در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Trip Someone Out را یاد میگیری: «گیجیِ رنگیرنگی — از سُرزدنِ پا تا سُرخوردنِ ذهن» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۹۱۸ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «To Trip Someone Out»
«to trip someone out» یعنی چیزی آنقدر عجیب و گیجکنندهاش کند که مغز قُل بخورد: «the ending of the movie tripped me out». فارسیش: «گیجم کرد»، «مغزم سُرخورد». «trip» اول یعنی پایِ کسی را گیر دادن و سُر کردن؛ بعد همان سُرخوردن به فکر سرایت کرد: گیجشدن. در گفتارِ امریکایی، «trip» تنها هم بارِ «عجیبوغریب» گرفته — «that's a trip» یعنی «چهقصهیِ باورنکردنی!». پس اگر کسی گفت «I'm tripping»، یعنی «باورم نمیشه»، نه اینکه دارد سفر میرود.
گرامرش دو میخ دارد. یک: عبارتیِ جداشدنیه — «trip me out» درسته، «trip out me» نه؛ همان قانونِ همۀِ دوپارهفعلها. دو: حالتِ صفتهیِ «tripped out» با «be» میاد: «I was completely tripped out» و برایِ حالوهوایِ صحنه «trippy» هست: «the mirror room looked trippy» — صفتِ فضا، نه فحش به آدم. ثبت: خودمانی و رنگی، با تهمایۀِ دهۀِ شصت؛ در متنِ رسمی جایش نیست و همسایۀِ بیرنگش «weird me out» است. قویترش «freak me out» که ترسوخشم را هم صدا میزند.
دو دامِ همنام را بشناس. یک: «trip» به معنای سفر هیچ قرابتی با این اصطلاح ندارد — «I'm packed for my trip» ربطی به گیجی ندارد؛ فقط تصادفاً همشکله. دو: شکلِ بیمفعول «trip out» میتونه یعنی «خوب خوش گذشتن»: «the kids tripped out at the arcade» — آنجا گیجی در کار نیست، کیفِ کودکانهست؛ زمینه تعیین میکند کدامِ «قُلخوردن» در میانه است. برایِ رئیسِ محتاط، همان «confused me» را بردار و لبخند را برایِ جمعِ خودی نگه دار.
کاربرد و لحن
وقتی آخرِ فیلم، صندلی را به چنگ میاندازد: «that twist tripped me out». قبضِ برق و آمارِ گرانشدن هم از این جنساند: «I saw the bill — totally tripped out». برایِ روایتِ غریب، اولِ جمله هم میاد: «a total trip, that night». در گفتوگویِ جوانپسند، «you're tripping» یعنی «داری مسخره میکنی/باور نمیکنم» — حالتِ حالِ حاضر، نه اصطلاحِ کامل؛ اگر کسی تو جمعِ رسمی گفتش، داری طعمهیِ سؤال میشی. جایِ امنِ اصطلاح، بینِ دوستا و تو تعریفهایِ شبانهست.
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
To Trip Someone Out را یادت بماند: trip someone out یعنی آنقدر عجیب و گیجکننده باشه که مغز آدم قُل بخوره؛ از لنگۀ سُرزدن تا سُرخوردنِ فکر؛ چرا ضمیر وسط میشینه، tripping که فقط به معنی سفر نیست و freak out همسایۀ پرخشمه؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها