پرش به محتوا
Home » معنی a sticky situation؛ موقعیت چسبناک و دردسرساز | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی a sticky situation؛ موقعیت چسبناک و دردسرساز | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

a sticky situation

«a sticky situation» یعنی **موقعیتِ چسبناک — جایی که گیر کرده‌ای و هر خروجی‌اش هزینه دارد**: دو دعوت برای یک شب، قرضِ پول به فامیل، رئوسی که معلوم می‌شود پسرخالهٔ خودت است! تصویرش دقیق است: مثل گیرکردن در چسب — هر چه بیشتر تلاش کنی، گیرتر!

معنی a sticky situation — «a sticky situation» یعنی **موقعیتِ چسبناک — جایی که گیر کرده‌ای و هر خروجی‌اش هزینه دارد**: دو دعوت برای یک شب، قرضِ پول به فامیل، رئوسی که معلوم می‌شود پسرخالهٔ خودت است! تصویرش دقیق است: مثل گیرکردن در چسب — هر چه بیشتر تلاش کنی، گیرتر! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۳۷۹ از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است.

⬆ بازگشت به فهرست

📑 فهرست مطالب

از هر بخشی که می‌خواهی شروع کن:

📖 معنی و تلفظ a sticky situation

«a sticky situation» یعنی موقعیتِ حساس، ظریف و دردسرساز که از آن بی‌آزار بیرون آمدن سخت است.
میدان‌های مصرف: (۱) کار: میانِ دو همکارِ متخاصم. (۲) خانواده: دعوت‌های متناقض! (۳) پول: قرض به دوست. (۴) موقعیت‌های اجتماعی: حرفی که نباید می‌زدی!
ساختار: to be in a sticky situation / to get into a sticky situation / to get out of a sticky situation — همیشه با a.
خانواده: a tricky situation (خنثی‌تر)، in a bind (تنگنا!)، in hot water (در آب داغ — دردسر!)، a catch-22 (دوگانهٔ بی‌راه‌حل)، to paint yourself into a corner (خودت را به گوشهٔ اتاق کشیدن با رنگِ تازه!).
فرق‌ها: sticky غیررسمی و تصویری است؛ awkward لحظهٔ کوتاهِ ناخوشایند است (سکوتِ آسانسور!)؛ difficult خنثی و عمومی. sticky دردسرِ ادامه‌دار است که باید برایش تصمیم گرفت. و مراقب باش: slippery (لغزنده) خلافِ آن است — slippery slope یعنی سراشیبیِ خطرناک!
ریشه: تصویرِ گیرکردن در چسب یا عسل: هر تلاشی برای بیرون‌آمدن، محکم‌تر می‌کند — دقیقاً مثل موقعیت‌های اجتماعیِ حساس که هر حرفی، وضع را بدتر می‌کند!

🔊 تلفظ واقعی: «ا استیکی سیچوئِیشن» /ə ˈstɪki ˌsɪtʃuˈeɪʃən/ — تکیهٔ اصلی روی STICK با «ای» کوتاه و Kِ تیز؛ situation با تکیه روی EIGH («اِی»). جمله را با چهرهٔ «اوپس!» بگو — ابروها بالا، دست‌ها نیمه‌باز!

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 کاربرد و لحن

اعتراف: I am in a sticky situation at work. هشدار: Lending money to family can be a sticky situation. تعریف: She talked her way out of a sticky situation — با حرف‌زدن نجاتش داد! تعریفِ مهارت: The manager handled the sticky situation so smoothly that nobody realized there had been one at all. این عبارت همیشه بوی «تصمیمِ سخت» می‌دهد.

⬆ بازگشت به فهرست

✍️ ۱۰ مثال سطح‌بندی‌شده

جمله‌ها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شده‌اند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.

سطح English ترجمه

A1
I am in a sticky situation at work. در کارم در موقعیت چسبناکی هستم.

A1
Lending money to family can be a sticky situation. قرض دادن پول به فامیل می‌تواند موقعیت چسبناکی باشد.

A2
He got into a sticky situation with two invitations for the same night. با دو دعوت برای یک شب در موقعیت چسبناکی گرفتار شد.

A2
She talked her way out of a sticky situation. با حرف‌زدن از موقعیت چسبناک بیرون آمد.

B1
Finding out that your boss is on the interview panel is a genuinely sticky situation. فهمیدن اینکه رئوست عضو پنل مصاحبه است یک موقعیت واقعاً چسبناک است.

B1
The diplomat was praised for staying calm in sticky situations. دیپلمات به‌خاطرِ آرام‌ماندن در موقعیت‌های چسبناک تحسین شد.

B2
Every sticky situation is a test of whether you value comfort or honesty more — the glue always dries on one of them. هر موقعیت چسبناک آزمونی است که آیا راحتی را بیشتر می‌خواهی یا صداقت را — چسب همیشه روی یکی‌شان خشک می‌شود.

B2
The manager handled the sticky situation so smoothly that nobody realized there had been one at all — the highest form of the art. مدیر آن موقعیت چسبناک را چنان نرم مدیریت کرد که هیچ‌کس نفهمید اصلاً وجود داشته — بالاترین درجهٔ این هنر.

C1
Sticky situations are sticky precisely because both exits cost something; the question is only which price you can carry home. موقعیت‌های چسبناک دقیقاً به این دلیل چسبناک‌اند که هر دو خروجی هزینه دارد؛ سؤال فقط این است که کدام قیمت را می‌توانی به خانه ببری.

C1
Looking back, the stickiest situations taught her the most — not because suffering educates, but because glue, once escaped, is never forgotten. با نگاه به گذشته، چسبناک‌ترین موقعیت‌ها بیشترین درس را به او دادند — نه چون رنج آموزش می‌دهد، بلکه چون چسب، بعد از فرار از آن، هیچ‌وقت فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ ترجمهٔ فیزیکیِ «چسبناک»

✅ sticky situation = دردسرساز و حساس — نه خیس یا چسبِ واقعی!

غیررسمی و تصویری است؛ مثل فارسیِ «گیرِ سختی افتادم».

❌ جا انداختن a

✅ in a sticky situation ✓ / in sticky situation ✗

همیشه با a — یک موقعیتِ مشخصِ چسبناک!

❌ قاطی کردن با slippery

✅ slippery = لغزنده (slippery slope = سراشیبیِ خطرناک)؛ sticky = گیرکننده

یکی می‌اندازد پایین، دیگری نگه می‌دارد!

⬆ بازگشت به فهرست

💬 دیالوگ کوتاه

A: Guess who invited me to dinner. Both of my ex-bosses.

حدس بزن کدام‌ها من را به شام دعوت کردند. هر دو رئیسِ سابقم.

B: Same table?

یک میز؟

A: Same night, same restaurant, same table.

یک شب، یک رستوران، یک میز.

B: That is a sticky situation. Order dessert first — you may not survive.

این یک موقعیت چسبناک است. اول دسر سفارش بده — شاید زنده نمانی!

🏋️ تمرین عملی امروز: امروز یک موقعیت چسبناکِ واقعی از زندگی خودت را با سه سؤال کالبدشکافی کن: چه چیزی آن را چسبناک کرد؟ دو خروجی چه قیمتی داشتند؟ کدام را انتخاب کردی و چرا؟ — و بعد برایش یک جملهٔ انگلیسی کامل بساز و در دفترت بنویس.

⬆ بازگشت به فهرست

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

❓ سؤالات متداول

چرا sticky؟

تصویرش گیرکردن در چسب یا عسل است: هر چه بیشتر تلاش کنی، گیرتر می‌شوی — دقیقاً مثل موقعیت‌های اجتماعیِ حساس که هر حرفِ اضافه، وضع را بدتر می‌کند!

مترادف‌های رایج؟

a tricky situation (خنثی‌تر)، in a bind (تنگنا — غیررسمی)، in hot water (در آب داغ!)، a catch-22 (دوگانهٔ بی‌راه‌حلِ معروف از رمان!). هر کدام رنگ و لحن خودش را دارد.

فرقش با an awkward moment چیست؟

awkward لحظهٔ کوتاهِ خنده‌دار-ناخوشایند است — سکوتِ آسانسور، خداحافظیِ سه‌بارِ پشتِ سر هم! sticky دردسرِ ادامه‌دار است که باید برایش تصمیم گرفت؛ عمق و طولش بیشتر است.

⬆ بازگشت به فهرست

🎯 جمع‌بندی درس ۳۷۹

a sticky situation

«a sticky situation» یعنی **موقعیتِ چسبناک — جایی که گیر کرده‌ای و هر خروجی‌اش هزینه دارد**: دو دعوت برای یک شب، قرضِ پول به فامیل، رئوسی که معلوم می‌شود پسرخالهٔ خودت است! تصویرش دقیق است: مثل گیرکردن در چسب — هر چه بیشتر تلاش کنی، گیرتر! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید