پرش به محتوا
Home » معنی out of whack؛ از ریخت دررفته | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی out of whack؛ از ریخت دررفته | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۲۹
یه‌جاش لق می‌زنه — دقیق‌تر نمی‌گم.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Out of Whack را یاد می‌گیری: «چیزی که باید سرِ جاش باشه و نیست — غُرِ دقیق» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۲۹ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Out of Whack»

«out of whack» یعنی چیزی از ریتم و نظمِ خودش دررفته: «the spreadsheet is out of whack after the update». فارسیش: «از ریخته»، «قِل‌قِنبوله»، «یه‌جاش لق می‌زنه». خودِ «whack» صداسازۀِ کهنه است — «بَق» و «ضربه»؛ و «whack» قدیم یعنی «ضربۀِ درست». چیزی که از این ضربۀِ درست بیرون افتاده، یعنی بی‌نظم — ولی نه خراب؛ فقط به‌هم‌ریخته، که با یک تنظیم برمی‌گرده سرِ جاش.

گرامرش درِ چهارتاییه: بعدِ «be», «seem», «feel», «get»: «the timing feels out of whack». برایِ صاحبش مالکی میاد: «my sleep is out of whack this week». هم‌معنیِ کوتاه‌ترش «off» تنها‌ست — «something is off» آروم‌تره؛ «out of whack» تن‌ورزشی‌تر و عینی‌تر. و مقایسه‌ای نیست: «very out of whack» سواره‌یِ ناشیانه‌ست؛ چون معنا سقف دارد، برایِ تأکید «totally/pretty» را بردار. برایِ فاجعه‌یِ بزرگ به کارش نبر؛ ترازو از ریخته می‌شه، پل نه.

دام‌هایِ خانوادگی را بشناس. «whacked» اسلنگِ جداونه به معنای «داغون/بی‌خود» که عنِ آدم میاد — با این اصطلاح قاطی‌اش نکن. هم‌سایه‌هایِ مرتّب: «amiss» ادبی و سؤال‌محور («something is amiss»)، «wonky» بامزه و بریتانیایی‌مزه («a wonky hinge»)، «off-kilter» صحنه‌ای و ژورنالیستی. و اگر عیب، همه‌جا سرک می‌کشه، اسمِ بازیِ دیگری وسط میاد: باگ‌ها را که یکی‌یکی ببندی و یکی باز بپره، برنامه‌نویس‌ها به‌شوخی همان چکش‌به‌موش می‌گویند — بدونِ اصطلاح هم می‌شه گفت «it keeps popping up».

🗣 تلفظ: «آئوت اَو وَک» /aʊt əv wæk/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

ترازو بعدِ تعطیلات، ساعتِ خوابِ بعدِ پرواز، صدایِ موتورِ صبحگاه — سه صحنۀِ کلاسیکش. در جلسه، طرزِ نرمِ نشان‌دادنِ ایرادِ داده‌هاست: «the totals feel out of whack» — ملایم‌تر از «these are wrong». درباره‌یِ آدمِ بی‌حوصله نگو «he is out of whack»؛ برایِ آدم، «off his game» درستِه. در متنِ رسمی و گزارشِ فنی، نسخه‌یِ خشکش را بردار: «the readings are inconsistent».

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

Something is out of whack.—یه چیزی از ریخته.A1۱
My sleep is out of whack this week.—خوابم این هفته قِلت‌قِلته.A1۲
The numbers went out of whack after the import.—عددها بعدِ ایمپورت، از جا درآمدن.A2۳
It feels off, not broken.—حسِ لق‌زدن می‌ده، نه خرابی.A2۴
Four doors: be, seem, feel, get.—بعدِ این چهار فعل میاد؛ مقایسه و «very» نداره.B1۵
Things wear it; people do not.—عنِ چیزهاست؛ برایِ آدم، «off his game».B1۶
Whack is an old crack of the strike.—«whack» صدایِ «بَق»یِ قدیمیه؛ بیرون‌زدن ازش، بی‌نظمی‌ه.B2۷
Do not merge it with slang whacked.—«whacked» عامیانۀِ «بی‌خود شدن»ه؛ دو خانواده، دو جا.B2۸
Small disorder, precise grumble.—بی‌نظمیِ کم، غُرِ دقیق؛ «out of whack» داد نمی‌زنه، ابرو می‌بنده.C1۹
If it keeps popping, name the game.—اگه همه‌جا سرک بکشه، بازیِ چکش‌به‌موش یاد میاد.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ برایِ آدم
غلط: The new hire is out of whack.
درست: The new hire is off his game.
این تعبیر عنِ نظمِ چیزهاست؛ افتِ عملکردِ آدم، فعلِ خودش رو می‌خواد.
❌ پله گذاشتن رویش
غلط: The clock is very out of whack.
درست: The clock is totally out of whack.
خودش سقف داره؛ «totally» معنا می‌ده، «very» لنگ می‌زنه.
❌ برایِ فاجعه
غلط: The burned kitchen is out of whack.
درست: The kitchen is wrecked.
برایِ ویرانی، واژۀِ قوی لازم‌ه؛ این یکی غُرِ ملایم‌ه.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

Scale says seventy. I ate salad only.
ترازو میگه هفتاد. من که سالاد خوردم.
Probably the springs are out of whack.
احتمالاً فنرها از ریخته.
Or the salad is out of whack.
شاید سالاد از ریخته باشه.
Calibrate the scale — and eat lunch.
ترازو رو تنظیم کن؛ ناهارم یه بهونه نداره.
✍️ تمرین شما: سه «ازریختگی» بنویس: خوابِ بعدِ سفر، ترازو، شاخصِ گوشی — سه تا با «be/seem/feel/get». بعد برایِ هرکی، هموزنِ رسمی‌ش رو کنارش بذار («the readings are inconsistent») تا فرقِ ثبت دستت بیاد. چکِ آخر: جمله‌ای درباره‌یِ همکار بنویس که درآن «out of whack» را به «off his game» تبدیل کنی — دلیلش رو هم یک خط یادداشت کن.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «out of whack» چقدر جدّی‌ه؟
۲. کدام سوژه جور درمیاد؟
۳. همسایۀِ کوتاه‌تر و آروم‌تر؟
۴. ریشۀِ whack چیه؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 چرا «in order» نیست؟
چون تصویر، بیرون‌زدن از ضربۀِ درسته؛ «out of whack» قالبِ قفل‌شده‌ست — «in» جایگزین نمی‌شه.
🔹 بی‌ادبانه‌ست؟
نه؛ غُرِ خودمانی‌ه. تو جلسه برایِ نرم‌کردنِ ایرادِ داده‌ها حتی کاربرد داره.
🔹 و بازیِ «whack-a-mole»؟
ریشۀِ صدا یکیه — چکش و ضربه — ولی آن نامِ بازیِ زدنِ موش‌هاست؛ اینجا ساختارشکنیِ دوم نکن.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Out of Whack را یادت بماند: out of whack یعنی بی‌نظمِ جزئی و محسوس: عددها، خواب، موتور؛ عامیانۀ امریکایی با ریشۀِ صداییِ whack؛ چرا بعد از be/seem/feel میاد و چرا برایِ آدم به کارش نمیارن؛ فرقش با off، amiss و wonky؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید