پرش به محتوا
Home » معنی savvy؛ کاربلد | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی savvy؛ کاربلد | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

savvy

Savvy یعنی در آن موضوع زرنگ و واردی؛ بیشتر از حس مشترک، کمتر از مدرک دکتری. معمولاً با اسم می‌آید: computer savvy.

معنی savvy — Savvy یعنی در آن موضوع زرنگ و واردی؛ بیشتر از حس مشترک، کمتر از مدرک دکتری. معمولاً با اسم می‌آید: computer savvy. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس 428 از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ savvy

Savvy یعنی در یک حوزه زرنگ و وارد بودن. معمولاً با اسم می‌آید: computer savvy، fashion savvy، health savvy. کارشناس کامل نیستی؛ اما زیاد می‌دانی و عقل سلیم داری.

هم صفت است هم اسم غیررسمی: You are savvy about bikes. Tech-savvy در رزومه زیاد می‌آید.

مترادف‌ها: knowledgeable، street-smart، in the know. Savvy هم صفت است هم اسم غیررسمی. You are savvy about bikes. Informal است؛ مقاله دانشگاهی expert می‌نویسد.

🔊 تلفظ واقعی: «سَوی» /ˈsævi/ — a مثل cat. v وی. y ی. استرس روی sav. دو هجا نیست؛ کوتاه بگو.

🎯 کاربرد و لحن

خرید، کامپیوتر، مد، آشپزی. رزومه: tech-savvy. زمان: You are not a savvy shopper. She is computer savvy. What kind of savvy are you?

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 You are not a savvy shopper. خریدار کاربلدی نیستی.
A1 She is computer savvy. در کامپیوتر کاربلد است.
A2 Do you use coupons? That is savvy. کوپن می‌گیری؟ این کاربلد است.
A2 I just go and buy. Not savvy. فقط می‌روم می‌خرم. کاربلد نیست.
B1 He is fashion savvy but not money savvy. مد را بلدد؛ پول را نه.
B1 Do not shop hungry if you want to stay savvy. گرسنه خرید نرو اگر می‌خواهی کاربلد بمانی.
B2 Savvy is knowing enough to ask the right friend. Savvy یعنی آن‌قدر بدانی که دوست درست را بپرسی.
B2 A savvy shopper reads the tag, then the coupon, then the cart. خریدار کاربلد اول برچسب، بعد کوپن، بعد سبد را می‌بیند.
C1 Savvy sits between common sense and expertise; it is fluency in a small world. بین عقل سلیم و تخصص است؛ روان بودن در یک دنیای کوچک.
C1 Name your savvy: if it can feed you, it might become the job. Savvy خودت را نام ببر؛ اگر نان شود، شاید شغل شود.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: فکر کردن یعنی حیله‌گر بد

✅ درست: این‌جا زرنگ مفید است نه کلاهبردار.

💡 نکته: Smart about a topic.

❌ اشتباه رایج: فقط برای کامپیوتر

✅ درست: کوچ مد، سلامت، خرید، خرس عروسکی را هم می‌گوید.

💡 نکته: X savvy.

❌ اشتباه رایج: املا savy یک v

✅ درست: دو v: savvy.

💡 نکته: Savvy.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Do you use coupons when you shop?

وقتی خرید می‌روی کوپن می‌گیری؟

B: No.

نه.

A: Do you look for sales?

دنبال حراج می‌گردی؟

B: No. I just go and buy.

نه. فقط می‌روم می‌خرم.

🏋️ تمرین عملی امروز: بنویس: I am … savvy. یک دلیل واقعی. اگر هنوز نیستی بنویس I want to get savvy about …

آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده می‌شود.

1) Savvy یعنی چه؟

2) خریدار savvy چه می‌کند؟

3) Computer savvy یعنی چه؟

4) کدام املا درست است؟

❓ سؤالات متداول

از اسپانیایی است؟

کوچ حدس می‌زند. معنی آمریکایی: وارد و زرنگ در یک موضوع.

صفت است یا اسم؟

بیشتر صفت: computer savvy. گاهی اسم غیررسمی: street savvy.

مودب است؟

You are not a savvy shopper کمی تند است. بهتر: I am still learning to shop smart.

🎯 جمع‌بندی درس 428

savvy

Savvy یعنی در آن موضوع زرنگ و واردی؛ بیشتر از حس مشترک، کمتر از مدرک دکتری. معمولاً با اسم می‌آید: computer savvy. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید