⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای
«bogged down» یعنی «در گِل فرورفته؛ گیر کرده و کُند» — پروژه در بروکراسی گیر کرده، پایاننامه در فصل دوم، ماشین در گِلِ واقعی! bog واژهای ایرلندی به معنی باتلاق است و تصویرش بیرحمترین تصویرِ پیشرفت است: نه ایستادهای، نه جلو میروی — فقط فرو میروی! نسخهٔ پیشگیرانهاش هم معروف است: Do not get bogged down in the details!
معنی bogged down — «bogged down» یعنی «در گِل فرورفته؛ گیر کرده و کُند» — پروژه در بروکراسی گیر کرده، پایاننامه در فصل دوم، ماشین در گِلِ واقعی! bog واژهای ایرلندی به معنی باتلاق است و تصویرش بیرحمترین تصویرِ پیشرفت است: نه ایستادهای، نه جلو میروی — فقط فرو میروی! نسخهٔ پیشگیرانهاش هم معروف است: Do not get bogged down in the details! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۳۴۸ از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است.
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ bogged down
«bogged down» یعنی در گِل فرورفته؛ بهشدت کُندشده و گیر کرده (معمولاً در جزئیات، بروکراسی یا حجمِ کار).
ساختار: get bogged down in something — در چیزی گیر کردن: We got bogged down in paperwork.
خانواده: swamped (غرق در کار — مثل باتلاقِ آب!)، snowed under (زیر برفِ کار!), stuck (گیرِ کلی)، tied up (مشغول و درگیر).
فرق با stuck: stuck حالتِ کلیِ گیر کردن است؛ bogged down تصویرِ خاصِ فرورفتنِ تدریجی در گِل — یعنی نه متوقفی، ولی هر قدم سنگینتر از قبل!
ریشه: bog واژهای ایرلندی به معنی «باتلاق» — در ایرلند و بریتانیا bog واقعی است و واقعاً اتاقت را میگیرد!
میدان مصرف: پروژهها، مذاکرات، نوشتنِ پایاننامه، ترافیک — هر جا سرعتِ منطقی دارد کم میشود.
🔊 تلفظ واقعی: «باگد داون» /bɒɡd ˈdaʊn/ — دقت: bogged با واکهٔ «اُ» کوتاه (بریتانیایی) یا «آ» باز (آمریکایی) و ed آن مثل t نرم شنیده میشود؛ تکیه روی DOWN. صدای دو g و d پشت هم تمرین بخواهد — آهسته بگو!
🎯 کاربرد و لحن
برای پروژه و کار: The project got bogged down in legal review. برای درس و نوشتن: Do not get bogged down in the details at first. برای ترافیک و جاده: We got bogged down in traffic for two hours. همیشه با get یا be میآید و تقریباً هیچوقت فعلِ سادهٔ «بودن» فقط؛ تصویرش همیشه یک فرو رفتنِ تدریجی است.
✍️ ۱۰ مثال سطحبندیشده
جملهها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شدهاند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ I bogged down in work.
✅ I got bogged down in work.
این حالت با get ساخته میشود — get bogged down؛ فعلِ اصلیِ تجربهٔ گیر افتادن همین است.
❌ ترجمهٔ «سرِ کُشاله افتاد» به معنای غافلگیر شدن
✅ معنای واقعی: فرورفتن در گِل و کُند شدنِ پیشرفت
غافلگیری نیست؛ تصویرش باتلاق است — حرکتِ بهمرور سنگینشده.
❌ قاطی کردن با tired
✅ bogged down یعنی گیر کرده، نه صرفاً خسته
میتوانی خسته اما در حالِ پیشروی باشی؛ bogged down یعنی جلوتر نمیروی — ربطی به انرژی ندارد.
💬 دیالوگ کوتاه
A: How is the thesis going?
پایاننامه چطور پیش میرود؟
B: I got bogged down in chapter two.
در فصل دوم گیر کردم.
A: Maybe write chapter three first and come back.
شاید اول فصل سوم را بنویسی و برگردی.
B: Good idea. Fresh eyes first, details later!
فکر خوبی است. اول نگاهِ تازه، بعد جزئیات!
🏋️ تمرین عملی امروز: یک کارِ واقعی که این روزها در آن bogged down شدهای را بنویس و سه جمله بساز: گزارشِ وضعیت (I am bogged down in…)، علتش (It got bogged down because…) و راهِ خلاصی (To avoid getting bogged down, I will…).
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
ریشهٔ bog چیست؟
واژهای ایرلندی به معنی «باتلاق» — در ایرلند و شمال بریتانیا bog های واقعی و بزرگ وجود دارد؛ هیچ تصویری برای «گیر کردن» گویاتر از باتلاق نیست!
فرقش با stuck چیست؟
stuck یعنی بهطور کلی گیر کرده — شاید کاملاً متوقف؛ bogged down تصویرِ خاصِ فرورفتنِ تدریجی در گِل است: هنوز حرکت داری ولی هر قدم سنگینتر و کندتر میشود.
در محیط کار بیشتر کجا میآید؟
در هشدارِ معروفِ پروژهها: Do not get bogged down in the details — در جزئیات گیر نکن؛ کلان را ببین و بعد برگرد سرِ ریزهکاریها.
🎯 جمعبندی درس ۳۴۸
«bogged down» یعنی «در گِل فرورفته؛ گیر کرده و کُند» — پروژه در بروکراسی گیر کرده، پایاننامه در فصل دوم، ماشین در گِلِ واقعی! bog واژهای ایرلندی به معنی باتلاق است و تصویرش بیرحمترین تصویرِ پیشرفت است: نه ایستادهای، نه جلو میروی — فقط فرو میروی! نسخهٔ پیشگیرانهاش هم معروف است: Do not get bogged down in the details! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟