پرش به محتوا
Home » معنی take the edge off؛ تیزی را کم کردن — از گرسنگی تا خشم | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی take the edge off؛ تیزی را کم کردن — از گرسنگی تا خشم | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۸۹۵
یک لقمه، تیغِ گرسنگی را کند می‌کند.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Take The Edge Off را یاد می‌گیری: «کُند کردنِ تیغِ وضعیت، نه برداشتنش» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۸۹۵ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Take The Edge Off»

«to take the edge off» یعنی تیزیِ یک وضعیت را کم کنی، نه این‌که از بینش ببری: یک بیسکویت تا ناهار، یک استکان چای قبلِ بحث، یک مسکن تا وقتِ دکتر. فارسیِ نزدیکش: «تیزی‌اش را گرفتن»، «یه جوری دوئت داشت کردن». کلِ اصطلاح رویِ همین تیغ است — «edge» همان لبۀ تیزِ گرسنگی، درد، خشم یا حتی مستیِ سنگینِ فرداست؛ کاری که می‌کنی صیقل نیست، کند کردنه. برایِ همین جمله با «for now / until» خوب می‌جوشد: «this snack will take the edge off until seven».

گرامرش قالبِ ثابت دارد: «take + the edge + off + چیز». «off» اینجا جابه‌جا نمی‌شود با «from» — «take the edge from hunger» گوش را می‌خِشاند. «the edge» هم معمولاً همان «the» معین را نگه می‌داره؛ «take some edge off» ممکنه ولی سبک‌تر و نادرتره. مفعولِ «off» هر چیزی می‌تواند باشد: «hunger», «pain», «anger», «boredom»، حتی «an argument» — چون تصویر، تیغِ انتزاعی هم می‌بُرد. و فعل با فاعل عوض نمی‌شود: «tea takes the edge off» هم درست است، «coffee took the edge off my morning» هم.

نقطۀ مقابلش را بشناس که نردبان کامل می‌شود: «whet your appetite» یعنی تیز کردنِ میل — تبلیغ باهاش گرسنه‌ات می‌کند؛ «take the edge off» با یک لقمه آرومت. مترادف‌هایِ صاف‌ترِ «کُند کردن»: «dull», «ease», «blunt», «soften» — هیچ‌کدام تصویرِ تیغ و سنگِ سنباده را ندارند، برایِ همین اصطلاح در گفتار می‌درخشد و مترادف‌ها در متن. یک مصرفِ محاوره‌ای هم هست که باید بشنوی: در بار و جمعِ بزرگسال، «a drink to take the edge off» اعترافِ مؤدبانه‌یِ یک پیاله‌یِ آروم‌کننده‌ست؛ معنا را می‌فهمی، استفاده را در زبانِ خودت بسنج — اینجا اصطلاح از «کند کردن» به «میان‌بُرِ فرار» نزدیک می‌شود.

🗣 تلفظ: «تِیک ذا اِج آف» /teɪk ði ɛdʒ ɔːf/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ هر وضعیتِ تیزِ موقت: گرسنگیِ بینِ وعده، دردِ تا ویزیت، عصبانیتِ اولِ جلسه، خستگیِ راهِ طولانی. قولِ درمان نده — این جمله اندازه‌یِ ادعا را کوچک نگه می‌داره، و همین صادقانه‌اش می‌کند. در متنِ پزشکیِ عامیانه انگلیسی زیاد می‌آید؛ در توصیه‌نامه‌یِ رسمی «relieve / ease» را بردار. اگر خواستی شکلِ سؤال بپرسی: «will this take the edge off?» — یعنی «تا سرِ وقت، جواب می‌ده؟» — همان کاربردِ نونِ تستی.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

A banana takes the edge off.—یک موز، تیزیِ گرسنگی را می‌گیرد.A1۱
Tea first, then the hard talk.—اول چای، بعد حرفِ سخت.A1۲
The ad break took the edge off my anger.—وقفۀ تبلیغات، عصبانیتو یک‌کم گرفت.A2۳
A painkiller can take the edge off tonight.—یه مسکن، امشب رو قابل‌تحمل می‌کنه.A2۴
Off, never from: the edge comes off.—«off»، هیچ‌وقت «from»؛ تیغ پایین میاد.B1۵
It dulls the knife, it does not remove it.—تیغو کُند می‌کنه، برنمی‌داره.B1۶
Whet is the opposite: sharpen the want.—«whet» نقطۀ مقابل: تیز کردنِ میل.B2۷
At the bar it means a small pour.—سرِ بار یعنی یه پیاله‌یِ آروم.B2۸
First aid for appetite and arguments alike.—کمکِ اول، هم برایِ شکم هم برایِ بحث.C1۹
Tolerance, not cure — keep the claim small.—تحمله، درمان نه؛ ادعا رو کوچیک نگه دار.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ گرفتنِ «from» به‌جایِ «off»
غلط: It took the edge from the hunger.
درست: It took the edge off the hunger.
تیغ از رویِ چیز «off» می‌رود — تصویرِ بلند‌کردنِ لبه از سنگ؛ «from» جای دیگری می‌درخشد.
❌ قولِ حذف
غلط: One slice and the edge is taken off forever.
درست: One slice takes the edge off until dinner.
این کُند‌کننده‌ست، ویزیتوری نه؛ «forever» را به اصطلاح نچسبان.
❌ جمعِ اشتباه
غلط: Take edges off the pain.
درست: Take the edge off the pain.
تیغ مفرد و معین است؛ «edges» جمع‌ش تصویر را له می‌کند.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Eleven and nothing since breakfast?
ساعت یکه و از صبحی هیچی نخوردی؟
Half a sandwich then — just to take the edge off.
نصفه ساندویچ پس؛ فقط که تیزیش بگیره.
Will that hold you till lunch?
تا ناهار نگهم می‌داره؟
With tea, it will take the edge off boredom too.
با چای، تیزِ بی‌حوصلگی رو هم می‌گیره.
✍️ تمرین شما: چهار «تیزیِ روزمره» (گرسنگیِ قبلِ ناهار، عصبانیتِ بعدِ ترافیک، بی‌حوصلگیِ صبح، دردِ دندانِ نیمه‌شب) را با «… takes the edge off …» در جمله ببر. بعد در یک جمله «whet your appetite» را نقطۀ مقابل‌اش بگذار و یادداشت کن کدام‌شان مشتری می‌سازد کدام‌شان آرامش. آخری: «from» را امتحان کن، بعد «off» — تا گوشت فرقِ غلط از درست را بشنود.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «take the edge off» یعنی؟
۲. حرفِ اضافه‌یِ قالب کدام است؟
۳. کدام نقطۀ مقابل است؟
۴. با «drink» در بار چه بار معنایی‌ای دارد؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 ریشۀ تصویر چیست؟
لبۀ ابزار — تیغ و کارد؛ صیقل‌کار با سنگ، «edge» را می‌گیرد. اصطلاح همان صنعت را به شکم و اعصاب تعمیم داد.
🔹 «dull the pain» چرا نه؟
می‌شود؛ ولی «dull» خشک است و «take the edge off» تصویر دارد و صدا‌دارتر؛ در گفتار اولی محبوب‌تره، در متنِ پزشکی دومی.
🔹 برایِ خشم هم به کار می‌ره؟
آره: «a walk took the edge off my temper» — همان تیغِ انتزاعی؛ هرچیزِ اولِ راه که از داغی می‌کاهد.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Take The Edge Off را یادت بماند: take the edge off یعنی وضعیتی رو قابل‌تحمل کنی نه حل؛ با لقمه قبل ناهار، چای اول صبح، مسکن تا وقتِ دکتر؛ چرا off و نه from؛ و whet appetites نقطه‌ی مقابلش‌ه؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید