پرش به محتوا
Home » معنی pull the plug؛ قطعِ برق — تمام‌کردنِ یه ماجرا | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی pull the plug؛ قطعِ برق — تمام‌کردنِ یه ماجرا | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۵۷
بعضی تصمیم‌ها سه‌کلمه دارند: سیم را بکش.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Pull The Plug را یاد می‌گیری: «از قطعِ پشتیبانی تا تصمیمِ سنگینِ بالین: «pull the plug on»» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۵۷ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Pull The Plug»

«pull the plug on something» یعنی تصمیمِ تمام‌کننده: جریان را قطع کن و بگذار چیزی که به آن وصل بود، بخوابد. رایج‌ترین زمین‌ها: پول و پشتیبانی — «the city pulled the plug on the project» یعنی بودجه را بستند و پروژه خوابید؛ اشتراک و سرویس — «pulled the plug on the gym membership». معادلِ فارسیِ خودمانی‌اش «کشتن» است برایِ طرح: «سریالو کشیدند»، دقیقاً همان کاری که «pull the plug on the show» می‌کند.

گرامرِ ثابت: فعلِ «pull» + «the plug» + «on» + چیزی که می‌میرد. حذف‌کردنِ «on» جمله را زمین می‌گیرد («pulled the plug the project» نشدنی)؛ «plug» هم همیشه با «the» می‌آید چون آن یک دوشاخۀِ نمادین است، نه هر فیشی. شکلِ اسمی‌اش هم هست: «the plug was pulled on the deal» — مجهول، برایِ وقتی می‌خواهی قاتل را نگویی. و فعل‌هایِ جایگزینِ لطیف‌تر هم داری: «ended», «shut down», «cut off» — «pull the plug» از همه سریع‌تر و تصمیمی‌تر است، انگار دست واقعاً رویِ سیم بوده.

سنگینِ‌ترین مصرفش، همان «اتاقِ بیمارستان» است: در اخبار، «the family pulled the plug» اشاره به قطعِ دستگاهِ نگه‌دارنده‌یِ حیات دارد — تصمیمِ اخلاقیِ نهاییِ خانواده برایِ کسی که شانسی ندارد. وقتی اصطلاح را می‌فهمی، در تیترها باید بدانی کدام معناست: «pulled the plug on the startup» یعنی ورشکستگی؛ «pulled the plug» در پرونده‌یِ پزشکی، یعنی غم. همان دو‌معنایی‌ست که این کلمه را از «cancel» جدا می‌کند: «cancel» قرارداد را بی‌اعتبار می‌کند؛ «pull the plug» زندگیِ یک چیز را قطع می‌کند.

🗣 تلفظ: «تو پول ذا پلاگ» /tuː pʊl ðə plʌɡ/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

خانه‌اش تصمیم‌هایِ مالی و مدیریتی است: «we are pulling the plug on the beta». در گفتارِ روزمره هم برایِ عادت‌هایِ خودت به کارش می‌بری: «pulled the plug on late-night snacking» — قطعِ ریشه‌ای، نه کم‌کردن. برایِ کپیِ فیشِ پریز هیچ نیازی به اصطلاح نداری: «unplug it» کافی‌ست؛ و در متونِ پزشکیِ حساس، لحنِ خودِ رسانه تعیین می‌کند اصطلاح بی‌ادبانه باشد یا مستند — در فارسی هم معادلِ «کشیدنِ دستگاه» همین لبه را دارد.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

They pulled the plug on the project.—پروژه رو قطع کردن.A1۱
Time to pull the plug on this app.—وقتشه این اپ رو ول کنی.A1۲
The bank pulled the plug before Christmas.—بانک قبلِ کریسمس شیرِ پول رو بست.A2۳
She pulled the plug on the subscription quietly.—آروم اشتراکو لغو کرد — ریشه‌ای.A2۴
Always keep “on” before what dies.—«on» رو همیشه قبلِ چیزِ در حالِ مُردن نگه‌دار.B1۵
The name form hides who pulled it.—شکلِ اسمیِ مجهول، قاتل رو مخفی می‌کنه: “the plug was pulled”.B1۶
In medical headlines, the phrase carries grief.—تو تیترِ پزشکی، این دو‌کلمه غم داره.B2۷
Cancel voids; pull the plug ends.—«cancel» بی‌اعتبار می‌کنه؛ «pull the plug» می‌کُشد.B2۸
Decisions that cut power cut sentiment too.—تصمیمی که برق قطع می‌کنه، دل رو هم قطع می‌کنه.C1۹
Every project hopes not to meet that hand.—هر پروژه آرزو می‌کنه اون دست بهش نرسه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ انداختنِ «on»
غلط: They pulled the plug the series.
درست: They pulled the plug on the series.
پل میانِ «سیم» و «قربانی» همان «on» است؛ بی‌ آن جمله برقِ گرامر ندارد.
❌ به‌کارش بردن برایِ فیشِ پریز
غلط: I pulled the plug from the wall to clean behind it.
درست: I unplugged the TV to clean behind it.
اصطلاح برایِ تمام‌کردنِ ماجراست، نه تمیزکردنِ پشتِ یخچال؛ عملِ فیزیکی «unplug» را داری.
❌ زدن به چیزِ زنده‌یِ واقعی
غلط: He forgot to renew, so we pulled the plug on him.
درست: His contract ended, so we did not renew it.
برایِ آدم‌ها، «pull the plug» سایۀِ پزشکی‌اش سنگین است؛ در کار، قرارداد را بنام نه آدم را — و با «him» شوخی نکن.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

How is the beta doing?
بتا چطوره؟
Six users. Six.
شیش کاربر. شیش تا.
So? Pull the plug on Monday.
خب؟ شنبه سیمشو بکش.
Or restart with a cheaper dream.
یا با یه رویایِ ارزون‌تر از نو راه بنداز.
✍️ تمرین شما: سه چیزِ زندگی‌ات که «نیمه‌کاره» مانده‌اند را فهرست کن؛ با «pull the plug on» برای هرکدام یک تصمیمِ جمله‌ای بنویس. تمرینِ دوم: تیترِ «the network pulled the plug on the series» را به سه شکلِ بازنویسی کن: مجهول، «shut down»ِ اداری، و معادلِ فارسیِ «سریال را کشیدند»؛ بفهم کدام قالب برایِ کدام رسانه است.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «pull the plug on the show» یعنی؟
۲. کدام فعلِ طبیعی‌تر است؟
۳. سنگینِ‌ترین مصرفش کجاست؟
۴. برایِ عملِ فیزیکیِ جداکردنِ دوشاخه؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 فرقش با «cut off» چیست؟
«cut off» برش است از بیرون — آب، کمک، تماس؛ «pull the plug» تصمیمِ آگاهانه‌یِ کسی‌ست که دستش رویِ منبع بود. اولی اتفاق است، دومی امضا.
🔹 در اقتصاد چقدر رایج است؟
خیلی؛ «investors pulled the plug» تقریباً قالبِ استانداردِ تیترهایِ ورشکستگی است. اسمِ فاعل هم ساخته‌اند: «plug-pulling» به‌عنوانِ صفتِ مدیریتی در متن‌هایِ طنزِ مالی.
🔹 چرا بعضی‌ها «yank the plug» می‌گویند؟
«yank» (ناگهان کشیدن) نسخه‌یِ خشن‌تر و عامیانه‌یِ آمریکایی است؛ همان معنا با صدایِ بلندتر. در نوشتارِ معیار، همان «pull» بمان.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Pull The Plug را یادت بماند: pull the plug یعنی برقِ چیزیو قطع کردن — پروژه، اشتراک، حتی دستگاهِ حیات؛ چرا «on» لازم است، فرقش با cancel و cut off، و بارِ اخلاقیِ همین دو‌کلمه در اتاقِ بیمارستان؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید