پرش به محتوا
Home » معنی to dwell on something؛ مدام فکر کردن به؛ درگیرِ ذهنی شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to dwell on something؛ مدام فکر کردن به؛ درگیرِ ذهنی شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to dwell on something

«to dwell on something» یعنی «مدام فکر کردن به چیزی؛ درگیرِ ذهنی شدن» — فکری که پشتِ درِ ذهنت خیمه زده و نمی‌رود: جمله‌ای که دیروز گفتی، اشتباهی که یک‌بار شد، تعریفی که شنیدی! ریشه‌اش شاعرانه است: dwell در انگلیسیِ قدیم یعنی «زیستن و اقامت کردن» — پس dwell on یعنی فکر در ذهنت «ساکن» شده! و توصیهٔ همیشگیِ همراهش: Do not dwell on it — رهاش کن، بگذار رد شود!

معنی to dwell on something — «to dwell on something» یعنی «مدام فکر کردن به چیزی؛ درگیرِ ذهنی شدن» — فکری که پشتِ درِ ذهنت خیمه زده و نمی‌رود: جمله‌ای که دیروز گفتی، اشتباهی که یک‌بار شد، تعریفی که شنیدی! ریشه‌اش شاعرانه است: dwell در انگلیسیِ قدیم یعنی «زیستن و اقامت کردن» — پس dwell on یعنی فکر در ذهنت «ساکن» شده! و توصیهٔ همیشگیِ همراهش: Do not dwell on it — رهاش کن، بگذار رد شود! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۵۷ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to dwell on something

«to dwell on something» یعنی مدام و بیش از حد به چیزی فکر کردن؛ درگیرِ ذهنی ماندن و نتوانستن رها کردن.
ساختار: dwell on + مفعول (dwell on the past، dwell on a mistake).
خانواده: to think about (خنثی — فکرِ معمولی), to obsess over (شدیدتر — وسواس), to brood over (تلخ‌تر — غصه‌خوریِ فکری), to move on (ضدش — گذشتن).
فرق با think about: dwell on عمدتاً منفی و افراطی است — فکرِ چرخان و بی‌پایان؛ think about خنثی است.
نکتهٔ دستوری: dwell فعلِ بی‌قاعده است — dwell/dwelt/dwelt (شکلِ dwelled هم در انگلیسیِ آمریکایی پذیرفته است).
ریشه: dwell از انگلیسیِ قدیم به معنی «به اقامت گذاشتن»؛ وقتی روی فکری dwell می‌کنی، آن فکر مهمانِ دائمیِ ذهنت شده — مهمانی که دیر می‌رود!

🔊 تلفظ واقعی: «تو دْوِل اُن سَمثینگ» /tə ˈdwɛl ɒn ˈsʌmθɪŋ/ — dw با ترکیبِ د + وِی، تکیه روی DWELL. کوتاه و محکم تلفظ می‌شود — مثل دُر زدنِ قفلِ ذهن!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

برای دلداری: Do not dwell on it — everyone forgets names sometimes. برای خودشناسی: I tend to dwell on criticism more than praise. برای نصیحت: Learn the lesson, then move on — do not dwell on the failure. بیشتر با موضوعاتِ ناخوشایند می‌آید: اشتباه، گذشته، جملات، شکست‌ها.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
Do not dwell on it. It was a small mistake. به آن فکر نکن. اشتباهِ کوچکی بود.

A1
Try not to dwell on yesterday. سعی کن دیروز را در سرت غلت ندهی.

A2
She dwells on every little comment. او هر حرفِ کوچکی را در سرش غلت می‌دهد.

A2
Do not dwell on the exam — it is over. امتحان را در سرت غلت نده — تمام شد.

B1
He dwelt on that one sentence for the whole weekend. کلِ آخر هفته سرِ همان یک جمله ماند.

B1
Dwelling on what went wrong will not fix tomorrow. غلت دادنِ خطاها در سر، فردا را درست نمی‌کند.

B2
Reporters dwelt on the scandal long after the facts had stopped being news. گزارشگرها مدت‌ها بعد از آنکه حقایق دیگر خبر نمی‌شد، پای همان رسوایی ماندند.

B2
The coach told the team to note the mistakes without dwelling on them. مربی به تیم گفت خطاها را یادداشت کنید بی‌آنکه در آن‌ها بمانید.

C1
What you choose to dwell on quietly becomes the furniture of your mind. چیزی که انتخاب می‌کنی در سرت بماند، بی‌سروصدا به اثاثِ ذهنت تبدیل می‌شود.

C1
Historians who dwell too long on a single document risk mistaking one room for the whole house. مورخانی که بیش از حد بر یک سند بمانند خطر دارند یک اتاق را با کلِ خانه اشتباه بگیرند.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ dwell in the past

✅ dwell on the past

حرف اضافهٔ on — فکر روی موضوع «می‌ماند»؛ in برای مکانِ فیزیکیِ زندگی کردن.

❌ معادلِ خنثیِ فکر کردن گرفتن

✅ dwell on یعنی فکرِ افراطی و چرخان — بیشتر منفی

I thought about your offer یعنی به پیشنهادت فکر کردم؛ I dwelt on your offer یعنی درگیرش شدم و رهایش نکردم!

❌ dwelled همیشه غلط است؟

✅ هر دو درست‌اند: dwelt (رایج‌تر) و dwelled (آمریکایی)

فعلِ بی‌قاعده با دو شکلِ پذیرفته — هیچ‌کدام غلط نیست.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: I keep replaying the interview.

مدام مصاحبه را در سرم پخش می‌کنم.

B: Do not dwell on it — you did fine.

در سرت غلتش نده — خوب انجام دادی.

A: But that one question…

ولی آن یک سؤال…

B: Answer it better next time. That is all.

دفعهٔ بعد بهتر جوابش را بده. همین.

🏋️ تمرین عملی امروز: یک فکرِ چرخانِ امروزیت را بنویس؛ بعد سه جمله بساز: I am dwelling on…، توصیهٔ خودت (Do not dwell on… — it is over)، و جایگزینش (I will focus on… instead).

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

ریشهٔ dwell چیست؟

در انگلیسیِ قدیم به معنی «زیستن، به اقامت گذاشتن» — ردّش هنوز در واژهٔ dwelling به معنی مسکن زنده است؛ وقتی روی فکری dwell می‌کنی، آن فکر در ذهنت ساکن شده!

همیشه منفی است؟

تقریباً — ته‌رنگِ افراط و خستگی دارد؛ در مکالمه، dwell on یعنی بیش از حد مانده‌ای و وقتِ move on است.

فرقش با obsess over چیست؟

شدت: obsess over یک پله سنگین‌تر است — وسواس؛ dwell on درگیریِ فکریِ روزمره. هر دو توصیهٔ یکسانی دارند: رها کن و move on!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۵۷

to dwell on something

«to dwell on something» یعنی «مدام فکر کردن به چیزی؛ درگیرِ ذهنی شدن» — فکری که پشتِ درِ ذهنت خیمه زده و نمی‌رود: جمله‌ای که دیروز گفتی، اشتباهی که یک‌بار شد، تعریفی که شنیدی! ریشه‌اش شاعرانه است: dwell در انگلیسیِ قدیم یعنی «زیستن و اقامت کردن» — پس dwell on یعنی فکر در ذهنت «ساکن» شده! و توصیهٔ همیشگیِ همراهش: Do not dwell on it — رهاش کن، بگذار رد شود! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید