در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Harder Than You Think را یاد میگیری: «اصلاحِ کمتخمینی در قالبِ «صفتِ تفضیلی + than you think»» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۸۸۷ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «Harder Than You Think»
«harder than you think» جملهیِ آمادهیِ پایینآوردنِ انتظارات است: «سختتر از آن است که فرض میکنی». فارسیِ امروزش: «سختتر از این حرفاست»، «فکرشو بکن». دو جا میآید و هر دو مهماند: هشدار به دیگری — «opening a café is harder than you think» — و دفاع از خودت — «believe me, it is harder than you think from the outside». در هر دو، کسی که کمتخمینی کرده دعوت میشه به صداقتِ بیشتر؛ لحنش میتواند دلسوز باشه یا نیشدار.
ساختش ریاضیوار است: «صفتِ تفضیلی + than you think». صفتهایِ کوتاه «er» میگیرند: «harder», «tougher», «further»؛ «more hard» نشکستهترین غلطِ این درس است. صفتهایِ بلند با «more» میآیند: «more complicated / more expensive than you think». شکلِ مثبتش تخمین را تثبیت میکند، نه رد: «it is as hard as you think» یعنی حدست درست بود. و در جوابِ کوتاه، فعل آخر نمیآید — «Harder than you think.» یک جملهیِ کاملِ محاورهای است؛ «Harder than you think is.» را هیچجا نشنیدهای. «as you think» برایِ تفاوت به کار نمیره؛ «than» جابهجا نمیشه.
رویِ آدمها هم میچرخد و آنجا تعریف است، نه تهدید: «she is tougher than you think» یعنی اشتباهش نکن؛ با «resilient» رسمیترش کنی جایی نداره. و چرخشِ خطرناکش را بشناس: «easier than you think» در دهانِ تبلیغات و کلاهبرداریهایِ اینترنتی جوونه — وعدهیِ سودِ بیدردسر با همین قالب نرم ساخته میشه؛ زبانخوانِ باهوش وقتی «easier than you think» در پیشنهادِ مالی میبینه، اول به تهلجۀ جمله فکر میکنه، نه به ظاهرش. همین یک مثالِ خوب است که اصطلاحها خنثی نیستند؛ بستۀ دستِ گوینده است.
کاربرد و لحن
وقتی کسی کارِ تو را سبک میشمارد: «Oh, freelancing — how hard can it be?» — جوابِ آرومِ تو: «harder than you think». وقتی خودت میخواهی هشدارِ دوستانه بدهی، «a lot» و «honestly» جلوش آرامش میکنند: «it is a lot harder than you think». در متنِ رسمیِ کاری، نسخهیِ مؤدبترش: «more challenging than it looks» — همان وزن، کفشهایِ رسمیتر. برایِ درسدادن هم عالیه: اولِ هر راهنماییِ طولانی بگو «this is harder than you think — but doable» تا شاگرد هم آماده بشه هم ناامید نشه.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
Harder Than You Think را یادت بماند: harder than you think یعنی تخمینت غلطه، کار دندون داره؛ چرا more hard غلطه؛ چرا در جوابِ کوتاه فعل آخر نمیاد؛ خانوادهی tougher/deeper/further than you think و چرا easier than you think در تبلیغات زنگ خطره؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها