پرش به محتوا
Home » معنی Devastated؛ ویران و داغدار | عمیق‌ترین غم و بهت، ریشه و کاربرد، ویدئو

معنی Devastated؛ ویران و داغدار | عمیق‌ترین غم و بهت، ریشه و کاربرد، ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

Devastated

صفت بسیار قدرتمند و احساس‌بار «Devastated» دو لایه‌ی معنایی دارد که با هم پیوند خورده‌اند:
۱. **احساسی (تصویری و رایج‌ترین)**: عمیق‌ترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آن‌قدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» می‌شود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن به‌طور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قوی‌تر از sad و upset است و نزدیک‌ترین مترادفش heartbroken (دل‌شکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربه‌های واقعاً سنگین روزگار است.

معنی devastated — صفت بسیار قدرتمند و احساس‌بار «Devastated» دو لایه‌ی معنایی دارد که با هم پیوند خورده‌اند:
۱. **احساسی (تصویری و رایج‌ترین)**: عمیق‌ترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آن‌قدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» می‌شود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن به‌طور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قوی‌تر از sad و upset است و نزدیک‌ترین مترادفش heartbroken (دل‌شکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربه‌های واقعاً سنگین روزگار است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۲۲۴ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ Devastated

صفت بسیار قدرتمند و احساس‌بار «Devastated» دو لایه‌ی معنایی دارد که با هم پیوند خورده‌اند:
۱. **احساسی (تصویری و رایج‌ترین)**: عمیق‌ترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آن‌قدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» می‌شود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن به‌طور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قوی‌تر از sad و upset است و نزدیک‌ترین مترادفش heartbroken (دل‌شکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربه‌های واقعاً سنگین روزگار است.

🔊 تلفظ واقعی: «دِوِستِیتِد» /ˈdɛvəˌsteɪtɪd/ — فعل: دِوِستِیت /ˈdɛvəsteɪt/.

🎯 کاربرد و لحن

برای خبرهای سنگین خانوادگی و بحران‌های طبیعی: She was absolutely devastated when her dog passed away. (وقتی سگش مُرد، کاملاً داغدار و ویران شد.)

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 I was devastated by the news. از شنیدن اون خبر داغدار شدم.
A1 He was devastated when his store closed. از بسته شدن مغازه‌اش کاملاً ویران شد.
A2 The fire devastated the entire forest. آتش کل جنگل را نابود کرد.
A2 She felt devastated after the breakup. بعد از جدایی واقعاً داغدار احساس می‌کرد.
B1 The team was devastated by the last-minute loss. تیم از باخت آخر لحظه به‌شدت غمگین شد.
B1 The hurricane devastated several villages. طوفان چند روستا را خراب کرد.
B2 Fans were devastated when the band split up. هواداران وقتی گروه منحل شد داغدار شدند.
B2 Years of drought devastated the farming economy. سال‌ها خشکسالی اقتصاد کشاورزی را ویران کرد.
C1 The diagnosis left her utterly devastated and silent. تشخیص بیماری او را کاملاً داغدار و بی‌کلام کرد.
C1 Historic bombings devastated much of the old city. بمب‌گذاری‌های تاریخی بخش زیادی از شهر قدیمی را ویران کرد.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: استفاده برای ناراحتی خفیف (کیکِ دوست را نخوردم)

✅ درست: devastated خیلی سنگین است — مخصوص مرگ، زلزله، خبرهای عظیم و قلب‌شکست؛ برای چیزهای کوچک: disappointed.

💡 نکته: رده احساسی عمیق درست.

❌ اشتباه رایج: اشتباه با فرم فعل در گذشته active

✅ درست: The quake devastated the city (فعل فعال) در برابر I was devastated (صفت/فعال منفعل) هر دو صحیح — جایگاهشان را مخلوط نکنید.

💡 نکته: ساختار فعال و منفعل.

❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه روی syllable دوم

✅ درست: استرس روی DEV است: دِوِستِیت — نه دیوِستِ‌EIT.

💡 نکته: تلفظ درست دو فرم.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Did you hear? Their house burned down last night.

شنیدی؟ خونه‌شون دیشب کاملاً سوخت.

B: Oh no… they must be absolutely devastated.

اوه نه… حتماً کاملاً داغدار و ویران‌ان.

A: Yeah, but they’re staying strong — the whole community is rallying.

آره، ولی قوی مونده‌اند — کل محله به کمکشون اومده.

B: That’s the spirit. Devastated, yes — but not defeated.

همین دیگه. داغدار بله — ولی شکست‌خورده نه.

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.


❓ سؤالات متداول

تفاوت devastated با upset و sad چیست؟

sad و upset طیف معمولی ناراحتی‌اند؛ devastated قوی‌ترین درجهٔ داغ و بهت است — نزدیک به heartbroken.

معنای دوم آن برای اماکن چیست؟

نابود شدن کُلِّ مکان: The war devastated the region.

اسم و فعل آن چیست؟

فعل: devastate (ویران کردن)، اسم: devastation (ویرانی مُطلق)، صفت: devastating (ویران‌گر/دل‌سوختن‌کننده).

🎯 جمع‌بندی درس ۲۲۴

Devastated

صفت بسیار قدرتمند و احساس‌بار «Devastated» دو لایه‌ی معنایی دارد که با هم پیوند خورده‌اند:
۱. **احساسی (تصویری و رایج‌ترین)**: عمیق‌ترین حالت غم، داغ و بهت دشکاری — وقتی خبری آن‌قدر سنگین است که شخص «ویران» و «خرد» می‌شود. معادل روان فارسی: **«داغدار شدن / عالم بر سرم خراب شد / داغ فراق به دلم افتاد»** (معادل انگلیسی: extremely upset, shocked and overwhelmed by terrible news or loss). I was devastated when I heard the news.
۲. **فیزیکی و مکانی**: ویران و نابود شدن به‌طور کامل (شهر، فصل، صنعت): The earthquake devastated the coastal town. (زلزله شهر ساحلی را کاملاً ویران کرد.)
ریشه: از فعل لاتین devastare (ویران کردن از بالا به پایین — de + vastare).
قدرت لحن: قوی‌تر از sad و upset است و نزدیک‌ترین مترادفش heartbroken (دل‌شکسته) است. فعل آن devastate و اسم devastation است.
نکته: برای اذیت خفیف از it too much استفاده نکنید — devastated محفوظ برای ضربه‌های واقعاً سنگین روزگار است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید