پرش به محتوا
Home » معنی to be washed up؛ تمام‌شده؛ از رده خارج | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to be washed up؛ تمام‌شده؛ از رده خارج | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to be washed up

«to be washed up» یعنی **تمام‌شده؛ کارَش ساخته؛ از رده خارج** — ورزشکاری که پا به سن گذاشته و خبری از فرمش نیست. ریشه‌اش از دریا می‌آید: چیزهایی که موج روی ساحل می‌اندازد — «wash up» — بی‌ارزش و تمام‌شده‌اند!

معنی to be washed up — «to be washed up» یعنی **تمام‌شده؛ کارَش ساخته؛ از رده خارج** — ورزشکاری که پا به سن گذاشته و خبری از فرمش نیست. ریشه‌اش از دریا می‌آید: چیزهایی که موج روی ساحل می‌اندازد — «wash up» — بی‌ارزش و تمام‌شده‌اند! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۶۶ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to be washed up

«to be washed up» یعنی تمام‌شده؛ دورانش گذشته؛ از ردهٔ خارج.
میدان‌های مصرف: (۱) ورزش: این فصل نشان داد که او به‌عنوان بازیکن washed up است. (۲) سرگرمی: منتقدان گفتند خواننده پس از آن آلبوم تمام شد. (۳) لحن عامیانه دربارهٔ هر حرفه: آن وکیل از رده خارج است.
ساختار: to be washed up (صفت‌وار) یا to wash up (فعلِ کامل) — His career washed up fast.
مراقب باش: در انگلیسی بریتانیایی wash up یعنی «ظرف شستن»! معنای «تمام‌شده» عمدتاً آمریکایی است.
خانواده: to be past your prime (از اوج گذشته), over the hill (از قله گذشته — شوخ), has-been (اسمِ تحقیرآمیز — آدمِ دیروز), to burn out (از فرسودن تمام شدن — درس ۳۴۷ to blow off steam را یادت هست؟).
فرق با retired: retired یعنی «بازنشسته» — انتخابِ محترمانه؛ washed up یعنی «تمام‌شده» — القای تحقیر: دیگر کسی او را نمی‌خواهد!
ریشه: اواخر قرن نوزدهم از دریانوردی — اموالی که موج می‌شوید و روی ساحل می‌اندازد (washed up) بی‌ارزش و بی‌صاحب است؛ بعدها آدمِ بی‌کار و از رده خارج را به همان ساحل تشبیه کردند.

🔊 تلفظ واقعی: «توبی وُشود آپ» /tə biː wɒʃt ʌp/ — wash با صدای «اُ» کوتاه و گرد (بریتانیایی) یا «اَ» (آمریکایی)، t پایانی washed اغته می‌افتد: «وُشت-آپ». جمله را با شانه بالا انداختن بگو — لحن «دیگر چیزی از او نمی‌ماند» دارد!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

در گفتگوی ورزشی: He insists he is not washed up, but the stats say otherwise. دربارهٔ خواننده: After three flop albums, critics called her washed up. محترمانه‌تر: Maybe he is past his prime. شوخ و خودمانی: That actor is so over the hill. کلمه را آدم‌ها دربارهٔ خودشان هم با تلخی می‌گویند: I feel washed up at forty.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
Everyone says the boxer is washed up. همه می‌گویند بوکسور تمام‌شده است.

A1
He is not washed up — he is just injured! او تمام‌شده نیست — فقط مصدوم است!

A2
Critics called the band washed up after the tour. منتقدان پس از تور گروه را از رده خارج خواندند.

A2
Do not call me washed up — I still have two good seasons in me. به من تمام‌شده نگو — هنوز دو فصل خوب در من هست.

B1
The goalkeeper refused to accept he was washed up and retrained as a coach. دروازه‌بان نپذیرفت که تمام‌شده است و خودش را به مربی تبدیل کرد.

B1
By the time the sequel aired, audiences had decided the whole franchise was washed up. وقتی دنباله پخش شد، تماشاگران تصمیم گرفته بودند کل مجموعه از رده خارج است.

B2
Washed up at thirty-five, the sprinter found a second life coaching teenagers who had never heard of his medals. در سی‌وپنج‌سالگی از رده خارج، دوندهٔ سرعت زندگی دومی در مربیگری نوجوانانی یافت که هرگز از مدال‌هایش نشنیده بودند.

B2
The label dropped him the moment he seemed washed up, which tells you more about the music industry than about his voice. شرکت ضبط همان لحظه که تمام‌شده به نظر می‌رسید کنارش گذاشت — که بیشتر از صدایش دربارهٔ صنعت موسیقی حرف می‌دهد.

C1
There is a particular cruelty in the speed with which sports discourse declares an athlete washed up, often years before the athlete believes it. بی‌رحمی خاصی هست در سرعتی که گفتمان ورزشی یک ورزشکار را تمام‌شده اعلام می‌کند — اغلب سال‌ها قبل از آن‌که خود ورزشکار باورش کند.

C1
He returned, ostensibly washed up, and spent one glorious autumn proving that obituaries are best written in pencil. او برگشت — به ادعای همه از رده خارج — و یک پاییز درخشان را صرف اثبات این کرد که مرثیه‌ها را بهتر است با مداد نوشت.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ قاطی کردن با wash up بریتانیایی

✅ در بریتانیا wash up یعنی ظرف شستن؛ معنای «تمام‌شده» to be washed up آمریکایی است

در لندن I am washed up می‌تواند شوخی‌های آشپزخانه‌ای دربیاورد!

❌ استفاده در وضع رسمی

✅ در گزارش رسمی: past his prime یا no longer competitive

washed up لحن تحقیرآمیز عامیانه دارد — در مصاحبهٔ رسمی سوژهٔ توهین است.

❌ washed up با washed out

✅ washed out یعنی رنگ‌ورورفته/خسته و رنگ‌پریده؛ washed up یعنی از رده خارج

یکی دربارهٔ رنگ و حال، یکی دربارهٔ حرفه و دوران.

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: Did you watch the finals? The champion lost in round one!

فینال را دیدی؟ قهرمان در دور اول باخت!

B: I did. It was hard to watch.

دیدم. دیدنش سخت بود.

A: People online say he is washed up.

مردم آنلاین می‌گویند تمام‌شده است.

B: One bad season does not make a legend washed up.

یک فصل بد افسانه را تمام‌شده نمی‌کند.

🏋️ تمرین عملی امروز: امروز سه آدمِ «فرمِ گذشتهٔ» ورزشی و هنری را با هم مرور کنید و درباره‌شان از سه سطح استفاده کن: washed up (خودمانی)، past his prime (متعادل)، no longer competitive (رسمی) — وزنِ تحقیرِ هر سه را با گوشت حس کن.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

فرقش با retired چیست؟

retired یعنی بازنشسته — کنار رفتن با انتخاب و احترام؛ washed up یعنی تمام‌شده — دیگر کسی او را نمی‌خواهد. اولی قهوه‌خانهٔ راحت، دومی سرد بی‌کار!

چرا ظرف شستن؟!

در انگلیسی بریتانیایی wash up واقعاً یعنی ظرف شستن؛ معنای آمریکاییِ «از رده خارج» از چیزهای موج‌انداخته روی ساحل می‌آید — بی‌ارزش و بی‌صاحب. بافت حل می‌کند!

اسمش هم هست؟

بله — a has-been یعنی «آدمِ دیروز» — خیلی تحقیرآمیز. و در ورزش، او را چیزی که نه — the washed-up veteran — صفت با خط تیره می‌آید.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۶۶

to be washed up

«to be washed up» یعنی **تمام‌شده؛ کارَش ساخته؛ از رده خارج** — ورزشکاری که پا به سن گذاشته و خبری از فرمش نیست. ریشه‌اش از دریا می‌آید: چیزهایی که موج روی ساحل می‌اندازد — «wash up» — بی‌ارزش و تمام‌شده‌اند! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید