در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Out of Whack را یاد میگیری: «چیزی که باید سرِ جاش باشه و نیست — غُرِ دقیق» یعنی چه، کجاها به کار میرود، و فارسیزبانها معمولاً کجا اشتباه میکنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز میکند.
🎬 ویدئوی درس ۹۲۹ از مستر کوچ
ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی
معنی «Out of Whack»
«out of whack» یعنی چیزی از ریتم و نظمِ خودش دررفته: «the spreadsheet is out of whack after the update». فارسیش: «از ریخته»، «قِلقِنبوله»، «یهجاش لق میزنه». خودِ «whack» صداسازۀِ کهنه است — «بَق» و «ضربه»؛ و «whack» قدیم یعنی «ضربۀِ درست». چیزی که از این ضربۀِ درست بیرون افتاده، یعنی بینظم — ولی نه خراب؛ فقط بههمریخته، که با یک تنظیم برمیگرده سرِ جاش.
گرامرش درِ چهارتاییه: بعدِ «be», «seem», «feel», «get»: «the timing feels out of whack». برایِ صاحبش مالکی میاد: «my sleep is out of whack this week». هممعنیِ کوتاهترش «off» تنهاست — «something is off» آرومتره؛ «out of whack» تنورزشیتر و عینیتر. و مقایسهای نیست: «very out of whack» سوارهیِ ناشیانهست؛ چون معنا سقف دارد، برایِ تأکید «totally/pretty» را بردار. برایِ فاجعهیِ بزرگ به کارش نبر؛ ترازو از ریخته میشه، پل نه.
دامهایِ خانوادگی را بشناس. «whacked» اسلنگِ جداونه به معنای «داغون/بیخود» که عنِ آدم میاد — با این اصطلاح قاطیاش نکن. همسایههایِ مرتّب: «amiss» ادبی و سؤالمحور («something is amiss»)، «wonky» بامزه و بریتانیاییمزه («a wonky hinge»)، «off-kilter» صحنهای و ژورنالیستی. و اگر عیب، همهجا سرک میکشه، اسمِ بازیِ دیگری وسط میاد: باگها را که یکییکی ببندی و یکی باز بپره، برنامهنویسها بهشوخی همان چکشبهموش میگویند — بدونِ اصطلاح هم میشه گفت «it keeps popping up».
کاربرد و لحن
ترازو بعدِ تعطیلات، ساعتِ خوابِ بعدِ پرواز، صدایِ موتورِ صبحگاه — سه صحنۀِ کلاسیکش. در جلسه، طرزِ نرمِ نشاندادنِ ایرادِ دادههاست: «the totals feel out of whack» — ملایمتر از «these are wrong». دربارهیِ آدمِ بیحوصله نگو «he is out of whack»؛ برایِ آدم، «off his game» درستِه. در متنِ رسمی و گزارشِ فنی، نسخهیِ خشکش را بردار: «the readings are inconsistent».
ده مثال کاربردی
اشتباههای رایج فارسیزبانها
دیالوگ تمرینی
آزمون
سؤالهای پرتکرار
✅ جمعبندی
Out of Whack را یادت بماند: out of whack یعنی بینظمِ جزئی و محسوس: عددها، خواب، موتور؛ عامیانۀ امریکایی با ریشۀِ صداییِ whack؛ چرا بعد از be/seem/feel میاد و چرا برایِ آدم به کارش نمیارن؛ فرقش با off، amiss و wonky؛ ده مثالِ سطحبندیشده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثالهای همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمیشود.
مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلامزبان
نمیدانی از کجا شروع کنی یا مکالمهات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان میگیری: آموزش رایگان مکالمه
📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاسها