پرش به محتوا
Home » معنی bossy؛ رئیس‌مآب | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی bossy؛ رئیس‌مآب | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

bossy

Bossy یعنی کسی که مدام دستور می‌دهد، حتی اگر رئیس واقعی نباشد. Boss شغل است؛ bossy صفت بد است.

معنی bossy — Bossy یعنی کسی که مدام دستور می‌دهد، حتی اگر رئیس واقعی نباشد. Boss شغل است؛ bossy صفت بد است. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس 449 از مستر کوچ

🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ bossy

Bossy یعنی کسی که دوست دارد به دیگران دستور بدهد، حتی اگر رئیس واقعی نباشد. Do this. Do that. Don’t be so bossy. برای هر جنسی به کار می‌رود.

کمال‌گرا گاهی bossy می‌شود. از خودت بپرس: am I bossy?

مترادف‌ها: controlling، pushy. Boss اسم شغل است. Bossy صفت منفی است.

🔊 تلفظ واقعی: «باسی» /ˈbɔːsi/ — boss باس. y ی. استرس روی boss.

🎯 کاربرد و لحن

اداره، خانه، تیم. نامه: tends to give too many orders. زمان: Do not be so bossy. My new boss is bossy.

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 Do not be so bossy. این‌قدر رئیس‌مآب نباش.
A1 How is your new boss? رئیس جدیدت چطور است؟
A2 She is okay, but she is bossy. بد نیست، ولی رئیس‌مآب است.
A2 Constantly telling us what to do. مدام می‌گوید چه کار کنیم.
B1 A boss is a job; bossy is a bad habit. Boss شغل است؛ bossy عادت بد است.
B1 Anyone can be bossy, not only a manager. هر کسی می‌تواند، نه فقط مدیر.
B2 Perfectionists sometimes sound bossy. کمال‌گرا گاهی رئیس‌مآب به گوش می‌رسد.
B2 Ask once; repeating orders is bossy. یک‌بار بپرس؛ تکرار دستور bossy است.
C1 The suffix y turns a role into a mood people flee. پسوند y نقش را به خلقی تبدیل می‌کند که مردم از آن فرار می‌کنند.
C1 Lead with a request, not a drip of do-this, or you are only bossy. با درخواست رهبری کن، نه چکهٔ بکن، وگرنه فقط رئیس‌مآبی.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: فکر کردن boss و bossy یکی است

✅ درست: Boss رئیس است. Bossy صفت منفی دستور دادن است.

💡 نکته: Not the job.

❌ اشتباه رایج: فقط برای زن‌ها

✅ درست: برای هر کسی که هی دستور می‌دهد.

💡 نکته: Anyone.

❌ اشتباه رایج: bossy boss یعنی تعریف

✅ درست: تعریف نیست. یعنی رئیس هم دستور اضافه می‌دهد.

💡 نکته: Negative.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: How is your new boss?

رئیس جدیدت چطور است؟

B: She is okay, but she is bossy.

بد نیست، ولی رئیس‌مآب است.

A: Does not leave you alone?

ولتان نمی‌کند؟

B: Constantly telling us what to do.

مدام می‌گوید چه کار کنیم.

🏋️ تمرین عملی امروز: بنویس: I get bossy when … و یک جمله که به‌جای دستور درخواست می‌کنی.

آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید. روی هر گزینه کلیک کنید همان لحظه پاسخ درست نمایش داده می‌شود.

1) Bossy یعنی چه؟

2) Boss با bossy چه فرقی دارد؟

3) در دیالوگ رئیس جدید؟

4) کدام جمله طبیعی است؟

❓ سؤالات متداول

مودب است؟

نه خیلی. پشت سر یا با شوخی. به خود رئیس نگو you are bossy.

با strict؟

Strict قانون دارد. Bossy دستور شخصی زیاد است.

اسم؟

The boss. صفت: bossy. اسم رفتار: bossiness.

🎯 جمع‌بندی درس 449

bossy

Bossy یعنی کسی که مدام دستور می‌دهد، حتی اگر رئیس واقعی نباشد. Boss شغل است؛ bossy صفت بد است. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.

دیدگاهتان را بنویسید