در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Pull The Plug را یاد میگیری: «از قطعِ پشتیبانی تا تصمیمِ سنگینِ بالین: «pull the plug on»» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۸۵۷ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «To Pull The Plug»
«pull the plug on something» یعنی تصمیمِ تمامکننده: جریان را قطع کن و بگذار چیزی که به آن وصل بود، بخوابد. رایجترین زمینها: پول و پشتیبانی — «the city pulled the plug on the project» یعنی بودجه را بستند و پروژه خوابید؛ اشتراک و سرویس — «pulled the plug on the gym membership». معادلِ فارسیِ خودمانیاش «کشتن» است برایِ طرح: «سریالو کشیدند»، دقیقاً همان کاری که «pull the plug on the show» میکند.
گرامرِ ثابت: فعلِ «pull» + «the plug» + «on» + چیزی که میمیرد. حذفکردنِ «on» جمله را زمین میگیرد («pulled the plug the project» نشدنی)؛ «plug» هم همیشه با «the» میآید چون آن یک دوشاخۀِ نمادین است، نه هر فیشی. شکلِ اسمیاش هم هست: «the plug was pulled on the deal» — مجهول، برایِ وقتی میخواهی قاتل را نگویی. و فعلهایِ جایگزینِ لطیفتر هم داری: «ended», «shut down», «cut off» — «pull the plug» از همه سریعتر و تصمیمیتر است، انگار دست واقعاً رویِ سیم بوده.
سنگینِترین مصرفش، همان «اتاقِ بیمارستان» است: در اخبار، «the family pulled the plug» اشاره به قطعِ دستگاهِ نگهدارندهیِ حیات دارد — تصمیمِ اخلاقیِ نهاییِ خانواده برایِ کسی که شانسی ندارد. وقتی اصطلاح را میفهمی، در تیترها باید بدانی کدام معناست: «pulled the plug on the startup» یعنی ورشکستگی؛ «pulled the plug» در پروندهیِ پزشکی، یعنی غم. همان دومعناییست که این کلمه را از «cancel» جدا میکند: «cancel» قرارداد را بیاعتبار میکند؛ «pull the plug» زندگیِ یک چیز را قطع میکند.
کاربرد و لحن
خانهاش تصمیمهایِ مالی و مدیریتی است: «we are pulling the plug on the beta». در گفتارِ روزمره هم برایِ عادتهایِ خودت به کارش میبری: «pulled the plug on late-night snacking» — قطعِ ریشهای، نه کمکردن. برایِ کپیِ فیشِ پریز هیچ نیازی به اصطلاح نداری: «unplug it» کافیست؛ و در متونِ پزشکیِ حساس، لحنِ خودِ رسانه تعیین میکند اصطلاح بیادبانه باشد یا مستند — در فارسی هم معادلِ «کشیدنِ دستگاه» همین لبه را دارد.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
To Pull The Plug را یادت بماند: pull the plug یعنی برقِ چیزیو قطع کردن — پروژه، اشتراک، حتی دستگاهِ حیات؛ چرا «on» لازم است، فرقش با cancel و cut off، و بارِ اخلاقیِ همین دوکلمه در اتاقِ بیمارستان؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها