پرش به محتوا
Home » معنی to be thick-skinned؛ پوست‌کلفت بودن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to be thick-skinned؛ پوست‌کلفت بودن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

to be thick-skinned

«to be thick-skinned» یعنی **پوست‌کلفت بودن** — حرف‌ها و انتقادها به تو «نمی‌چسبند» و فلجت نمی‌کنند. خبر خوب: زبان انگلیسی صریح می‌گوید این ویژگی **ساختینی** است: to develop a thick skin! متضادش هم بامزه است: thin-skinned — حساس و زودرنج.

معنی to be thick-skinned — «to be thick-skinned» یعنی **پوست‌کلفت بودن** — حرف‌ها و انتقادها به تو «نمی‌چسبند» و فلجت نمی‌کنند. خبر خوب: زبان انگلیسی صریح می‌گوید این ویژگی **ساختینی** است: to develop a thick skin! متضادش هم بامزه است: thin-skinned — حساس و زودرنج. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۷۷ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ to be thick-skinned

«to be thick-skinned» یعنی تأثیرپذیر نبودن از انتقاد و حرف‌های مردم؛ پوست‌کلفت بودن.
میدان‌های مصرف: (۱) کار: بازخوردِ سختِ رئیس. (۲) فضای مجازی: کامنت‌ها! (۳) فروش و مذاکره: شنیدنِ صد «نه». (۴) هنر و ورزش: قضاوتِ داوران و منتقدان.
ساختار: to be thick-skinned / a thick-skinned person؛ و ویژگیِ قابل‌ساخت: to develop / to build a thick skin.
متضاد: thin-skinned — زودرنج و حساس.
خانواده: to brush it off (از روی شانه انداختن)، like water off a duck back (مثل آب روی پَر اردک!)، to take it in stride (باد آرام گرفتن)، to roll with the punches (با ضربه‌ها جابه‌جا شدن — بوکس!).
فرق با cold-hearted: پوست‌کلفت یعنی «ضدِ حساسیت» (حرف می‌شنوی ولی خونریزی نمی‌کنی)؛ بی‌قلب یعنی «ضدِ مهربانی» (اصلاً اهمیت نمی‌دهی). یکی زره است، دیگری یخ!
ریشه: تصویرِ پوستی آن‌قدر کلفت که سوزنِ انتقاد در آن فرو نمی‌رود. و نکتهٔ زیبای انگلیسی: این پوست «ساخته» می‌شود — develop a thick skin — مثل عضله، با تمرین!

🔊 تلفظ واقعی: «توبی سیک-اسکیند» /tə biː ˌθɪk ˈskɪnd/ — دو کلمهٔ چسبیده با خط تیره؛ th اول مثل «س/ث» نرمِ انگلیسی (زبان را بین دندان‌ها بگذار!) و d پایانی skinned با صدای «ند» تند تمام می‌شود. جمله را با شانه‌های باز و نفسِ عمیق بگو — خودِ عبارت حالتِ آرام دارد!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

در کار: You need to be thick-skinned to survive in journalism. دربارهٔ خود: I am trying to develop a thick skin about online comments. تعریف دیگران: She is friendly but thick-skinned — perfect for sales. نکتهٔ ظریف: پوست‌کلفتِ سالم یعنی حرف را می‌شنوی و می‌سنجی، فقط خونریزی نمی‌کنی — not hearing، بلکه not bleeding!

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
You need to be thick-skinned in this job. در این کار باید پوست‌کلفت باشی.

A1
Critics were cruel, but she is thick-skinned. منتقدان بی‌رحم بودند، ولی او پوست‌کلفت است.

A2
A good salesman is friendly but thick-skinned. فروشندهٔ خوب خون‌گرم اما پوست‌کلفت است.

A2
He learned to be thick-skinned after years of online comments. بعد از سال‌ها کامنتِ آنلاین یاد گرفت پوست‌کلفت شود.

B1
Moderators develop thick skin quickly, or they do not survive the job. مدیرانِ گفتگوها سریع پوستِ کلفت پیدا می‌کنند وگرنه در این کار دوام نمی‌آورند.

B1
Being thick-skinned does not mean you do not hear criticism; it means you hear it without bleeding. پوست‌کلفت بودن یعنی انتقاد را نمی‌شنوی؛ یعنی می‌شنوی بی‌آنکه خونریزی کنی.

B2
Entrepreneurs survive not on optimism but on a professionally thick skin that treats every rejection as data. کارآفرین‌ها نه با خوش‌بینی بلکه با پوستی حرفه‌ای کلفت دوام می‌آورند که هر «نه» را مثل داده تلقی می‌کند.

B2
The coach was thick-skinned about the fans but thin-skinned about his players — one group could not hurt him, the other could. سرمربی نسبت به هواداران پوست‌کلفت و نسبت به بازیکنانش حساس بود — یک گروه نمی‌توانستند آزارش بدهند، گروه دیگر می‌توانستند.

C1
Cultures that celebrate thick skin sometimes forget that the goal is armor, not numbness — the wound should be felt once, then protected, never ignored. فرهنگ‌هایی که پوستِ کلفت را جشن می‌گیرند گاهی فراموش می‌کنند که هدف زره است نه بی‌حسی — زخم باید یک‌بار حس شود، بعد محافظت شود، هرگز نادیده گرفته نشود.

C1
He thanked the internet for his thick skin, the way sailors thank the sea that almost drowned them. از اینترنت به‌خاطر پوستِ کلفتش تشکر کرد — همان‌طور که ملوان‌ها از دریایی که تقریباً غرقشان کرده بود تشکر می‌کنند.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ ترجمهٔ منفی

✅ thick-skinned = پوست‌کلفت (خنثی تا مثبت)؛ cold-hearted = بی‌قلب (منفی)

یکی «ضدِ حساسیت» است، دیگری «ضدِ مهربانی» — زره در برابر یخ!

❌ حذف be

✅ He is thick-skinned ✓ / He thick-skinned ✗

صفت است نه فعل — به be نیاز دارد.

❌ قاطی کردن با thick head

✅ a thick head (شوخانه) = کله‌پوک و کندفهم؛ thick skin = مصون از انتقاد

پوست و سر دو قصهٔ جدا هستند!

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: The comments under your video are brutal.

کامنت‌های زیر ویدئوت بی‌رحم‌اند.

B: I know. I read them all.

می‌دانم. همه را می‌خوانم.

A: How do you stay calm?

چطور آروم می‌مانی؟

B: Years of teaching teenagers. That is thicker skin than any internet.

سال‌ها معلمیِ نوجوان‌ها. آن پوستِ کلفت‌تری از هر اینترنتی است!

🏋️ تمرین عملی امروز: امروز یک انتقاد (واقعی یا تمرینی) را با تکنیکِ پوست‌کلفت بشنو: یک نفسِ عمیق، یک جملهٔ درونی (این نظرِ اوست، نه حکمِ او) و یک پرسشِ کنجکاوانه: What would you change? — بعد واکنشت را با دیروزت مقایسه کن و بنویس چه فرقی کرد.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

پوستِ کلفت ذاتی است یا یادگیرنی؟

یادگیرنی — و انگلیسی این را صریح می‌گوید: to develop a thick skin / to build a thick skin. مثل عضله: با تمرینِ منظم و استراحتِ کافی ساخته می‌شود!

متضادش چیست؟

thin-skinned — زودرنج و حساس. جملهٔ مشهورِ نویسنده‌ها: The best editors are thin-skinned readers and thick-skinned writers. — بهترین ویراستاران حساس می‌خوانند و پوست‌کلفت می‌نویسند!

like water off a duck back چیست؟

اصطلاحِ خواهر: «مثل آب روی پَر اردک» — حرف‌ها اصلاً به او نمی‌چسبند: The insults were like water off a duck back. تصویرش را یک‌بار بسازی، همیشه یادت می‌ماند!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۷۷

to be thick-skinned

«to be thick-skinned» یعنی **پوست‌کلفت بودن** — حرف‌ها و انتقادها به تو «نمی‌چسبند» و فلجت نمی‌کنند. خبر خوب: زبان انگلیسی صریح می‌گوید این ویژگی **ساختینی** است: to develop a thick skin! متضادش هم بامزه است: thin-skinned — حساس و زودرنج. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید