در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Demanding را یاد میگیری: «صفتِ مؤدبانهی «demanding» برایِ آدم و کارِ زیادطلب» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۸۳۴ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «Demanding»
«demanding» اتهامِ بدجنسی نیست؛ آمارِ هزینه است. آدمِ «demanding» زیاد میخواهد: رئیسِ سختپسند که تحویلش بینقص باشد، مشتریای که هر رنگ را بخواهد، کلاسی که هر هفته چیزی ازت میگیرد. در فارسی نزدیکترین ترجمههایش «سختگیر» و «پرانتظار» است، اما دقتش را ندارند: این صفت نمیگوید بد است، میگوید سنگین است و آدم را به چالشِ وقت و دقت میکشد. به همین دلیل مؤدبانهترین نقدِ ممکن از یک آدم یا یک شغله.
این صفت پیراهنِ فعل را هم به تن دارد و اشتباهِ کلاسیِ زبانآموزها همینجاست: «They are demanding from an answer» نشدنی است. صفت با «to be» میآید یا قبلِ اسم: «a demanding client»؛ فعلِ «demand» برایِ «با صدای بالا خواستن» متعدیِ مستقیم است و «from» نمیخواهد: «They demand answers». یکی توصیفِ شخصیت و وزن است، دیگری درخواستِ مشخصِ امروزی.
مقیاسِ سهپلهای را یاد بگیر تا جایِ دقیقِ کلمه را پیدا کنی: «challenging» سختیِ جذابِ رشددهنده است — همان که در رزومه مینویسند؛ «demanding» سنگین است ولی قابلِ تحمل و حتی محترم؛ «exhausting» دیگر تمامش است، جایی که غر میزند. زبانآموز معمولاً تند میرود سراغ «very difficult» که بویِ شکایت میدهد؛ انتخابِ درستِ حرفهایِ وسطِ این پلههاست. و یک دامِ ترجمهیِ خطرناک: «پرتقاضا» را «demanding» مترجم نکن — آن «in demand» است؛ «demanding» همیشه از کفهیِ تو کم میکند، نه به جایت اضافه.
کاربرد و لحن
خانهیِ «demanding» نقد و شرحِ شغل و گزارشِ کاری است: مصاحبه، رزومه، بازخوردِ پروژه. برایِ آدمش نرمترین برچسبِ منفی است؛ برایِ کارش دقیقترین توصیفِ بیغرغر. در گفتوگویِ روزمره هم شنیده میشود — «the week has been demanding» — و لحنِ خستهیِ باکلاسه. در متنِ آکادمیک هم بهجا است؛ این یکی از آن واژههایِ کمسروصدا و همهمنظوره است.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
Demanding را یادت بماند: demanding یعنی سختگیر و پر توقع؛ چرا در نقدِ رئیس و توصیفِ شغل انتخابِ درستی است، فرقش با challenging و exhausting، دامِ پرخواسته برایِ بازارِ کار، و جایِ فعلِ demand در گرامر؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها