پرش به محتوا
Home » معنی trip out؛ مغز را قُل دادن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی trip out؛ مغز را قُل دادن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۱۸
یه صحنه کافیه تا مغزت قُل بخوره.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی To Trip Someone Out را یاد می‌گیری: «گیجیِ رنگی‌رنگی — از سُر‌زدنِ پا تا سُرخوردنِ ذهن» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۱۸ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «To Trip Someone Out»

«to trip someone out» یعنی چیزی آن‌قدر عجیب و گیج‌کننده‌اش کند که مغز قُل بخورد: «the ending of the movie tripped me out». فارسیش: «گیجم کرد»، «مغزم سُرخورد». «trip» اول یعنی پایِ کسی را گیر دادن و سُر کردن؛ بعد همان سُر‌خوردن به فکر سرایت کرد: گیج‌شدن. در گفتارِ امریکایی، «trip» تنها هم بارِ «عجیب‌وغریب» گرفته — «that's a trip» یعنی «چه‌قصه‌یِ باورنکردنی!». پس اگر کسی گفت «I'm tripping»، یعنی «باورم نمی‌شه»، نه اینکه دارد سفر می‌رود.

گرامرش دو میخ دارد. یک: عبارتیِ جداشدنیه — «trip me out» درسته، «trip out me» نه؛ همان قانونِ همۀِ دو‌پاره‌فعل‌ها. دو: حالتِ صفته‌یِ «tripped out» با «be» میاد: «I was completely tripped out» و برایِ حال‌وهوایِ صحنه «trippy» هست: «the mirror room looked trippy» — صفتِ فضا، نه فحش به آدم. ثبت: خودمانی و رنگی، با ته‌مایۀِ دهۀِ شصت؛ در متنِ رسمی جایش نیست و همسایۀِ بی‌رنگش «weird me out» است. قوی‌ترش «freak me out» که ترس‌وخشم را هم صدا می‌زند.

دو دامِ هم‌نام را بشناس. یک: «trip» به معنای سفر هیچ قرابتی با این اصطلاح ندارد — «I'm packed for my trip» ربطی به گیجی ندارد؛ فقط تصادفاً هم‌شکله. دو: شکلِ بی‌مفعول «trip out» می‌تونه یعنی «خوب خوش گذشتن»: «the kids tripped out at the arcade» — آنجا گیجی در کار نیست، کیفِ کودکانه‌ست؛ زمینه تعیین می‌کند کدامِ «قُل‌خوردن» در میانه است. برایِ رئیسِ محتاط، همان «confused me» را بردار و لبخند را برایِ جمعِ خودی نگه دار.

🗣 تلفظ: «تریپ آئوت» /trɪp aʊt/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

وقتی آخرِ فیلم، صندلی را به چنگ می‌اندازد: «that twist tripped me out». قبضِ برق و آمارِ گران‌شدن هم از این جنس‌اند: «I saw the bill — totally tripped out». برایِ روایتِ غریب، اولِ جمله هم میاد: «a total trip, that night». در گفت‌وگویِ جوان‌پسند، «you're tripping» یعنی «داری مسخره می‌کنی/باور نمی‌کنم» — حالتِ حالِ حاضر، نه اصطلاحِ کامل؛ اگر کسی تو جمعِ رسمی گفتش، داری طعمه‌یِ سؤال می‌شی. جایِ امنِ اصطلاح، بینِ دوستا و تو تعریف‌هایِ شبانه‌ست.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

The lights and music tripped me out.—نورها و موزیک، مغزمو قُل دادن.A1۱
That's a trip!—چه ماجرایِ عجیبی!A1۲
You're tripping me out right now.—همین الان داری مغزمو سُرخورد می‌کنی.A2۳
The mirror room looked totally trippy.—اتاقِ آینه کاملاً «trippy» بود — سری‌گردکننده.A2۴
Pronoun in the middle: trip me out.—ضمیر وسط می‌شینه: «trip me out»؛ «trip out me» غلطه.B1۵
Trip for travel shares the word, not the meaning.—«trip»یِ سفری، هم‌نامِه، هم‌معنی نه.B1۶
Weirded me out is work-safe; tripped out is colorful.—تو کار «weirded me out» امن‌تره؛ رنگ با «tripped out»ه.B2۷
Kids trip out at arcades — joy, not confusion.—بچه‌ها تو شهربازی «trip out» می‌کنن — کیف، نه گیجی.B2۸
A stumble of the foot became a stumble of thought.—سُری که اول تو پا بود، به فکر سرایت کرد.C1۹
Half joke, half confession — that's tripped out.—نیمه شوخی، نیمه اعتراف؛ «tripped out» همینه.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ انداختنِ ضمیر بیرون از وسط
غلط: The ending tripped out me.
درست: The ending tripped me out.
تو عبارتی‌هایِ جداشدنی، ضمیر میانِ دو تیکه می‌نشیند.
❌ قاطی با سفر رفتن
غلط: I tripped out in Shiraz last week.
درست: I took a trip to Shiraz last week.
«trip» سفری با «out» این معنا را نمی‌سازد؛ هم‌نامی را به حساب نزن.
❌ گرفتنش به‌عنوان اصطلاحِ پزشکی
غلط: The witness said he tripped out at the scene.
درست: The witness said he felt confused and hesitant.
این لقبِ رفاقتیِ گیجیه، نه شرحِ وضعیت؛ جایِ محضر و پرونده نیست.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Saw my electric bill. I am tripped out.
قبض برقمو دیدم. مغزم قُل خورد.
Number too big to compute?
رقم از حساب خارجه؟
My brain just did a trip, not a calc.
مغزم سُرخورد کرد؛ محاسبه نه.
Same here. Winter rates trip out us all.
منم همونی. نرخِ زمستون، همه رو قُل می‌ده.
✍️ تمرین شما: سه «سُرخوردنِ مغز» برایِ خودت بنویس: آخرِ یک فیلم، قبضِ سنگین، یه آمارِ باورنکردنی — هرکدام با «tripped me out». بعد ضمیر را تمرین کن: سه بار «trip me out» وسط‌دار؛ یک بار «trip out me» بنویس و روش خط بزن تا گوشت عادت کند. تمرینِ آخر: دو خط جدا بنویس که «trip» سفری («a trip to Shiraz») را از «trip out» گیجی جدا کند — تا هم‌نامی، قربانیِ ترجمه نشود.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. اگه چیزی «tripped you out» شده، چی شدی؟
۲. کدام شکل درست است؟
۳. «That's a trip» یعنی؟
۴. امن‌ترین هم‌معنا در دفترِ کار؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 ریشۀِ «trip» کجاست؟
از «trip someone» به معنای گیر دادنِ پا و سُراندن؛ اول زمین خوردنِ بدن بود، بعد زمین‌خوردنِ فکر شد.
🔹 فرقش با «freak out»؟
«freak out» محورِ ترس‌وخشم داره و صدایِ بلندتری‌ه؛ «trip out» گیج‌شدنِ رنگی‌ه، گاهی با ته‌مایۀِ لذت.
🔹 برایِ آدم هم «trippy» می‌گن؟
نه؛ «trippy» صفتِ صحنه و حال‌وهوایه. به آدمش که بچسبونی، هم توهین حساب می‌شه هم مسخره.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

To Trip Someone Out را یادت بماند: trip someone out یعنی آن‌قدر عجیب و گیج‌کننده باشه که مغز آدم قُل بخوره؛ از لنگۀ سُر‌زدن تا سُرخوردنِ فکر؛ چرا ضمیر وسط می‌شینه، tripping که فقط به معنی سفر نیست و freak out همسایۀ پرخشمه؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید