در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Let It Go را یاد میگیری: «سه ساختارِ «let it go / let go of / let someone go» و فرقش با give up» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۸۹۴ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «Let It Go»
«let it go» یعنی ولش کن — ولی از همان ولکردنِ نرمتر: نه قهر، نه قیام، فقط دست برداشتن از بحثی که تمام شده و کینهای که پوسیده. فارسیش: «رهاش کن»، «بیخیالش». برایِ روزِ بد، اشتباهِ کوچکِ کسی، یا آن جروجرۀ دوساله که هنوز در سرت تکرار میشود میآید. از «ولش کن»ِ عصبانی مهربانتر است و از «بخشیدم» سبکتر — یک تصمیمِ خصوصی برایِ آرامشِ خودت، نه بخشندگیِ رسمیِ مدالدار.
گرامرش سه خانه دارد. خانهیِ اول همین است: «let it go» — ضمیر «it» بینِ دو فعل مینشیند؛ «let go it» نشدنی. خانهیِ دوم، رهایِ فیزیکی یا ذهنی با «of + چیز»: «let go of the rope», «let go of the grudge». خانهیِ سوم، «let someone go» — در زبانِ اداری یعنی اخراجِ مودبانه؛ «the company let him go» هیچ صدایِ در و دیواری ندارد، ولی دقیقاً همان است. و زمانِ گذشته نگرانی ندارد: «let» در سهزمان میایستد — «yesterday I let it go» همان «let» است، نه «letted» که هیچجا نیست.
همبرادران را جدا بشناس که هرکدام رنگی دارد: «give up» شکست است و تلخی — تو کار را ول کردی؛ «let it go» سالمتره — تو دعوایی را ول کردی و هنوز ایستادهای. «move on» یعنی مسیرت را ادامه بده و عقب را جا بگذار؛ در متنِ جدایی و شهرتهایِ شغلی رایجتره. «drop it» و «let it drop» فرمانِ خشکترند — وقتی میخواهی بحث را با درِ آهنی ببندی نه با نفسِ راحت. و یادت باشد: این اصطلاح قهرمانِ انیمیشنِ یخی شد، برایِ همین بعضی بچهها «let it go» را صدایِ کاراملیِ سرد میدانند؛ بزرگها همان معنایِ پیرین رو میشنون، با یا بدونِ آهنگ.
کاربرد و لحن
برایِ نصیحتِ دوستانه: «it was a bad day — let it go». برایِ خودت در آینه هم کار میکند. در فضایِ کاری وقتی میخواهی کلکلِ بیحاصل را ختم کنی، «let's let it go» نرمترین ترمز است؛ ولی اگر واقعاً باید موضوع پیگیری شود، این جمله کمکاریِ حرفهای به نظر میرسه — اول مسئله را ببند بعد کینه را. در گفتارِ تراپیوار «let go» بدونِ مفعول هم میآید: «I learned to let go». برایِ اخراج در قرارداد و نامه ننویسش — همان «terminate» یا «release» را ببر.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
Let It Go را یادت بماند: let it go یعنی کینه و کلکل را رها کن؛ فرقش با let go ofِ فیزیکی و let someone goِ اخراجی؛ چرا گذشتهاش شکل ندارد؛ و چرا give up برادربدِ همین است؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها