در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی No-Nonsense را یاد میگیری: «no-nonsense» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۷۶۶ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «No-Nonsense»
nonsense یعنی «حرفِ الکی، بیهودهسرایی»؛ no-nonsense یعنی «جایی برای الکیبازی نمیگذارم». بهعنوانِ صفت، محترمانه و ستایشآمیز است: a no-nonsense manager یعنی مدیری که حدس و شعار را حذف میکند و به اصلِ مطلب میرسد؛ a no-nonsense explanation یعنی توضیحِ بیحاشیه و کاربردی. معمولاً قبلِ اسم میآید و خطِ تیره دارد.
اما همین دو کلمه بدونِ خطِ تیره، یک جملهٔ دستوری میسازد: “No nonsense! Back to work.” — «لولوف نزن!». فرقِ نگارشیِ ظریف، فرقِ معناییِ کلان است: صفتِ توصیفی در مقابلِ فریادِ توقف. در فارسیِ طبیعی برای صفت میگوییم «بیبندوبارِ مفید، بیحوادهگویِ عملی، جدی و رُک» — دقت کن که بارش مثبت است؛ cold یا rude که نیست.
همخانوادههای ستایشیِ ادبی: straight-talking (رُکگفتار)، matter-of-fact (خاکسرد ولی دقیق)، brisk (تند و بیحوصله در معنای کاری)، businesslike (اداری و مؤدب). و همخانوادههای هشداردار: no funny business («چرتوپرت نه»)، cut the crap (عامیانهتر، بیادب).
کاربرد و لحن
در معرفیِ آدمها و روشها در هر سطحی؛ از جلسه تا نقدهایِ کتاب («a no-nonsense guide to taxes» یک تعریفِ واقعی است!). برای توصیفِ لحنِ تنبیهی در گفتوگو، جملهٔ کاملِ No nonsense! را میآورند نه صفت.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
No-Nonsense را یادت بماند: معنی no-nonsense در انگلیسی؛ تعریف از کسی که وقت را نمیسوزاند: مستقیم، عملی، بدونِ حاشیه. فرقِ صفت با جملهٔ «لولوف نزن!»، کاربرد، ده مثال و آزمون. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها