پرش به محتوا
Home » معنی Sort؛ دسته کردن، نوعی بودن و «یه جورایی» | کاربرد، مثال و آزمون

معنی Sort؛ دسته کردن، نوعی بودن و «یه جورایی» | کاربرد، مثال و آزمون

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۰۱
سه نقش، یک واژه: آدم‌ها را دسته می‌کند (فعل)، می‌پرسد «از چه جنسی‌اند؟» (اسم)، و وقتی جواب ندارد، با «یه جورایی» فرار می‌کند (قید).

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Sort as VERB, NOUN and ADV را یاد می‌گیری: «sort» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۰۱ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Sort as VERB, NOUN and ADV»

اسمش «نوع» است، ولی مؤدب‌تر از kind در بریتانیا و کمی شیک‌تر از نوعِ خودمانی: what sort of music? یعنی «چه جور موسیقی‌ای؟». آمریکایی‌ها همان را بیشتر kind of می‌پرسند؛ در بریتانیا sort of حرفِ روزِ مدرسه‌هاست. ترکیبِ ثابتِ مفردش را یاد بگیر: a sort of truce («یه جور آتش‌بس») — برایِ چیزهایی که اسمِ دقیق ندارند، ولی شبیهِ چیزی‌اند.

به‌عنوانِ فعل، sort یعنی دسته‌بندی کردن: sort the mail, sort the photos into albums, sort by size. و بریتیش‌ها با sort out معجزه می‌کنند: «مشکل را حل کردن، اوضاع را ردیف کردن» — Don’t worry, I’ll sort it out تقریباً به هر فاجعه‌ای می‌خورد. بعدی‌ات در آمریکا معمولاً figure it out است؛ همان معنی، همان آرامش.

قیدِ sort of همان «یه جورایی»ِ خودمان است: I’m sort of tired — هم حاشیه می‌بافد هم ادعایِ قطعیت را پایین می‌آورد. دو هشدار: در نوشتارِ رسمی، sort of و kinda نشانهٔ مرددبودن‌اند — نصبت را محکم بگو؛ و در گفتار مواظبِ ترتیب باش: “sort of” می‌آید پیشِ واژه‌ای که مبهمش می‌کنی (It’s sort of awkward)، نه جدا از آن وسطِ جمله. و یک اصطلاحِ جاافتاده: out of sorts = دل‌پیچه/خلق‌خراب — آن sِ آخر را نداز؛ «out of sort» یعنی دسته‌بندیِ اشتباه.

🗣 تلفظ: «سُرت» /sɔːrt/ — o مثلِ law؛ «سورت»ِ فارسیِ «سرنوشت» را به یادت نیاور، بی‌ربط است.

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

sort of برایِ گفتارِ دوستانه و نرم‌کردنِ حرف؛ در متنِ رسمی حذفش کن. sort into برایِ تقسیمِ دسته‌ای است (into + تعدادِ سطل‌ها)؛ sort by برایِ ملاکِ ترتیب (by price، by date). out of sorts حالتِ «امروز با من حرف نزن» را مؤدبانه اعلام می‌کند، بدونِ دعوا.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Sort the coins into piles.—سکه‌ها رو دسته‌دسته کن.A1۱
What sort of cake do you like?—چ جور کیکی دوست داری؟A1۲
It is sort of cold today.—امروز یه جورایی سرده.A2۳
I sorted the files by date.—فایل‌ها رو بر اساسِ تاریخ ردیف کردم.A2۴
He seemed out of sorts after the flight.—بعد از پرواز خلقش سرِ جا نبود.B1۵
Sort of friends, sort of rivals.—یه جورایی دوست، یه جورایی رقیب.B1۶
Leave it to me — I will sort it out before Monday.—بده به من؛ تا دوشنبه ردیفش می‌کنم.B2۷
Life sorts us out better than any planner.—زندگی بهتر از هر برنامه‌ریزی، آدمو ردیف می‌کنه.B2۸
The algorithm sorts by attention; we call it taste.—الگوریتم بر اساسِ توجه دسته می‌کنه؛ ما بهش می‌گیم سلیقه.C1۹
A sort of novel means the author is not sure either.—«نوعی رمان» یعنی نویسنده هم مطمئن نیست.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ جا انداختنِ s در out of sorts
غلط: I am out of sort today.
درست: I am out of sorts today.
همیشه جمع؛ «خارجِ دسته‌ها»یِ مفرد وجود ندارد — اصطلاح را با s بفهم: بی‌جان و بی‌ترتیب.
❌ قید را از صفت جدا کردن
غلط: It is sort of awkward a situation.
درست: It is sort of an awkward situation.
sort of می‌چسبه به همون چیزی که مبهمش می‌کنی؛ فاصله بدهی، دُمِ جمله درمیاد.
❌ sort of در مقالهٔ رسمی
غلط: The results are sort of significant.
درست: The results are statistically significant.
در نوشتارِ علمی، «یه جورایی» یعنی «نمی‌دونم»؛ عددِ خودشان حرف می‌زنند.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You look out of sorts. Long night?
خلق‌نجری امشب. شبِ بلندی بود؟
Sort of. The neighbors threw a party till three.
یه جورایی. همسایه‌ها تا سه پارتی داشتن.
Want me to sort it out? I know the landlord.
می‌خوای ردیفش کنم؟ صاحب‌خونه رو می‌شناسم.
Please. My music starts when their party sorts out.
بکن. موزیکِ من از لحظه‌ای شروع می‌شه که پارتیِ اونا تموم شه.
✍️ تمرین شما: سه بار در یک روز از sortِ سه‌گانه استفاده کن: یک ایمیلِ واقعی با “sorted by deadline”؛ یک جوابِ مبهم به دوست با “it’s sort of complicated”؛ و یک بار، وقتی اوضاع خراب شد، برایِ خودت بگو “we’ll sort it out”. فعل را برایِ نظم، اسم را برایِ دسته، قید را برایِ فرارِ مؤدبانه به کار بگیر.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «sort of tired» یعنی؟
۲. کدام «حل کردنِ مشکل» بریتیشی است؟
۳. «out of sorts» یعنی؟
۴. کجا sort of مجاز است؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقِ what sort of با what kind of؟
معنا یکی؛ بریتیش تمایلِ sort، آمریکایی تمایلِ kind. نوعِ third — type — رسمی‌تر و طبقه‌بندی‌محور است: “what blood type” نه “what kind of blood”.
🔹 kinda و sorta چی‌اند؟
شکل‌های بلعیده‌شدۀ گفتاری — برایِ چت و مکالمه، برایِ متن نه. sorta کمیِ دهاتی‌تر/بامزه‌تر از kinda است؛ همان بارِ aw, shucks را دارد.
🔹 sorting hat چرا «کلاه» است؟
در هری‌پاتر، کلاهی بچّه‌ها را «دسته» می‌کند — همان فعلِ sort. اصطلاح زنده ماند: “the office sorting hat” برایِ کسی که همه را می‌چیند سرِ جایشان.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Sort as VERB, NOUN and ADV را یادت بماند: معنی sort در سه نقش؛ فعلِ دسته‌بندی، اسمِ «نوع» و قیدِ مبهمِ sort of — به‌علاوه out of sorts و sort out بریتیشی، ده مثال و آزمون کوتاه. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید