پرش به محتوا
Home » معنی floored؛ از پا دررفتن — هم از تعجب، هم از خستگی | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی floored؛ از پا دررفتن — هم از تعجب، هم از خستگی | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ بنر ۳۰ ثانیه‌ای — درس ۹۴۹
هنوز رویِ پای خودت ایستاده‌ای؛ فقط حرف کم آوردی.

در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، معنی Floored را یاد می‌گیری: «حسِ کفِ زمین رسیدن، بدونِ افتادن» یعنی چه، کجاها به کار می‌رود، و فارسی‌زبان‌ها معمولاً کجا اشتباه می‌کنند. بعد از خواندن، آزمون چهارسؤالی همان پایین جواب دادنت را سبز یا قرمز می‌کند.

🎬 ویدئوی درس ۹۴۹ از مستر کوچ

ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.

فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی

معنی «Floored»

«floored» یعنی چیزی آن‌قدر غافلگیرت کرد یا آن‌قدر خسته‌ات کرد که انگار به کفِ زمین رسیدی، بدونِ این‌که واقعاً افتاده باشی: «the question floored her», «after the shift I was floored». فارسیش: «از هوش رفتن»، «موندن»، «از پا افتادن».

گرامرش: دو شکل دارد. در معنایِ اول، معمولاً مجهول میاد — «I was floored by the news» — چون فاعلِ اصلی، حرف یا عدد یا خبره. در معنایِ دوم، حالتی‌ست: «I am completely floored». ریشۀِ تصویری، «floor»ه: کفِ زمین که آدم روی آن می‌افته. و یک معنایِ فنی هم دارد که تو کارگاه و بندر می‌شنوی: «to floor a boat» یعنی کفِ نو برایش ساختن؛ و تو خانۀِ خودمان، همان «کف» می‌شه: «we refinished the floor».

لحن: تعریف و حیرت، صمیمی و قابل‌قبوله — «your presentation floored me»؛ ولی درباره‌یِ آدمی که در بحث یا مسابقه از پا درآمده، بی‌ملاحظه‌ست. اگر می‌خوای از کسی تعریف کنی، «it blew me away» هم‌وزنه و «I was impressed» مؤدبانه‌تر. و یاد باشه: تو انگلیسیِ رسمیِ امروز، برایِ تحقیرِ بازنده، «floored» را به کار نمی‌برن؛ آن‌جا «defeated» میاد — «knocked out» را هم فقط برایِ بوکس بگو، نه برایِ آدمِ واقعی.

🗣 تلفظ: «فِلوِرْد» /flɜːrd/

⬆ بازگشت به فهرست

کاربرد و لحن

برایِ تعجبِ خوب: «the final slide floored the room». برایِ خستگی: «the heat and the walk floored us». در گزارشِ مالی، «the market was floored by the announcement» رایجه و کنایه از افتِ قیمت ه. برایِ فاجعه و خبرِ بد به کارش نبر؛ آن‌جا «devastated» میاد و بارِ جدّی دارد.

⬆ بازگشت به فهرست

ده مثال کاربردی

That question floored me.—اون سؤال، موندّم کرد.A1۱
I was floored after the shift.—بعد از شیفت، از پا افتاده بودم.A1۲
The price drop floored the market.—افتِ قیمت، بازار رو خوابوند.A2۳
Her answer left us all floored.—جوابش، همه‌مون رو بی‌کلام کرد.A2۴
Most often passive: I was floored.—بیشتر مجهول میاد: «I was floored by it».B1۵
Floor is also the room’s bottom.—«floor» یعنی کفِ اتاق؛ تصویرِ همان جا.B1۶
In a boatyard, to floor means re-building.—تو بندر، «to floor a boat» یعنی کفِ نو زدن.B2۷
Blowing away is praise; flooring a loser is not.—«blew me away» تعریفه؛ زمین‌زدنِ بازنده، تعریف نیست.B2۸
Being unable to answer is a kind of praise.—نتونستنِ جواب دادن، خودش جوریه از حیرت.C1۹
Tired bodies and open minds both go down.—هم تنِ خسته پایین میاد، هم ذهنِ حیرت‌زده.C1۱۰

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ به کار بردن برایِ تحقیرِ بازنده
غلط: He was floored, poor guy.
درست: He lost in straight sets.
برایِ آدمِ شکست‌خورده، توصیفِ نتیجه را بردار نه تصویرِ افتادن.
❌ فراموشیِ حرفِ اضافه
غلط: I was floored by him’s honesty.
درست: I was floored by his honesty.
فاعلِ علت با «by» میاد و «him’s» نداریم.
❌ قاطی با «the floor»
غلط: The news broke the floor.
درست: The news floored everyone.
«break the floor» نداریم؛ «floor» اینجا فعله.

⬆ بازگشت به فهرست

دیالوگ تمرینی

You went quiet. My numbers surprised you?
ساکت شدی. اعدادم غافلگیرت کرد؟
Not surprised. Floored. Two years of guessing.
نه، تعجب نکردم. موندّم. دو سال حدس.
Then ask me now, while I still have words.
پس همین الان بپرس، تا هنوز حرف دارم.
Later. Right now I need tea and a rethink.
بعداً. الان چای می‌خوام و یه بازنگری.
✍️ تمرین شما: سه جمله بساز: یکی با «I was floored by …» برایِ تعجبِ خوب، یکی با «floored» برایِ خستگی، و یکی که علتِ حیرت را صریح بگه («the last number floored us»). بعد برایِ همان موقعیتِ اول، نسخه‌یِ مؤدبانه بنویس («it impressed everyone»). چکِ آخر: «floor» را به‌عنوانِ فعلِ اتاق و کفِ زمین هم یک بار به کار ببر.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون

۱. «I was floored by the news» یعنی؟
۲. معنایِ دومِ رایجش کدومه؟
۳. کجا نبایدش به کار برد؟
۴. «to floor a boat» یعنی؟

⬆ بازگشت به فهرست

سؤال‌های پرتکرار

🔹 «flabbergasted» همون‌ه؟
در حیرت آره، ولی «flabbergasted» قدیمی‌تر و طنزآمیزتره؛ «floored» تو گفتارِ امروز طبیعی‌تره.
🔹 «blown away» چطور؟
هم‌خانواده و کمی مثبت‌تر؛ هر دو برایِ تعریف، «floored» می‌تونه فقط خستگی باشه؛ پس زمینه را روشن کن.
🔹 در اقتصاد رایجه؟
آره: «stocks were floored» یعنی سنگین افت کردند؛ کنایه از همان کفِ زمین.

⬆ بازگشت به فهرست

✅ جمع‌بندی

Floored را یادت بماند: floored دو معنایِ روزمره داره: از هوش رفتن از تعجب یا تحسین، و از پا افتادن از خستگی؛ شکلِ رایجش مجهوله؛ معنایِ دومِ فنی‌اش در قایق‌سازی و کفِ اتاق؛ چرا نباید درباره‌یِ آدمِ شکست‌خورده به کارش برد؛ ده مثالِ سطح‌بندی‌شده، دیالوگ و آزمون با ویدئوی مستر کوچ. هر روز یکی از مثال‌های همین صفحه را بلند تکرار کن؛ اصطلاحی که صدا شود، فراموش نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاورهٔ رایگان و تخصصی سلام‌زبان

نمی‌دانی از کجا شروع کنی یا مکالمه‌ات گیر کرده؟ با ما حرف بزن؛ راهنمای مسیرت را رایگان می‌گیری: آموزش رایگان مکالمه

📞 تلفن: ۰۹۲۱۴۸۳۷۹۲۹ · پیام در واتساپ · کلاس‌ها

نویسنده: محسن متین — سلام‌زبان
زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید