پرش به محتوا
Home » معنی to be wired؛ پر از انرژیِ عصبی — کافئین، استرس، شبِ بی‌خواب | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی to be wired؛ پر از انرژیِ عصبی — کافئین، استرس، شبِ بی‌خواب | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۲۵
سه اسپرسو و یک جلسه‌ی پُرچالش؛ حاصلش یک صفت است: برق‌گرفته.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Be Wired را یاد می‌گیری: «صفتِ wired برایِ بی‌قراریِ پُرانرژی» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۲۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Be Wired»

«wired» حالتی است که انگار بدنت را به برق وصل کرده‌اند: قلبِ بی‌قرار، دستِ لرزان، ذهنی که خاموش نمی‌شود؛ از کافئین، استرس یا شبِ بی‌خوابی. پرکاربردترینِ جمله‌یِ زندگیش هم همین است: «I am too wired to sleep» — آن‌قدر رویِ سیمم که خوابم نمی‌برد.

خواهرِ درسِ پیشین را اشتباه نگیر: «pumped» انرژیِ شیرینِ پیش ازِ بردن است؛ «wired» انرژیِ ترشِ فشار. بدن در هر دو بالا است، مزه‌شان یکی نیست — پرسشِ شبِ امتحان هم همین است: ذوقم یا اضطراب؟ هر دو با تپش می‌آیند. اگر خواستی دقیق باشی: «wired» معمولاً موقت و ساختگی‌ست (چای، ددلاین)، ولی اگر هر شب تکرار شود، دیگر صفتِ بامزه نیست؛ حرفِ دکتر است.

خانوادۀ معناییِ کلمه یک نکته‌یِ طلایی دارد: «wired differently» — کسی که سیم‌کشی‌اش فرق دارد؛ جورِ دیگری فکر می‌کند، حس می‌کند، می‌درخشد. این عبارت، محترمانه‌ترین و دقیق‌ترین راهِ گفتنِ تفاوت است؛ برایِ بچه‌ی بیش‌فعال، مهندسِ وسواسی یا هنرمندِ شب‌بیدار. و دو هم‌نامِ بی‌ربط را هم بشناس تا در املایِ ایمیل گیر نکنی: «Wi-Fi» شبکه‌ی بی‌سیم است و «wired» اتصالِ سیمی؛ تلفظشان برادر است، املا فرق دارد.

🗣 تلفظ: «وایَرد» /ˈwaɪərd/ — یک‌هجا و نیم؛ d آخرِ تودماغی

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

گفت‌وگویِ قهوه، ددلاینِ پروژه، اعترافِ شبانه به دوست؛ همه‌جا می‌رود چون بی‌آزار و تصویری است. در ایمیلِ رسمیِ اداری معادلش را بنویس — «I slept badly» — و در مکالمه همین wired را بگو. برایِ توضیحِ فرقِ آدم‌ها هم ابزارِ مهربانی است: «my student is wired differently» هم علمی است هم محترمانه.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Too much coffee makes me wired.—قهوه‌ی زیاد رشته‌هامو سیخ میکنه.A1۱
The kids were wired before the trip.—بچه‌ها شبِ سفر برق‌گرفته بودن.A1۲
I am too wired to sleep right now.—الان اونقدر روی سیمم که خوابم نمیبره.A2۳
Sugar makes you wired, then flat.—قند اول سیختت میکنه، بعد می‌خوابوندت.A2۴
Pumped feels like a party; wired feels like a live wire.—پامپد مثل مهمونیه؛ وایَرد مثل دست‌زدن به سیمِ برق.B1۵
She is wired differently — and the class finally noticed.—سیم‌کشیِ فرق‌داره — و کلاس بالاخره فهمید.B1۶
A wired house has copper; a wired mind has deadlines.—خونه‌ی سیم‌کشی مس داره؛ ذهنِ wired ددلاین.B2۷
Wired at night, wrecked by noon — the coffee equation.—شب سیخ، ظهر ویران؛ معادلۀ کافئین.B2۸
Anxiety writes fast checks; the body pays them slowly.—اضطراب چکِ سریع می‌نویسه؛ بدن آروم نقد میکنه.C1۹
Naming the tremor is half of calming it.—اسم گذاشتن رویِ لرزش، نصفِ آرومشه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ زدنِ شکلِ بدون d
غلط: I am wire today.
درست: I am wired today.
حالت را با «wired» می‌گویند؛ «wire» سیم است و فعلِ وصل کردن.
❌ ساختنِ برایِ «نتوانستن»
غلط: too wired for sleeping
درست: too wired to sleep
قالبِ «too + صفت + to + مصدر» است؛ «for sleeping» از این خانواده نیست.
❌ قاطی‌کردن با شبکه‌ی بی‌سیم
غلط: My Wi-Fi is wired from the stress.
درست: I am wired from the stress — the Wi-Fi is fine.
سیم‌کشیِ عصبی با مودم فرق دارد؛ در نوشتار هم «wired» است هم «Wi-Fi» — دو املا، دو دنیا.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You drank the whole pot by yourself, didn’t you?
کلِ قوریو خودت خوردی، نه؟
Two espressos. My eyelids filed a complaint.
دوتا اسپرسو. پلکام شکایت ثبت کردن.
Bedtime trick: dim light, no screen, ten slow breaths.
قانونِ خواب: نورِ کم، بی اسکرین، ده تا نفسِ آروم.
I will try — tonight, less wire, more sleep.
تلاشمو میکنم؛ امشب سیمِ کمتر، خوابِ بیشتر.
✍️ تمرین شما: امشبِ خودت را یک خط انگلیسی بنویس: چند فنجان چای/قهوه رشته‌هایت را سیخ می‌کند و شب را چه می‌کنی. بعد یک جمله با «wired differently» درباره‌ی کسی که دوستش داری — از جنسِ تحسین، نه برچسب؛ تفاوتِ این دو را که در جمله حس کردی، تمرین تمام است.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «wired» کدام حالت است؟
۲. فرقش با pumped در چیست؟
۳. ساختارِ درستِ «نتوانستن از شدت» کدام است؟
۴. «wired differently» یعنی؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 هم‌معنایِ بی‌خوابی است؟
نه؛ «insomnia» نامِ پزشکی و پایدار است، «wired» حالِ گذرای شبانه. تکرارِ شب‌هایِ wired را جدی بگیر — آنجا صفت، نشانه است نه شوخی.
🔹 املا و تلفظِ وای‌فای چه شد؟
«Wi-Fi» شبکه است، «wired» سیم؛ تلفظ برادری دارند، نوشتن‌شان فرق دارد. در ایمیل اگر یکی را به‌جای دیگری بنویسی، مخاطب فکر می‌کند داری از مودم حرف می‌زنی.
🔹 چرا اثرِ کافئین را wired می‌گویند؟
چون استعاره‌ی جریانِ برق را نگه داشته: محرک، عصب را «وصل به برق» می‌کند؛ همان کلمه‌ای که برایِ زنگِ در و زنگِ تلفن هم هست («wired to the bell»).

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Be Wired را یادت بماند: wired یعنی از شدتِ کافئین یا استرس، سیخ و بی‌قرار — برعکسِ شیرینیِ pumped؛ ساختارِ too wired to sleep، قالبِ wired differently، تفاوت با وای‌فای در املا، ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید