of 10 times, taking the shortcut actually takes longer» (در ۹۰ درصد مواقع، از میانبر رفتن بیشتر طول میکشه!). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.