پرش به محتوا
Home » معنی to break even؛ سرِ به سر شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to break even؛ سرِ به سر شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to break even

«to break even» یعنی **سرِ به سر شدن** — خرجت دقیقاً برابر درآمدت؛ نه سود کردی نه ضرر. رمزِ کلمه‌ها ساده است: even یعنی «برابر» — درآمد و خرج بالاخره به هم رسیدند و حساب‌ها یکدیگر را خنثی کردند!

معنی to break even — «to break even» یعنی **سرِ به سر شدن** — خرجت دقیقاً برابر درآمدت؛ نه سود کردی نه ضرر. رمزِ کلمه‌ها ساده است: even یعنی «برابر» — درآمد و خرج بالاخره به هم رسیدند و حساب‌ها یکدیگر را خنثی کردند! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۶۴ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to break even

«to break even» یعنی سرِ به سر شدن؛ نه سود نه ضرر. هزینه‌ها دقیقاً برابر درآمد می‌شوند — نه یک ریال جلوتر، نه یک ریال عقب‌تر.
میدان‌های مصرف: (۱) کسب‌وکار: رستورانِ تازه‌تأسیس بعد از هشت ماه بالاخره سرِ به سر شد. (۲) رویداد و بلیت: کنسرتِ خیریه دقیقاً هزینه‌هایش را درآورد. (۳) خرید و فروش: ماشین را به همان قیمتی که خریدی فروختی.
ساختار: بدون مفعول — We broke even. / The movie barely broke even.
خانواده: to make ends meet (درس ۱۰۱ — درآمد را به خرج رساندن — زندگی روزمره!), to come out ahead (سود کردن), to be in the red (ضرر), to be in the black (سود).
فرق با make ends meet: آن یکی دربارهٔ «جمعِ جور کردنِ زندگی» است — حقوق آخر ماه را به اول ماه برسانی؛ break even دربارهٔ «ترازوی دقیق یک پروژه یا کسب‌وکار» است. یکی حالِ خانه، یکی حسابِ دفتر!
ریشه: از حسابداری قرن نوزدهم — even یعنی برابر؛ سطرِ خرج و سطرِ درآمد یکدیگر را می‌شکنند و صفحه «even» — مساوی — می‌ماند.

🔊 تلفظ واقعی: «تو بریک ایوِن» /tə breɪk ˈiːvən/ — تکیه روی EVEN با صدای ای کشیدهٔ تمیز؛ break با دیفتنگ «ای» (ei). کلمهٔ آخر را کامل و روشن بگو تا با ever قاطی نشود.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

در گزارش مالی: The cafe finally broke even in month eight. دربارهٔ رویداد: If we sell forty more tickets, we break even. در خرید و فروش: I sold my bike for what I paid — I basically broke even. برای تأکیدِ دردناکِ نزدیکِ سود: We just barely broke even. نقطهٔ سرِ به سر را break-even point می‌نامند — اصطلاح محبوب مهندسانِ اقتصادی!

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
The bakery broke even in its sixth month. نانوایی در ماه ششم سرِ به سر شد.

A1
We did not make a profit, but we broke even. سودی نکردیم، ولی سرِ به سر شدیم.

A2
If we sell fifty more tickets, we will break even. اگر پنجاه بلیت دیگر بفروشیم، سرِ به سر می‌شویم.

A2
I sold my old laptop for the same price — I broke even. لپ‌تاپ قدیمی‌ام را به همان قیمت فروختم — سرِ به سر شدم.

B1
The concert covered its costs but barely broke even. کنسرت هزینه‌هایش را درآورد ولی به‌زحمت سرِ به سر شد.

B1
Our startup is not profitable yet, but we are close to breaking even. استارت‌آپمان هنوز سودده نیست، ولی نزدیک سرِ به سر شدنیم.

B2
After two lean years, the farm finally broke even thanks to the new farmers market. بعد از دو سالِ نحس، مزرعه بالاخره با بازار جدید کشاورزان سرِ به سر شد.

B2
The film grossed two hundred million dollars worldwide — enough to break even once marketing costs were factored in. فیلم در کل جهان دویست میلیون دلار فروخت — به‌اندازهٔ سرِ به سر شدن وقتی هزینه‌های تبلیغ هم حساب شود.

C1
Investors were told the venture would break even within eighteen months; in reality, it took four years and two rounds of emergency funding. به سرمایه‌گذاران گفته شده بود پروژه ظرف هجده ماه سرِ به سر می‌شود؛ در واقعیت چهار سال و دو دوره تأمین مالی اضطراری برد.

C1
Any accountant will tell you that breaking even is not a milestone to celebrate but a floor to build on — the real question is what you do with the months after. هر حسابداری می‌گوید سرِ به سر شدن نقطهٔ جشن نیست؛ کفِ کار است که باید رویش ساخت — سؤالِ واقعی این است که با ماه‌های بعدش چه می‌کنی.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ قاطی کردن با make ends meet

✅ make ends meet یعنی درآمد را به خرجِ زندگی رساندن؛ break even یعنی تراز شدنِ دقیقِ هزینه و درآمد یک پروژه

یکی حالِ خانه است، یکی حسابِ دفتر — Master Koch در درس ۱۰۱ زندگیِ آخر ماه را با آن گفت!

❌ to break even را با مفعول گفتن

✅ We broke even the project ✗ → The project broke even ✓

این فعل بی‌مفعول است؛ فاعل خودِ پروژه یا خودِ شماست.

❌ گذاشتن حرف اضافهٔ اضافی

✅ break at even ✗ → break even ✓

حتی هم بدون اضافه — عبارت کاملاً بسته است: break even / broke even / broken even.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: How did the charity bake sale go?

فروش شیرینیِ خیریه چطور پیش رفت؟

B: We covered the hall rental and the ingredients.

هزینهٔ اجارهٔ سالن و مواد اولیه را درآوردیم.

A: So you made a nice profit?

پس سود خوبی کردید؟

B: Not exactly — we broke even. Next year, bigger posters!

دقیقاً نه — سرِ به سر شدیم. سال بعد، پوسترهای بزرگ‌تر!

🏋️ تمرین عملی امروز: امروز یک حساب‌وکتاب شخصی را «سرِ به سر» کن: هزینهٔ یک خوراک خانگی را حساب کن و ببین قیمت بیرون چند برابرش است؛ بعد با to break even و make ends meet درباره‌اش دو جمله بساز و تفاوتشان را احساس کن.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

فرقش با to make ends meet چیست؟

make ends meet (درس ۱۰۱) یعنی حقوق آخر ماه را به اول ماه برسانی — جمعِ جور کردنِ زندگی؛ break even یعنی هزینه و درآمدِ یک کارِ مشخص دقیقاً مساوی شوند — ترازوی پروژه. یکی حالِ خانه، یکی حسابِ دفتر.

برای ضرر و سود چه می‌گوییم؟

سود کردن: to come out ahead یا to turn a profit؛ ضرر کردن: to lose money یا to be in the red. break even دقیقاً وسطِ این دو دنیا است — نه قرمز، نه سیاه!

صفت هم دارد؟

بله — a break-even point یعنی «نقطهٔ سربه‌سری»؛ در جلسات مالی می‌شنوی: We are three months from break-even. دو کلمه‌ای نوشتنش با خط تیره رایج است.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۶۴

to break even

«to break even» یعنی **سرِ به سر شدن** — خرجت دقیقاً برابر درآمدت؛ نه سود کردی نه ضرر. رمزِ کلمه‌ها ساده است: even یعنی «برابر» — درآمد و خرج بالاخره به هم رسیدند و حساب‌ها یکدیگر را خنثی کردند! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید